دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  114556

دو هفته پیش رفتیم برای معاینه چشم مامانم دکتر. بعدش رفتیم شیشه عینکشو عوض کنیم نشستیم تا حاضر بشه . منم ک چند وقت بود میخواستم ی عینک دودی برا خودم بخرم ,عینکای دودی رو ک دیدم وسوسه شدم ک ی امتحانی بکنم و قیمتشو بپرسم. از خانومه پرسیدم ک ببخشید خانم این عینک چهارمی قیمتش چنده؟ خانمه گفت تنش نوشته منم ک صفراشو نخونده بودم با صدای بلند گفتم 36 هزار . ب تومنش نرسیدم ک خانومه گفت 360 هزار تومن. منم با خونسردی گفتم اوه بله. نمیدونین چ سوتیه بزرگی دادم. دیگه از این ب بعد اول صفرارو میخونم بعد بلند میگم.

  114544

امروز تو دانشگاه چندتا برگه‌ از دستم افتاد به دليل خيلي خيلي بالا بودن اعتماد بنفس حتي نگاهشونم نكردم و با خونسردي كامل به راهم ادامه دادم :)
بعله ديگه اين جورياست :)

  114535

رفیقم یه روز میخواست با شماره جدیدش سر کارم بزاره زنگ زد یزره حرف زدیم من شک کردم
گفتم محمد
رفیقم برگشت گفت هااا؟
رفیق های پروفسوری داریم ما

  114521

دوم دبـیرستان که بـودیـم ته کلاس هیچوقت جزوه نمینوشتیم
وقتیم که مینوشتیم بدرد سطل آشغال میخورد فقط!
یبار معلم فـیزیک اومـد دفـترای منو بغل دستیمو گرفت برد چک کنه ببینه چجوری جزوه نوشتیم..
بعد ده دیقه اومـد جـزوه منو داد گفت:آقای فلانی،خواهشن از دو رنگ خودکار استفاده کن،یکمم خوش خط بنویس،سرتم از رومیز وردار و جزوه بنویس
منم گفتم :حله آقا چشم
بعد دفتر بغل دستیمو کوبید تو سرش گفت:تـو لازم نیس دورنگ بنویسی،سرتم بذار رو میز باشه عیب نداره،فقط جون مادرت موقع نوشتن دهنتو ببند آب دهنت نریزه رو دفتر أه أه حالمو بهم زدی :)))
:-p

  114514

امروز سر کلاس علوم ضعف کردم بعد اجازه گرفتم دنتمو دراوردم داشتم با لذت میخوردم که بحث رفت سر وبا بد دختره ورداش گف یکی از نشانه های وبا (من اونجا داشتم دنتو تو دهنم مزه مزه میکردم!)اسهال خونیه!
دیگه تصور کن قیافه منو تو اون لحظه!دوستان مرحمت فرمودن با حرف های قشنگی که زدن منو بیشتر به عمق مطلب بردن!
کصااااااااافططط دوستم میگف اسهال خونی تنها فرقش با اونی که الان تو دهن توئه رنگشه!!!
ی همچین دوستایی دام من ها....!!قشنگ سر صبی حالتو جا میارن!!

  114508

عاغا نمیدونید ک امرو سرکلاس بودیم
واس دبیرمون اسمس اومد
اسمسو ک وا کرد..یهو بلند گف:
اییییییییییییییییییی..
من از هولم نفسم بند اومد گفتم یاحسین لابد فکوفامیلش فوت شده الانه ک قش کنه...
یهو با یه صدای مظلوم گف:یعنی بجز7575کسی بمن اسمس نمیده!
اخه این چ کاریه مثلاشما تحصیل کرده ای بچه مردمو قبض روح کردی د اخه عزیز...

  114502

یه معلم ریاضی با حال داریم سر کلاس کلی جوک میگه میخندیم وقتی درس میده نمیذاره چیزی بنویسیم فقط باید گوش بدیم یه روز علتش رو پرسیدیم گفت:
زن ها می تونن تو 1دقیقه چند تا کار با هم انجام بدن ولی مردا تو یه دقیقه فقط یه کار می تونن انجام بدن
مثال:
زن ها میتوانند به طور همزمان سبزی خورد کنن-تلویزیون ببینن-حرف بزنن-به لباس این و اون نیگاه کرده و نظر بدن و...
ولی مردا نمی تونن پس لطفا گوش کنین بعدا بنویسین
یعنی تو عمرم ای طوری قانع نشده بودم که شدم

  114475

سر ظهر مامانم میگه پاشو غذاتو خودت بکش اندازه باشه ... گفتم نمیخواد 2 کفگیر برنج بکش . خورشتشم یجوری بکش که تو هر بشقابم یه قاشق لوبیا باشه (!!!!!)

دوستان من هنوز منظورمو ازین قسمت آخریه که گفتم نفهمیدم شما اگه فهمیدین از گفتنش دریغ نفرمایین ... باتشکر ^_^

  114421

آبجی مهندس ما رو داشته باش....امروز با هم رفتیم بازار یجا وایستاده بودیم بعد یه قطره آب از کولر ساختمان افتاد رو سرش.میگه وای نگا کن یوقت پشگل کبوتر نباشه.این هیچی باز رفتیم تو یه پاساژ میگم بیا از آسانسور بریم میگه مگه اسانسور هم بالا میره؟؟؟؟؟؟؟؟

  114420

ترم پیش کلاس مدار داشتیم ...استاد داش یه جدول بزرگ رسم میکرد.....
یهو یه دختره بلند گفت:بچه ها جدولش بزرگه....کسی خطکش نداره
اغا باید بودینو میدیدین که چه جوری بچه ها میزا رو میجوییدن...
خط کش اخه......اونم داشگاه ....اونم این رشته......به حق چیزای ندیده و نشنیده

  114418

گودزیلای دوست بابام عروسکشو دست گرفته بود داشت کشون کشون میبردش.باباش گفت: میخوای ببری بخوابونیش؟؟؟
اونم با عصبانیت گفت نه میخوام ببرم (سقت سقط صغط )تش کنم
بچه های الان دیگه عصاب ندارناااااااا
والااااااااااا

  114415

امروز صبح تو ماشین با دو تا از دوستام نشسته بودیم اول یه بنز اخر سیستم رد شد دوستم گفت لامصب چه صدای داره صداش مثل خودش قشنگ بعد پنچ دقیقه بعدش یه موتور سنگین رد شد اون دوستم اوخ خدا قلبم چی میشود این موتور مال من باشه چه صدایه قشنگی داره اوف دودقیقه بعدش یه نیسان گاوی رد شد منم گفتم صدای این از اون دوتا جذاب تر بود خلاصه دلم سوخت من با صدا نیسان گاوی بوداده حال میکنم

  114414

یه بار سر یه بستنی با داداشم دعوا شد
داداشم پیشنهاد داد نوبتی 10تا سیلی میزنیم هر کی اخ و اوخ نکرد بستنی مال اون.
منم قبول کردم. اول داداشم شروع کرد به سیلی زدن منم واسه اینکه کم نیارم به هر بد بختی بود تحمل کردم تا اینکه 10 تا سیلی شو زد نوبت به من رسید
تا که میخواستم شروع کنم به زدن یهو گفت:صبر کن "بیا بستنی مال تو آبجی گلم" :|

  114408

این بابای ما یه پتو داره فک کنم ماله زمان بچگیاشه ،ضخامتش به سانتم نمیرسه، بیشتر شبیه به خار بیابون میمونه تا پتو اینقد که زبره ،من تا حالا 6 تا سرویس خواب عوض کردم ولی بابام هرکاریشم میکنیم میگه فقط همینو میخوام عوضشم نمیکنم ،عمرااااااااااااااااا
چندین بار راجع به همین موضوع باهاش دعوامون شده ، دادگاهم رفتیم ، ولی رضایت نمیده عوضش کنیم !!!

  114407

ســــارگل (@ _ @). . .
دیــروز بــه مخاطب خــاصم اس دادم و میخــواستم یه کتـــابی ازش بگیــرم حالا مکالمه رو حال کن؛؛
مـــن:سهلــــآم آقایی؛خوفــــی؟کجایی؟
اون:سلام مرسی ی ی ی ی ی،جانـــم؟کارم داری سارگلم؟
مـــن:نه بابا کارِ چی!!!!(خخخخخخ)فقط میخواستم واسم کتــــاب تشریح عمومیتو بیاری. . . .(به این میگـــن رووووو)
اون:آها گفتم آخه.....
مـــن: * _ *
اِی وای اشتباه اس دادم. . . . خوب شد اس دادی ،شارمیــن داری چندتا اس عـــاشقانه بفرستی؟(اینم واسه تنبیهش)
اون:جااااان؟میخوای واسه کی بفرستی؟
مـــــن:حالا
اون:خدافظ
من:بی جنبـــه ،،میخواستم واسه خودت بفرستم کــه،کتابــــو با پست موتوری واسم بفرستی. . . . نخواستم واسه خودت......بآآآآآآآآآآآی...
اون:ســــارگل نرو،،
مـــن:میرم،بای
اون:منم میرماااااا،بای
مـــن:به سلامت عجیجم....
نمیدونـــم چرا از دیروز تا حالا آف شده. . . خود درگیری داره عآیآ؟؟؟؟
والا با این نوناشون....
من که چیزی نگفتم فقط آموخته هآی کــــودکــیمو به کار بردم....خــخـــخـــخــــخ