تاریخ انتشار : مهر 1392
عاقا یادش بخیر دوران دبیرستان یه روز خواستن مانور زلزه بدن گفتن وقتی زنگ زدن همه بریزین بیرون
خلاصه گذشت تا اینکه زنگ رو دن بچه ها ریختن تو سالن من خودمو زدم به غش خدا وکیلی خیلی باحال نقش بازی کردم بچه ها مانوور رو ول کردن اومدن دارن منو نجات میدن معلم داره دودستی میزنه تو سر خودش مدیرو بگو اصا یه وضعی بود











.gif)
.gif)