دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 120053

تاریخ انتشار : آبان 1392

اغا شب عروسی برادرم یه گوسفند گرفته بودیم که جلو ماشین عروس قربونی کنیم همین که میخواستن بیان ما گوسفنرو اوردم بیرون(دست پسز عموم بود)یه لحظه حواسش پرت شد گوسفنده فرار کرد >>اغا مارو میگی 20نفری تو محل دنبالش بودیم هر کی ما رو میدید از خنده منفجر میشد

تا بالاخره بعد نیم ساعت تعقیب و گریز متهم فراری و گرفتیم اوردیمش

اصن یه وضی بود