دو هفته پیش رفتیم برای معاینه چشم مامانم دکتر. بعدش رفتیم شیشه عینکشو عوض کنیم نشستیم تا حاضر بشه . منم ک چند وقت بود میخواستم ی عینک دودی برا خودم بخرم ,عینکای دودی رو ک دیدم وسوسه شدم ک ی امتحانی بکنم و قیمتشو بپرسم. از خانومه پرسیدم ک ببخشید خانم این عینک چهارمی قیمتش چنده؟ خانمه گفت تنش نوشته منم ک صفراشو نخونده بودم با صدای بلند گفتم 36 هزار . ب تومنش نرسیدم ک خانومه گفت 360 هزار تومن. منم با خونسردی گفتم اوه بله. نمیدونین چ سوتیه بزرگی دادم. دیگه از این ب بعد اول صفرارو میخونم بعد بلند میگم.
خاطرات خنده دار
امروز تو دانشگاه چندتا برگه از دستم افتاد به دليل خيلي خيلي بالا بودن اعتماد بنفس حتي نگاهشونم نكردم و با خونسردي كامل به راهم ادامه دادم :)
بعله ديگه اين جورياست :)
رفیقم یه روز میخواست با شماره جدیدش سر کارم بزاره زنگ زد یزره حرف زدیم من شک کردم
گفتم محمد
رفیقم برگشت گفت هااا؟
رفیق های پروفسوری داریم ما
دوم دبـیرستان که بـودیـم ته کلاس هیچوقت جزوه نمینوشتیم
وقتیم که مینوشتیم بدرد سطل آشغال میخورد فقط!
یبار معلم فـیزیک اومـد دفـترای منو بغل دستیمو گرفت برد چک کنه ببینه چجوری جزوه نوشتیم..
بعد ده دیقه اومـد جـزوه منو داد گفت:آقای فلانی،خواهشن از دو رنگ خودکار استفاده کن،یکمم خوش خط بنویس،سرتم از رومیز وردار و جزوه بنویس
منم گفتم :حله آقا چشم
بعد دفتر بغل دستیمو کوبید تو سرش گفت:تـو لازم نیس دورنگ بنویسی،سرتم بذار رو میز باشه عیب نداره،فقط جون مادرت موقع نوشتن دهنتو ببند آب دهنت نریزه رو دفتر أه أه حالمو بهم زدی :)))
:-p
امروز سر کلاس علوم ضعف کردم بعد اجازه گرفتم دنتمو دراوردم داشتم با لذت میخوردم که بحث رفت سر وبا بد دختره ورداش گف یکی از نشانه های وبا (من اونجا داشتم دنتو تو دهنم مزه مزه میکردم!)اسهال خونیه!
دیگه تصور کن قیافه منو تو اون لحظه!دوستان مرحمت فرمودن با حرف های قشنگی که زدن منو بیشتر به عمق مطلب بردن!
کصااااااااافططط دوستم میگف اسهال خونی تنها فرقش با اونی که الان تو دهن توئه رنگشه!!!
ی همچین دوستایی دام من ها....!!قشنگ سر صبی حالتو جا میارن!!
عاغا نمیدونید ک امرو سرکلاس بودیم
واس دبیرمون اسمس اومد
اسمسو ک وا کرد..یهو بلند گف:
اییییییییییییییییییی..
من از هولم نفسم بند اومد گفتم یاحسین لابد فکوفامیلش فوت شده الانه ک قش کنه...
یهو با یه صدای مظلوم گف:یعنی بجز7575کسی بمن اسمس نمیده!
اخه این چ کاریه مثلاشما تحصیل کرده ای بچه مردمو قبض روح کردی د اخه عزیز...
یه معلم ریاضی با حال داریم سر کلاس کلی جوک میگه میخندیم وقتی درس میده نمیذاره چیزی بنویسیم فقط باید گوش بدیم یه روز علتش رو پرسیدیم گفت:
زن ها می تونن تو 1دقیقه چند تا کار با هم انجام بدن ولی مردا تو یه دقیقه فقط یه کار می تونن انجام بدن
مثال:
زن ها میتوانند به طور همزمان سبزی خورد کنن-تلویزیون ببینن-حرف بزنن-به لباس این و اون نیگاه کرده و نظر بدن و...
ولی مردا نمی تونن پس لطفا گوش کنین بعدا بنویسین
یعنی تو عمرم ای طوری قانع نشده بودم که شدم
سر ظهر مامانم میگه پاشو غذاتو خودت بکش اندازه باشه ... گفتم نمیخواد 2 کفگیر برنج بکش . خورشتشم یجوری بکش که تو هر بشقابم یه قاشق لوبیا باشه (!!!!!)
دوستان من هنوز منظورمو ازین قسمت آخریه که گفتم نفهمیدم شما اگه فهمیدین از گفتنش دریغ نفرمایین ... باتشکر ^_^
آبجی مهندس ما رو داشته باش....امروز با هم رفتیم بازار یجا وایستاده بودیم بعد یه قطره آب از کولر ساختمان افتاد رو سرش.میگه وای نگا کن یوقت پشگل کبوتر نباشه.این هیچی باز رفتیم تو یه پاساژ میگم بیا از آسانسور بریم میگه مگه اسانسور هم بالا میره؟؟؟؟؟؟؟؟
ترم پیش کلاس مدار داشتیم ...استاد داش یه جدول بزرگ رسم میکرد.....
یهو یه دختره بلند گفت:بچه ها جدولش بزرگه....کسی خطکش نداره
اغا باید بودینو میدیدین که چه جوری بچه ها میزا رو میجوییدن...
خط کش اخه......اونم داشگاه ....اونم این رشته......به حق چیزای ندیده و نشنیده
گودزیلای دوست بابام عروسکشو دست گرفته بود داشت کشون کشون میبردش.باباش گفت: میخوای ببری بخوابونیش؟؟؟
اونم با عصبانیت گفت نه میخوام ببرم (سقت سقط صغط )تش کنم
بچه های الان دیگه عصاب ندارناااااااا
والااااااااااا
امروز صبح تو ماشین با دو تا از دوستام نشسته بودیم اول یه بنز اخر سیستم رد شد دوستم گفت لامصب چه صدای داره صداش مثل خودش قشنگ بعد پنچ دقیقه بعدش یه موتور سنگین رد شد اون دوستم اوخ خدا قلبم چی میشود این موتور مال من باشه چه صدایه قشنگی داره اوف دودقیقه بعدش یه نیسان گاوی رد شد منم گفتم صدای این از اون دوتا جذاب تر بود خلاصه دلم سوخت من با صدا نیسان گاوی بوداده حال میکنم
یه بار سر یه بستنی با داداشم دعوا شد
داداشم پیشنهاد داد نوبتی 10تا سیلی میزنیم هر کی اخ و اوخ نکرد بستنی مال اون.
منم قبول کردم. اول داداشم شروع کرد به سیلی زدن منم واسه اینکه کم نیارم به هر بد بختی بود تحمل کردم تا اینکه 10 تا سیلی شو زد نوبت به من رسید
تا که میخواستم شروع کنم به زدن یهو گفت:صبر کن "بیا بستنی مال تو آبجی گلم" :|
این بابای ما یه پتو داره فک کنم ماله زمان بچگیاشه ،ضخامتش به سانتم نمیرسه، بیشتر شبیه به خار بیابون میمونه تا پتو اینقد که زبره ،من تا حالا 6 تا سرویس خواب عوض کردم ولی بابام هرکاریشم میکنیم میگه فقط همینو میخوام عوضشم نمیکنم ،عمرااااااااااااااااا
چندین بار راجع به همین موضوع باهاش دعوامون شده ، دادگاهم رفتیم ، ولی رضایت نمیده عوضش کنیم !!!
ســــارگل (@ _ @). . .
دیــروز بــه مخاطب خــاصم اس دادم و میخــواستم یه کتـــابی ازش بگیــرم حالا مکالمه رو حال کن؛؛
مـــن:سهلــــآم آقایی؛خوفــــی؟کجایی؟
اون:سلام مرسی ی ی ی ی ی،جانـــم؟کارم داری سارگلم؟
مـــن:نه بابا کارِ چی!!!!(خخخخخخ)فقط میخواستم واسم کتــــاب تشریح عمومیتو بیاری. . . .(به این میگـــن رووووو)
اون:آها گفتم آخه.....
مـــن: * _ *
اِی وای اشتباه اس دادم. . . . خوب شد اس دادی ،شارمیــن داری چندتا اس عـــاشقانه بفرستی؟(اینم واسه تنبیهش)
اون:جااااان؟میخوای واسه کی بفرستی؟
مـــــن:حالا
اون:خدافظ
من:بی جنبـــه ،،میخواستم واسه خودت بفرستم کــه،کتابــــو با پست موتوری واسم بفرستی. . . . نخواستم واسه خودت......بآآآآآآآآآآآی...
اون:ســــارگل نرو،،
مـــن:میرم،بای
اون:منم میرماااااا،بای
مـــن:به سلامت عجیجم....
نمیدونـــم چرا از دیروز تا حالا آف شده. . . خود درگیری داره عآیآ؟؟؟؟
والا با این نوناشون....
من که چیزی نگفتم فقط آموخته هآی کــــودکــیمو به کار بردم....خــخـــخـــخــــخ
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534861592










