دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  120081

بچه ها هیچی بدتر از این نیست که قوم و خویش یه سوتی ، یه اسکل بازی ، یه چیزی از بچگیات داشته باشن، یعنی تو مهمونی ولت نمیکننا تا اشک تو چشات جمع نشه بیخیالت نمیشن ، هر دیقه هم میپرسن یادته ؟ یادته ؟
آقا نمیدونم 2 سالم بوده 3 سالم بوده کی بوده نمیدونم فقط میدونم با تسبیح محکم زدم تو صورت بزرگ خاندان که کسی جرعت نداشته بهش بگه بالای چشت ابروئه !
شانس اوردم الان زندمااااااااااااااااااا !

  120075

دیروز به بابام گفتم پول به ریز به حسابم بهد از نیم ساعت اس ام اس داده فقط نوشته بود 35 زنگ زدم به بابام میگم یعنی چی : میگه تو نمی فهمی یعنی 35 هزاز تومن ریختم به حسابت :D

  120070

اینم شانسه ما داریم‏‏!‏
بادخترعموم تو یک مسابقه پرسش وپاسخ شرکت کردیم,5تابرگه سوال بود.شانسی نفری یه برگه برداشتیم.حالاسوالای سارا دخترعموم رو داشته باشید:
1.کاشف قاره ی امریکا‏?جواب‏=‏‏>کریستف کلمب
2.غده ای درگردن‏?‏‏=‏‏>تیروئید
3.کباب کچل‏?‏‏=‏‏>‏ تاس کباب‏!‏
حالاسوالای من:
1.بنیانگذارشرکت مدی کامپیوتری‏=‏‏>‏‏(که جوابش میشه استیوجابز‏!‏‏)‏
2.کاشف مایع ضدعفونی‏?‏‏=‏‏>جوزف لیستر‏(که بازم بلدنبودم‏)‏
3.از اعضای دستگاه عصبنسو بدن‏?‏‏=‏‏>بصلال نخاع‏(فقط همینو بلدبودم که اونم قبلأ تویه مجله خونده بودم‏!‏‏)‏
عاخه شانسه دارم‏?‏‏!‏

  120069

يك بار به اصرار پسرعموم رفتم روستا خونشون_بعد پسرعموم گفت بريم توزمين هاي كشاورزيمون علف براي گاو و گوسفندا بچينيم(ببريم _درو كنيم) بعد با يك اقدام شگفت انگيزانه_رفت 2تا خر آورد منم از خوشحالي داشتم ذوق مرگ ميشدم(ولي خداييش خيلي ميچسبه خرسواري جاتون خالي)بعد رفتيم علف بريديم و علف هارو روي خر ها كرديم_بعد سوار شديم داشتيم ميومديم به سمت خونه كه يهو چشتون روزخراب نبينه خره گردنشو تا ته آورد پايين و من هم چون قوانین خرسواري رو بلد نبودم زارررررررت از رو گردنش افتادم پايين و علف ها هم افتادن روم_بعد چندثانيه سكوت همه جا رو فراگرفته بود حتي پرنده ها تو آسمون خشكشون زده بود بعد يهو كشاورزهايي كه روي زمين هاي كشاورزي بودن از شدت خنده داشتن گندم هارو بادندون درو ميكردن حتي درختارو هم قطع كردن

  120060

دوستم سر کلاس خوابش برد.
بچه هام همش سر و صدا می کردن.
استاد گفت:
بچه ها چرا مراعات دوستتونو نمی کنید داره استراحت می کنه!
چنان با آرنج زدم به دوستم که پاشد سرجاش گفت استاد سؤالتون چی بود؟؟؟؟
همه بچه ها در حال گاز زدن صندلیا!!!!!

  120054

بچه ها يادتونه قبلا يه يه برنامه ميزاشت بعد اين شعره رو ميخوند ...
با ريتم بخونين ...^_^
گل گفتي اي گل گفتي (دي دي دين )
مثل يه بلبل گفتي (دي دي دين )
جواب عالي دادي
غنچه بودي شكفتي

يادش بخير چه سرگرمي هايي داشتيم ....^_^

كجا كجا لايك ندادي كه ......!!!؟!؟!؟؟؟!!!!!؟؟؟؟؟؟!

  120053

اغا شب عروسی برادرم یه گوسفند گرفته بودیم که جلو ماشین عروس قربونی کنیم همین که میخواستن بیان ما گوسفنرو اوردم بیرون(دست پسز عموم بود)یه لحظه حواسش پرت شد گوسفنده فرار کرد >>اغا مارو میگی 20نفری تو محل دنبالش بودیم هر کی ما رو میدید از خنده منفجر میشد

تا بالاخره بعد نیم ساعت تعقیب و گریز متهم فراری و گرفتیم اوردیمش

اصن یه وضی بود

  120033

آقادوران دبیرستان توخوابگاه سیم کشی میکردیم تو کمدمون و از اونجا گوشیمون رو شارژمیکردیم یه سرپرستی داشتیم اسمش اسفندیاربود فامیلیش بمونه آقا از تو لامپ سیم برده بودیم تو کمد واین سرپرست خوش فکرما دید به دوستم علی اصغر گفت برو چهارپایه روبیارمیخوام بازکنم قالب لامپو علی اضغر رفت چهارپایه رو آوردوسرپرسته رفت روچهار پایه داشت بازمیکرد لامپو یدفه دوستم بلند یه جیغی زد سرپرسته جفت کرد ازبالای چهارپایه سقوط کرداو افتاد پایین و افتاد دنبال علی اصغر نبودید بخندید قیافه سرپرسته شد بود قرمز در حد لبو

  120032

آقا دوسال پیش باپسرعموم رفتیم فوتبال شهرستان اسم پسرعموم بابکه موقع برگشتن کلا پانصد(پونصد)تومن بیشتر تداشتیم گفتیم همون رو بدیم یه هندونه بخوریم به فروشنده گفتیم آقا پونصد تومنو هندونه بده یه هندونه داد خیلی کوچیک بود گفتیم این که خیلی کوچیکه کجای مارو میزنه آخه گفت شما اینو خوردیدمن یه هندونه دیگه بزرگ میدمتون مرده رفت تو ماشین آچار بیاره برگشت دیدعین لاشخورا خوردیمش فقط پوستش مونده چشاش 4تا شد گفت یاخدا اینا کین دیگه گفتیم تو سرقولتی یکی قراربود بدی آقا یه هندونه دیگه داد اونم فک کنم یک دقیقه طول نکشید لومبوندیمش بله یه همچین لاشخوری هستیم من وبابی

  120013

پیشنهاد میکنم به بچه هاتون یاد بدین اول مدرسشون جلو معلما دست تو دماغشون نکنن
من روز اول مدرسه دستم تو دماغم بود یکی از معلما بهم تذکر داد
چشمتون روز بد نبینه موقع کلاس بندی افتادم تو کلاسش
و این اتفاق تا پنج سال دبستانم ادامه پیدا کرد و پنج سال شاگردش بودم
خدا رو شکر رفتم راهنمایی این کابوس تموم شد

  120006

روز دوم مهر بود زنگ تفریح رفتم پیش یکی از خرخونای کلاس نشستم ببینم مظنه بازار چنده؟^_^همیجو داشتن میحرفیدن بحث اینترنت و وایرلس و اینا پیش اومد.یهو ورداشت گف: اصن هرچی مودم بزرگتر باشه میشه میشه بیشتر دان کرد.o_Oبعد سرشو چرخوند سمت من گفت: مگه نه؟ من اصلا وحشت کردم با سر گفتم نه ترک کردم اون مکان نفرین شدرو.ینی دریچه وسیعی به سمت علوم فناوری این برا من وا کرد.
هییییس هیچی نگین.فقط دو دقه خفه خون |:

  119998

یادمه دبستان که بودم یه بار مامانم کچلم کرد سرکلاس معلم میگفت کی میاد واسه ازمایش علوم همه دستاشون بالا که خانم ما خانم ما بجز من معلم هم که الا و بلا تو باید بیای اغا چشتون روز بد نبینه تا ما رفتیم سریع مقنعه ام در اورد چشمام رو بست همه کلاس مث بمب ترکیدن از خنده..
همه شانس دارن ما هم شانس داریم وااالااا

  119990

عاقا یه روز ما زبان داشتیم و دبیر طبق معمول میخواست درس بپرسه.این دوسته منم سریع نشست معنی همرو زیرش نوشت
شانسش زد و اینو صدا زد
رفت و همرو خیلی اروم اروم معنی کرد ک مشخص نباشه نوشته
بعد یهو رسید ب ی جمله ک معنیش پدر کُشتی ایران بود!!
اینم خوندش پدر کِشتی ایران
دبیرم با خنده گفت :لاقل معنی مینویسی َ ِ ُ بذار تابلو نکنی!
هیچی دیگه دبیر تا یه ماه وقتی اینو میدید میخندید!!
سه نقطه دی:))))))

  119989

ترم 1 دانشگاه بودم هیچ کسیم نمی شناختم شانسه گنده ما اون روز دل پیچه شدید گرفته بودم . ازون وقتا بود که با یه کوچولو راحت شدن معدم اروم میشد خلاصه رفتم تو یه کلاس دیدم هیچ کسی نیست رقتم تو کلاس شروع کردم خودمو راحت کردن تق توق یهو دیدم یه دختره از پشت میز استاد بلند شد با تعجب منو نگاه می کرد گوله فرار کردم 1 هفته دانشگاه نرفتم هیچی رفتم ارایشگاه کچلم کردم که منو نشناسه

  119987

دختره هم دانشگاهیم اشتباه یه اس فرستاد به من .منم دوباره فرستادم واسه خودش خوب ک فهمید چه گندی زده اس داد ببخشید بخدا میخواستم واسه نامزدم بفرستم.منم که پرو گیر دادم اگه راست میگی بگو نامزدت بیاد دانشگاه ببینیمش اونم گفت باشه.
نمیدونم چرا الان 2ترمه دیگه نمیاد دانشگاه