گاهی فرار می کنم از فکر کردن به تو...مث رد کردن آهنگی که خیلی دوسش دارم.
@سرندپیتی · ۶۰ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
گاهی فرار می کنم از فکر کردن به تو...مث رد کردن آهنگی که خیلی دوسش دارم.
شمع تولدت را هوادارانت فوت خواهند کرد, تویی که با دروغ و ریا بیگانه بودی , و همین شد دلیل ماندنت..
( تولدت مبارک عقاب آسیا )
نگران فردایت نباش..
ما اولین بار هست که بندگی میکنیم.
اما او قرن هاست که خدایی میکند.
عاخا امروز ماشین لباس شوییمون خراب شد, داداشم 4بار بازش کرد؛بست؛ روشنش کرد,تا اینکه دور پنجم درست شد!
حالا از عصری گیر 10پیچ داده باس نمایندگی بزنم :|
خودشیفتگی کاذب بهش دس داده عجیب.
فک و فامیله عجوج ومجوجه داریم عایا??
من o¡O
اخوی بنده *¡*
نمایندگی لوازم برقی :/
املت :(
کاذب :[
اندرخاطرات پدرم:
-کلاس پنجم ابتدایی بوده معلم یکی از دوستاش رو صدا میکنه بره پای تخته ریاضی رو حل کنه.
پسره 5دقیقه جلو تخته وایمیسته زل میزنه به کفشاش!
معلم میپرسه کی بلده حلش کنه???
از قضا(غذا,قزا) بابام میره پای تخته مسئله رو حل میکنه.!
معلم به بابام میگه: شما مختارید ایشون رو(همون شاگردتنبله) تنبیه کنید :))
بابام هم رفت رو پله ی جلو تخته ایستاد,پسره پایین پله,همچین کوبید@ پس کله ی پسره که پسره صدای غاز داد : >
اینقد شدت ضربش زیاد بوده,که حتی معلم دلش سوخت :/
خفه خون گرفت
همچین ادمای دست سنگینی هستیم ما :))
یه روز گنجشکی میبینه یه عقرب پیر گریه و زاری میکنه که توان رفتن به اونطرف رودخونه رو نداره.
از گنجشک خواهش وتمنا میکنه کمکش کنه.
گنجشک از روی دلسوزی کمک میکنه,اما همین که میرسن اونطرف رودخونه گنجشک میبینه پشت سرش میسوزه!
به عقرب میگه: چرا نیشم زدی, من که بهت کمک کردم!
عقرب باشرمندگی میگه: واللا خودمم خیلی ناراحتم ولی چه کنم ذاتم اینه.
خدایا می بینی ؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا که پر از حرفیم, دیگر زنگ انشاء نداریم!
اینم شانسه ما داریم!
بادخترعموم تو یک مسابقه پرسش وپاسخ شرکت کردیم,5تابرگه سوال بود.شانسی نفری یه برگه برداشتیم.حالاسوالای سارا دخترعموم رو داشته باشید:
1.کاشف قاره ی امریکا?جواب=>کریستف کلمب
2.غده ای درگردن?=>تیروئید
3.کباب کچل?=> تاس کباب!
حالاسوالای من:
1.بنیانگذارشرکت مدی کامپیوتری=>(که جوابش میشه استیوجابز!)
2.کاشف مایع ضدعفونی?=>جوزف لیستر(که بازم بلدنبودم)
3.از اعضای دستگاه عصبنسو بدن?=>بصلال نخاع(فقط همینو بلدبودم که اونم قبلأ تویه مجله خونده بودم!)
عاخه شانسه دارم?!
دقت کردین وقتی ناخناتو لاک نمیزنی مسئولین دانشگاه هیشکی نیس بهت گیر بده, ولی اگه یه روز بادلوفرصت بشینی ناخناتو لاک بزنی, تا ابدارچی دانشگاه هم بهت چپ چپ نگاه میکنه.
طرف میره پمپ بنزین یارو میگه معمولی بزنم یا سوپر?¿
طرف میگه معمولی بزن بابا ؛ خونواده تو ماشین نشسته !
یه بار حوصلم سر رفته بود, به یه شماره ی ناشناس sms دادم به این مضمون:
عزیزم, من حاملم !! @ ¿ @
فکر کنم زنش بود زنگیده بود.نفهمیدم چی میگفت فقط صدای جیغ جیغوش میومد.
همچن آدم کصافطی ام من!
ادمها که عوض می شوند,از سلام و شب بخیرشان می شود فهمید.
از حرف ها و نگاه ها,از گودال های عمیقی که بین خودشان وتو می کنند و درونش را پر از دلیل می کنند.
ب سلامتی خودم که از 50 از دوستام 3تاش واسه تولدم اومدن.
فانتزیم اینه جلوی محدودیت ارسالم بنویسن:
محدودیت ارسال: امروز شما میتوانید 30جوک ویا اس ام اس برای ما ارسال کنید.که حداقل 20تای ان تأیید میشود.
جاتون خالی خونوادگی شهربازی رفتی�
به بابام میگم:بابایی پول بده برم بلیط ترن بخرم:)
بابام:مگه بچه ای میخوای این وسیله ها رو سوارشی?¿
2دقیقه بعد
ابجیم که9سالشه: بابایی پول بده میخوام صندلی پرنده سوارشم:)
بابام: اینا واسه آدم بزرگاس.توکه نمیتونی سوارشی!
اخه بابای خسیسه تو ذوق زنیه ماداریم????
تازه آخرشبم که واسمون بستنی گرفت,از اونشب بعنوان خاطره ی خوب یاد میکنه!
من....
ابجیم :[ دهنشم گشاده آخه!
بابام :}}}
مامانم :)
ترن @¿@
@¿@
فانتزیم از بچگی این بوده:
10سال پیاپی قهرمان مسابقه موتور سواری,ازین موتور پرشیا, باشم.
توی هر دوره از مسابقات علی کریمی به افتخارم تو تماشاچیا حضور داشته باشه. صداش از تو جمعیت بیاد:/ برو آرنیکا ؛ تو میتونی. بهت افتخار میکنم/
منم وقتی چن دور زدمو بین 50نفر اول شدم, رو موتور درحال حرکت بایستمو پرچمه پرسپولیسو از زیر لباسم بکشم بیرون هی تکونش بدم.خخخخخخخخخخ
بعد یهو پرچم از دستم ول بشه تو چرخ موتور گیر کنه باعث شه زمین بخورم.@@@
در حالیکه از درد به خودم می پیچم حس میکنم یه سایه رو صورتم افتاده.برمی گردم.می بینم جادوگر آسیاست! کلاه کاسکت قرمزمو از سرم برمیداره, دولا میشه درگوشم آروم میگه:
تو باید زنده بمونی.
من باصدای دو رگه از درد میگم: نه علی,نمیتونم!
میگه: گوه خوردی,باید بتونی؛ فهمیدی لعنتی?¿
درحالیکه از دماغم خون میاد,دستمو میذارم روی خون و میزنم به لباش@¿@
وقتی دستمو برمیدارم می بینم أه خون نبوده آب دماغم بوده!
جادوگر آسیا منو میذاره تو لامبورگینی مشکیشو میگه: تا بیمارستان حالشو ببر!
منم از فرط هیجان سکته میکنم و میمیرم!
بچه ها پرسیدن چرا وقتی آب دماغمو زدم ب لب جادوگر,چیزی بهم نگفت? سوال به جاییه. چون جرأت نداشت,آخه بابام مدیر همون باشگاهیه که جادوگر توش بازی میکنه.. ها ها ها ها
سریع ترین نقاشی بودی که دیدم,
در یک چشم برهم زدن روزگارم را سیاه کردی.
سلامتی رفیقی که از پشت خنجر خورد,
برگشتو گفت: بی خیال میدونم نشناختی!
کاشکی اینو میدونستی قهرتوچه دردی داره,بی توتابستونه قلبم چه شبای سردی داره
کاشکی اینو میدونستی نفسم بی تومیگیره,اگه چشماتو نبینم دلم از غصه میمیره.
توشب بغض وسکوتم وقتیکه روبه سقوط�
تورو دارم تو رو دار�
وقتی دلتنگی باهامه یه غمی توی صدامه
بی قرارم بی قرار�
کاشکی اینومیدونستی تویی هرشب توی خوابم,تویی تنهاباورمن تویی تنهاانتخاب�
کاشکی اینومیدونستی بی توحال بدی دارم,بی تو تابستونه قلبم چه شبای سردی دارم...
ادامه دارد...