دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  119986

دوم دبیرستان نزدیکای تعطیلات نوروز بود زنگ عربی معلمه از اینکه اومده بودیم مدرسه شاکی بود.
میخواست تلافی کنه ، گفت میخوام امتحان شفاهی بگیرم ماهم شاکی شدیم ولی راه نداشت،
گفت:اونایی که کتاب نیاوردن بیان پایین(منم بودم) رفتیم هممون صفر شدیم .
عاقا این لامصب تا جایی که جا خورد مارو زد .
بعد گفت:حالا اونایی که کتاب اوردن بیان پایین اونام رفتن تا جایی که خورد اونارو هم زد(اخه همه صفر شدن)
الانم که الانه نمیدونم چرا نگفت همه بیا پایین میخوام بزنمتون :|

  119983

آقـا مـحرم پارسال بود
وسط سینه زنی یدفه مداحه گفت:بوی کـربلا میاد!
"شفــا" داری "مریض" میخوای بگو یا حسین!!!!
مـلت عربده میزدن:یـــا حــــســین!!!!
آقــا مـن دستمو گاز گرفته بودم صدا خنده م نیاد :)))
مـوقـع شـآم بـود جـلو در بـودم گـفتم فازه عزاداری پریده یه چی بگم بچه ها شـاد شن
رفـتم جلو در ورودی صدامو صاف کردم گفتم:
بـرادرایی که با دمپایی اومدن با کتونی برنگردن صــلوااااتِ مـحمدی پسند برفســت :)))
ملت کف و خون قاطی کرده بودن انقد خندیدن!
میترسم امسال برم اون هیئت اعدامم کنن :))

  119976

فسقلی بودم با دختر خالم و دختر داییم،که 7 8 سال از من بزرگتر بودن میرفتیم خونه مامان بزرگم.منو بیرون نمیبردن.اذیتم میکردن و از این کارا ...
یه بار منم تو ریملشون فلفل ریختم.کارشون به دکتر رسید.تا 12 سال این راز محفوظ بود و همش به ریمل فروش فحش میدادن. :D
محمد ِ انتقام جو ^__^

  119974

رفیقم سیم کارت رایتل داره
دیروز داشت جلو من با مادربزرگش ویدئو تالک میزد!
بـعد مادر بزرگ مرحوم منم تلفن زنگ میخورد میرفت درو وا میکرد :/

  119973

آيا ازتنهايي خسته شدي؟
آيا از يكنواختي زندگي رنج ميبري؟
آيا ميخواهي تنوع داشته باشي؟
آيااز درس خواندن بدت مي آيد؟
آيا ميخواهي خودكشي كني؟
آيا افسرده شده اي؟
مابه شما خر سواري را پيشنهاد ميكنيم
(گفت وگوي پسر عموم كه تو روستا زندگي ميكنه بامن)
پسر عموي خرسواره ماداريم

  119971

فک کنـم دوم راهنـمایی بـودیم،یه معلم ریاضـی داشتیم سـید بـود،روز عـید اومـد تو کـلاس
گـفت بچه ها من تو هر کلاس به قید قرعه به یه نفـر یه اسکناس پونصدی عیدی میدم!
خدا شاهده بچه ها داشتن خودزنی میکردن که توروخـدا به مام بـده
عـاقا قـرعه کشی کرد از شانس شماره دفتری من دراومد :))
همه بچه ها دپرس شده بودن که عیدی نگرفتن
مـنم داشتم میرفتم خونه،دیدم تو تاکسی پول خورد ندارم دادمش به راننده
خیلیــَم ریلکس :))

  119967

يه دفه تو بانك برنده شدم
از بانك زنگ زدن خونمون گفتن خانوم فلاني؟ گفتم خودمم امرتون؟ گف كه تبريك ميگم شما تو قرعه كشي برنده شديد! اصن اشك تو چشام حلقه زده بودو زبونم از خوشحالي بند اومده بود. گفتم چي؟ گفت ٥ هزارتومن پول! بيايد امضا كنيد تا بره تو حسابتون! من اون لحظه تمام باورام فرو ريخت. گفتم مرسي نميخواد من فقط ده تومن كرايه تاكسي بايد بدم تا اونجا بيام!
شانس مارو باش .
والا! با اين جوايز نفيسشون

  119963

K : E @@@@@
دیروز صبح ساعت هشت تا ده فیزیک داشتم ساعت هشت و نیم سر کلاس بودم که اوستا زنگ زد ، گفتم استاد برم بیرون ^_^
استادم که خانم محمدی باهام خیلی پایه بود گف نه ^_^
منم پررو گوشی رو برداشتم گفتم الو سلام مهندس ^_~
اوستا : مهندس کیه کامران اوس محمدم
من : بله مهندس به جا آوردم کارتون رو بفرمایید
اوستا : میخوام برم سر کار کارگر میخوام میای ؟؟؟
من : چشم چشم مهندس زود خودمو میرسون ^_^
من :(با ناز) استااااااد حقیتش بابام پیمون کاره مهندس زنگ زد گفت مشکل پیش اومده من برم^_^
استاد : اومممم برو ولی بفهمم دروغ گفتی خودت برو حذف کن
من : باشددد
عاغا رفتیم سر کار داشتم با فرغون تک چرخ میزدم یه نفر صدا زد سلام پیمون کار ^_^ شربت بیارم ؟؟؟
روم رو برگردوندم دیدم یا خدا این که خانم محمدیه
من : سسسس سلام خانم محمدی شما اینجا چکار میکنید؟؟
استاد : اینجا خونمه تو اینجا چکار میکنی پیمون کار؟؟^_^
دستمو کشیدم طرف اوستا گفتم با مهندس اومدیم سر کار ، خخخخ استاد برم حذف کنم ؟؟
استاد : فکر نمیکردم بچه فشن کلاس کارگری کنه چرا کار میکنی؟
من : استاد نومزد دارم اینم انگشترانم میخوام خرجشو بدم ^_^
استاد :اگر راست بگی ده نمره بهت میدم ^_^ من :باشدددد
عاغا من که فیزیک رو پاس کردم خخخخ

  119943

آقا (بله من باسوادم) امروز تو دانشگاه کلاس آزمایشگاه اصول دیجیتال داشتیم (چیه برق میخونم) داشتیم مدار میبستیم 20 دقیقه در تلاش بودیم که یک LED فسقلی روشن شه بعد اتمام کار ولتاژه بالا دادیم یهو بوی خفه کننده ای پیچید(آی سی سوخته بود) یهو استاد گفت کار کی بود هم گروهیم که دخترم هست هول شد گفت: استاد به خدا کار من نبود آی سی بو داد. یهو کلاس رفت رو هوا اونم یه کلاس 45 نفره که 33 نفر پسره من که داشتم درو دیوارو میجوییدم.

  119934

سلام من علیکم
یهنی شلوار کردی عباس تو حلقت اگه فک میکنی دروغ میگم.........
تازه از آزمون قلم چی اومدم بیرون بگو خب . من سوم ریاضیم و امتحانای سومای ریاضی و تجربی باهمه ولی من نمیدونستم بگو خب . حالا ای یارویی که سوالا رو طرح کرده بود انگار کافر گیر اورده بود بگو خب . منم مثه چی گیر کرده بودم تو گل بگو خب . دیدم راحت میشه از دس جلوییم تقلب کرد بگو خب . منم نامردی نکردمو ار 140 تا سوال ( دقت کن 140 تا سوال ) 30 تا شو از روش نوشتم ( اونجا 30 تا خیلیه ) بگو خب . لحظه ای که خواستم بیام بیرون دیدم 157 تا سوال جواب دادم ( خو دیه نگو خب ، بگو خاک توسرت کنن bw نفهم ) . منم از سوال 141 تا 157 رو پاک کردم پیش کسی هم سه ش نکردم . تا ببینیم کارنامه امتحانم چند میاد .
په تو که هنوزم داری میگی خب . خب که خب . خب اه دیونم کردی ........

  119928

سرکلاس موازنه بودیم استادمون پای تخته مطالبی رو نوشت.بعدبه ما گفت همه رو بنویسید فقط این 2تا واکنش رو ننویسید.داشتیم مینوشتیم یکی ازبچه هاگفت:ببخشید اون 2تاواکنش روهم بنویسیم؟
استاد :نه جانم منکه گفتم ننویسید.
یکم بعدتر،یکی دیگه ازبچه ها: ببخشید اون 2تاواکنش رو بنویسیم یاننویسیم؟ استاد :گفتم که نه نه نه.
یکم بعدترتر،یکی دیگه ازبچه ها:آخرشم نفهمیدیم اون دوتاواکنش رو بنویسیم یا ننویسیم!!!
استاد:چرانمیفهمید شماها. بعدم رفت اون 2تاواکنش رو باحرص تمام پاک کرد.
بلافاصله یکی دیگه ازبچه ها:ببخشید اون 2تا واکنشی که الآن پاک کردید رو باید مینوشتیم یا نه؟!؟!؟!؟!؟

که یهو کلاس منفجر شد !!

  119922

یه سوتی دادم در حد خدا
یه اس ام اس تبریک عید فطر چند وقت پیش واسم اومده بود

دیدم قشنگه تصمیم گرفتم برای عید غدیر اول ویرایشش کنم بعد بفرستم برای همه

حالا اس ام ا س را بدون ویرایش فرستادم

همه زنگ میزنن میگن عید فطر کجا بوده اونوقت ؟ !!!!!!

  119895

ب نظرتون امیدی ب بهبودیش هس؟؟؟؟دوستمو میگم...
چرا؟؟؟امروز زنگ آخر تو حیاط مدرسه واستاده بودیم یهو ی دختره اومد ب دوستم گف سلام و کلی احوال پرسی صمیمانه و اینا...بعدا ک دختره رفت ازش میپرسیم کی بود؟؟؟میگه نمیدونم والا حدودا ی سالی هس باهم سلام علیک داریم خعلی دختر خوبیه:|
دوستان واسش دعا کنین ما ک نا امید شدیم

  119875

رو كاناپه نسته بودم يهو بابام با عصبانيت اومد طرفم يقمو گرف بلند كرد از زيرم يه تيكه پارچه چروكيده درآورد گفت اين شيه؟نگاش كردم ديدم پيرهنشه وااااي گفتم ببخشيد حواسم نبود ميگه كودن آدم ميخواد يه جا بشينه اول زيرشو تميز ميكنه گفتم بابا اون كه بز بود زد پس كلم گف پس خاك بر سرت كه از بزم كمتري يالا پيرهنمو اتو كن داشتم اتو ميكردم يه شلوار گذاش كنار گف اينم جريمت يكم بعد يه پرهن دگ با دو تا زير پوش پرسيدم اينا دگ باس شي ميگه اتو داغه انر‍ژي هدر ميره
دگ هيشششي ندارم بگم

  119856

آقا یعنی اگه تو کنکور رتبه ام تک رقمی میشد اینقد خوشحال نمیشدم که حالا شدم.میگین چرا؟بلاخره من هم امتیاز هدیه دریافت کردم.اصلا یه حسی عجیبی داره.انگار بدون زحمت پول در اوردن.
بازم دمت گرم4jok