آقا دوسال پیش باپسرعموم رفتیم فوتبال شهرستان اسم پسرعموم بابکه موقع برگشتن کلا پانصد(پونصد)تومن بیشتر تداشتیم گفتیم همون رو بدیم یه هندونه بخوریم به فروشنده گفتیم آقا پونصد تومنو هندونه بده یه هندونه داد خیلی کوچیک بود گفتیم این که خیلی کوچیکه کجای مارو میزنه آخه گفت شما اینو خوردیدمن یه هندونه دیگه بزرگ میدمتون مرده رفت تو ماشین آچار بیاره برگشت دیدعین لاشخورا خوردیمش فقط پوستش مونده چشاش 4تا شد گفت یاخدا اینا کین دیگه گفتیم تو سرقولتی یکی قراربود بدی آقا یه هندونه دیگه داد اونم فک کنم یک دقیقه طول نکشید لومبوندیمش بله یه همچین لاشخوری هستیم من وبابی
نمایش مطلب شماره 120032
تاریخ انتشار : آبان 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
8162
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534854084
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534854084










