K : E @@@@@
امروز آجی کوچولوم اومد پیشم نشست گف کامی ؟؟ ^_^
من : جونم آجی کوشولو؟؟
آجیم : منو دوس دالی ؟؟
من : معلوم که آره ، من که یه آجی کوشولو بیشتر ندارم ^_^
آجیم : کامی دیشب خواب دیدم ماشین میاد میزنه میکشت ، میشه وقتی مردی گوشیت و اتاقت مال من بشه ^__^ دی:
ای خدااا ، خو چی بگم بش بچه رو ؟؟؟
آره قربونت برم وقتی مردم برا خودت باشنگ ^_^
پاشد رفت بعد پنج دقیقه دوباره برگشت گف داداشی معذرت میخوام
به خودم گفتم : آفرین کامران ، درست باهاش برخورد کردی پشیمون شد به افق های دور دست خیره شدم و گفتم : عیبی نداره آجی کوشولو
آبجیم : حالا که عیبی نداره داداشی من که لباس مشکی ندارم ، وقتی مردی بیام پولاتو ببرم لباس بخرم ؟؟ میخوام از الهامم خوجگل تر بشم ^__^
خاطرات خنده دار
جند سال قبل كه دبيرستاني بودم يه روز صبح كله سحري خواستم مثل دخترهاي خوب جاي دم كنم بابام هم عجله داشت بره سر كار وقتي اومدم جاي رو بريزم شصتم خبر دار شد يه مشكلي هست آخه كلاب به روتون روم به ديوار يه رنك بدي داشت بوي بدي هم ميداد آخرش فهميدم به جاي جاي اسبند ريختم قبل از اينكه كسي خبر دار شه آثار جرمو باك كردم و يه ليبتون انداختم ولي بعدش برا همه تعريف كردم و كلي خنديديم
ب دختر عموم میگم چند کیلویی؟لاغر کردیا
میگه اره از وقتی بینیم عمل کردم کلی وزنم کم شده(منظورش:برا اینکه مجبور بود غذا ابکی بخوره)
خب من ب این چی بگم،:|
خودش اعتراف میکنه دیگه:-D
امروز تو دانشگاه یک پسری داشت از پله ها میومد پایین که یه هو
کیفش افتاد و از توی کیفش خودکارای رنگی ریخت بیرون! همه
میخندیدن! خب آخه به پسرا نمیادددددد D:
اما من رفتم کمک کردم جمع کردیم! تازه صورتی نداشت من بهش قرض دادم ^_^
عاقا یادش بخیر دوران دبیرستان یه روز خواستن مانور زلزه بدن گفتن وقتی زنگ زدن همه بریزین بیرون
خلاصه گذشت تا اینکه زنگ رو دن بچه ها ریختن تو سالن من خودمو زدم به غش خدا وکیلی خیلی باحال نقش بازی کردم بچه ها مانوور رو ول کردن اومدن دارن منو نجات میدن معلم داره دودستی میزنه تو سر خودش مدیرو بگو اصا یه وضعی بود
یه روز صبح که دانشگاه امتحان داشتم بخاطر علافی ماشین یه خرده دیر رسیدم سر جلسه,
با کلی عجله و بدو بدو رسید وقتی نشستم یه لحظه بغل دستیم رو دیدم
خیلی به نظرم آشنا اومد چند بار گوشه چشمی نیگا کردم ولی ...
آخر برگشتم سمتش و خوب که نیگا کردم دیدم معلم هنرستانم بود !!!
یه سلام و علیک مختصر کردم و برگشتم سمت برگه خودم
یه مدتی گذشته بود که متوجه شدم یکی داره آروم صدام میکنه !
سوری ..... سوری .... سوری
وقتی دقت کردم دیدم آقا معلمه با سر اشاره کردم که چی شده ؟
آروم گفت سوال چهار !!!
آقا معلم بود دیگه چیکارش میکردم بهش رسوندم !
)البته من کلاس اون امتحان رو اصلا نرفته بودم نمیدونستم همکلاسیام کیان!(
دیـروز حـراسـت دانـشـگـا مـیـخـاسـت یـه دخـتـره جـلـف رو صـدا کـنـه .. گـفـت .. خـانـومـه مـحـتـرم .. آهـای خـانـوم .. خـانـوم .. بـا شـمـام الـــاغ.. اوی کـیـلــپـــس ؟؟
دخـتـره بـرگـشـت نـگـا کـرد ؟؟؟؟؟؟؟؟
یـعـنـی دانـشـگـا رفـت تـو سـیـاره اورانـــوس ..
بعد از سالها فهمیدم که چرا صورتم همش جوش میزنه بعد از 1 بار که بابام از حموم بیرون اومد رفتم صورتمو با صابونم بشورم دیدم خیسه از بابام پرسیدم ازش استفاده کردی ؟ میگه صابونات خیلی خوبن من همیشه از صابونای تو , تو حموم واسه بدنم استفاده میکنم....!!!!!!
دیروز با مخاطب خاصم رفتم کافی شاپ دیدیم اون یکی مخاطب خاصم با یکی دیگه تو کافی شاپه هیچی دیگه هر دومون جیک نزدیم تا جلو کسی که باهاش اومدیم بیرون ضایع نشیم.....!!!!!
یارو ترم 2 کاردانی تو یونیاومده پیشم نشسته (هم رشته ای هستیم)
میگه:ترم چندی ؟
من:چطور؟
یارو:هیچی، گفتم شاید ترم اولی هستی یه خورده از تجربیاتم در اختیارت بذارم !!!
من: ترم 2
یارو:ترم 2 !!!؟؟؟ پس چطور من نمیشناسمت ؟؟؟!!! منم که ترم دو ئیم !
من:بابا ترم 2 کارشناسی
یارو خودشو جم و جور کرد گفت : آهااااان ، داداش جان تو بیا این درسامو نیگا کن ببین این استادایی که باهاشون گرفتم نمره میدن ؟!
ترم قبل مشروط شدم،این ترمم مشروط بشم بدبختم ؟؟؟!!!
K : E @@@@@
دوره راهنمایی بودم ، شیطوووون، روز بیست دو بهمن سر صف داشتن جایزه بچه زرنگارو میدادن مدیر مدرسه : پژمان بوق ق ق
کسی بلند نشد ، من از جام بلند شدم
مدیر مدرسه : پژمان تویی
خیلی ریلکس شروارم رو کشیدم بالا که یعنی خواستم شروارم رو درست کنم و گفتم نههههه و نشستم ^__^ خخخخ
مدیر مدرسه : خب پژمان بوق ق نیموده ، نفر بعد : مالک بوق ق
از جام پاشدم خاکای شروارم رو پاک کردم همین جور که برای سوت و تشویق بچه دست تکون میدم به افق خیره شدم
مدیر مدرسه : مالک بوق ق تو هستی ؟؟
من : نههههه و خیلی ریلکس نشستم
مدیر مدرسه :حالا بازیکنای تیم مدرسه که تونستن قهرمان بشن ، کامران بوققق (خودم) : از جام بلند شدم که مدیر مدرسه داد زد گوسپند باز که تو بلند شدی و افتاد دنبالم ، هر چی داد میزدم آقای مدیر به دکمه ای اینتر قسم خودمم ، ای داد ای بیداد تا نزدم ول نکرد ،ننه کجا بودی که کامرانتو کشتن ^__^
موقعی ک دبستان بودم خونه خواهرم طبقه بالای خونه مابود(خونمون 2
طبقه بود)بعدخواهرم شاغل بود وقتی میرفت سرکارنی نی شو و کلیدای
بالارومیذاشت پیش ما.بعدمن ب بهونه اینکه پایین(خونه خودمون)شلوغه
وتمرکز ندارم ک درس بخونم کلیدای طبقه بالارومیگرفتم وکتاب ب دست
وخوشحال میرفتم بالا...امامنکه واسه درس بالانمیرفتم.
میرفتم لباس جشنیا و کفش پاشنه بلندا اجیمو میپوشیدم.تازه ی عروسک
بزرگم داشتم ک لباسا پسرخواهرمو میکردم تنش مثلا بچمه!
وتو آینه باخودم مامان بازی میکردم.اهان راستی باکمک وسیله ارایشی
اجیم ارایش میکردمو کلی ب نظر خودف محشرمیشدم!
خدا منو ببخشه.ی بارم کل پنکیک خواهرم ازدستم افتاد وپودر شد!
امامن طی ی عملیات انتحاری جاکفشی روگذاشتم روخرابکاریم
واون گند روپنهان کردم.اخرشم کسی نفهمید!
عاغا به خدا تقصیر خودم نبود یهو اومد رو زبونم
امروز از مدرسه تعطیل شدیم و دخترا هم داشتن میرفتن خونه، یه دماغ دیدم که یه دختر بهش آویزون بود(خخخخخخخ) منم خواستم جلو دوستاش ضایش کنم گفتم ببخشید خانوم دماغتونو کیلویی چند خریدید؟؟؟؟!!!!!یعنی خداوکیلی تا شعاع 32 متری همه زدن زیر خنده
خب خواهر من دماغتو اَرِّه کن راحت
هیییییییییییی،فک کنم آه دختر دامنمو میگیره،بار الها از عذاب الهی مصونم بدار
لایک=همانا رانده شده ی درگاه خداوند متعالی
به جوووووووون خودم قسم دیروز تو دانشگاه بودم( کاردانشجویی میکنم تودانشگامون) یه پسره با پدرش اومده بخش دبیر خانه باباش میپرسه ببخشید خانوم کتابای دانشجوهارو اینجا میدن؟یعنییییییییییییییییییییی رایانه ها(بله فارسیم تو حلقم)رو گاز زدییییییییم برق گرفتمون از خنده.فکر کنم انتظار داشتن کتابارو بسته بندی کنیم ویه پاپیون صورتی ام روش بزنیم با یه بسته شکلات راهیه کلاسشون کنیم:))))))))))))))))) لااقل بیاین 4جوک اطلاعات بگیرین جون مادرتون ترم اولیااااا!!! قیافه من*_____%______* سازمان سنجش^~^ کلاس اول ابتدایی:]]]]]]]]]]]]]
ما اعتقاد داريم ي مدل جن هست به نام ال كه قدش خيلي بلنده برا همين به ادماي قد بلند ميگيم ال
ي روز با داداشم رفته بوديم دكتر قدش 190 سانته. داداشم ميخاست بره تو مطب گفت بسم ا... يهو يكي از مريضا از اون پشت داد زد شما بسم ا.. نگو داداش ي وقتي غيب ميشي
اقا كل مطب منفجر شد
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534860227










