تاریخ انتشار : آبان 1392
یادمه دبستان که بودم یه بار مامانم کچلم کرد سرکلاس معلم میگفت کی میاد واسه ازمایش علوم همه دستاشون بالا که خانم ما خانم ما بجز من معلم هم که الا و بلا تو باید بیای اغا چشتون روز بد نبینه تا ما رفتیم سریع مقنعه ام در اورد چشمام رو بست همه کلاس مث بمب ترکیدن از خنده..
همه شانس دارن ما هم شانس داریم وااالااا











.gif)
.gif)