دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 114733

تاریخ انتشار : مهر 1392

یه روز صبح که دانشگاه امتحان داشتم بخاطر علافی ماشین یه خرده دیر رسیدم سر جلسه,
با کلی عجله و بدو بدو رسید وقتی نشستم یه لحظه بغل دستیم رو دیدم
خیلی به نظرم آشنا اومد چند بار گوشه چشمی نیگا کردم ولی ...
آخر برگشتم سمتش و خوب که نیگا کردم دیدم معلم هنرستانم بود !!!
یه سلام و علیک مختصر کردم و برگشتم سمت برگه خودم
یه مدتی گذشته بود که متوجه شدم یکی داره آروم صدام میکنه !
سوری ..... سوری .... سوری
وقتی دقت کردم دیدم آقا معلمه با سر اشاره کردم که چی شده ؟
آروم گفت سوال چهار !!!
آقا معلم بود دیگه چیکارش میکردم بهش رسوندم !
)البته من کلاس اون امتحان رو اصلا نرفته بودم نمیدونستم همکلاسیام کیان!(