م

مهدی

@آقا مهدی · ۳۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴۲ رأی)

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

می خوای با من ادامه زندگیتو بدی؟؟؟؟؟
نه دختر دیگه کور خوندی
یه نگاه به پشت سرت بنداز چیزی نذاشتی که بخوام برگردم نمی دونم تو رو به چی قسم بدم اما کاری که با من کردی با احسان نکن
بیچاره اون بچه ای که تو دامن تو می خواد بزرگ شه
وقتی یه شمعو می ذاری روی یه سنگ و روشنش می کنی
شمع شروع می کنه به آب شدن من شمع بودم و تو سنگ.
تموم شدن من با رفتن تو شروع شد
تموم شدن تو با تموم شدن من شروع میشه
تموم شد خانوم دیگه دنبال بقیش نگرد
(ازش نفرت دارم خدا اینو بهش بگو)

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

خدایا چشمام اگه خوب بشن دیگه مجبور نمی شم پیاده برم
اونوقت تو خیابون هر آشغالی جلوم سبز نمی شه
اون: سلا�
من: علیک(با سرعت ازش دور شدم)
اون: واستا کارت دار�
من: چه کاری داری بامن اصلا چطوری روت میشه حرف بزنی من جای تو بودم دیگه تو خیابون سرمو بالا نمی کردم اونوقت تو با وقاحت تموم راه افتادی دنبال من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون: قیافه حق بجانب ب خودت نگیر
من : ن شما قیافه حق ب جانب بخودت بگیر
اون: مهدی خودت می دونی بابت فرستادن احسان دنبال من اشتباه کردی حداقل مقصر نصف این جریان تو بودی
من: هاااااااااااان؟
اون: مهدی من از لجبازی با تو زن اون شدم وگرنه دوستش ندارم اگه اونروز نمی فرستادیش دنبال من اینجوری نمی شد
من : (ی نیشخند معنی دار) تو هرکی جای احسان بود سوار می شدی ناراحتیت الآن از اینه که می خواستی رفیق منو جای پسر خالت جا بزنی نتونستی اگه یه غریبه بود راحت می تونست پسر خالتم بشه
اون: (اومد سمت من دستمو بگیره )
من: دست نجستو بمن زدی نزدیا
اون: مهدی من ی زمانی عشق تو بود�
من: ی زمانی
اشک تو چشماش جمع شده بود منم که بی خیییییییال
اون: می شه عینکتو برداری شنیدم چشمات داغون شدن می خوام ببین�
من: می خوای ببینی باهام چی کار کردی؟؟؟ همه اینا ی سال دیگه یادم رفته
اون: مهدی تنهام نذار
من: اسم مهدی قداست داره بزبونت نیار لطفا
اون: جون من که اینقدر دوستم داری
من: (بلند زدم زیر خنده)
اون: قربون خنده های مردونت بر�
من: تو بیماری یه بیمار روانی
خره برو دکتر بگو سادیسم دارم بگو خیانت می کنم طرفمو مقصر می دونم ازدواج می کنم شوهرمو می پیچونم بنداله پسرای مردم می ش�
برو برو دکتر دیگه هم دنبال من نیا
اون: مهدی چطوری دلت میاد
من: تو دیگه واسه من حرف از دل نزن اون خونه شهوته تو داری نه دل...
دله منو به سلابه نکش دیگه حرفات ی ریال برای هیچ کدوممون نه من نه دلم ارزش نداره ....
اون: ولی قبول کن مقصر خودتی
من: من دنبال مقصر نبودم و نیستم تو لیاقته منو نداری. الآنم اگه بیشتر ادامه بدی زنگ می زنم خانواده شوهرت بیان اینجا
اون: باشه مهدی ولی دوست داشتنت همینقدر بود
من : با دستم و سرم اشاره کردم برو اونور
اون: تو رو خدا با من اینجوری نکن
من: عینکمو برداشتم گفتم بچسب بزندگیت نمی خوام چشمای احسانم اینطوری بشه
اون: وای مهدی چرا اینطوری شدی (اشکاش داشت می ریخت رو گونه هاش)
من: دیگه برو گمشو (سوار تاکسی شدم)

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

دلکنده جان حق با تو هستش
میلاد دوستمم میگه با دشمنت یجا زندگی کن یجا کار کن
یروز ب دردت می خوره ولی میدون خالی نکن
بذار اون از رو بره
وقتی می ری تو ساختمون
که اون احسان آشغال از عمد وایمیسته تا تو بیایی و اذیتت کنه
فکر کن اصلا نمیبینیش همون حسی که به تیر برق تو کوچه داری....
ولی نمیشه داغونم کرده
می دونی منو احسان فاب هم بودیم
شبای تابستون توی بالکن باهم یجا می خوابیدیم
اون از زندگیش می گفت من از عشقم
با هم ستاره می شمردیم
جوری که بابام میگفت مهدی عشق دو تا همجنس خیلی بده ها
من واسه احسان همه چی گذاشتم
رفاقتی هر کاری براش می کردم
یادمه یروز که من تصادف کردم و تا دم مرگ رفتم نمی دونی چقدر گریه می کرد
همه چیزمو احسان می دونست...
نمی تونم ببخشمشون
احسانی که ضربان قلبمون بسته به ضربان قلبه همدیگه بود حالا ........
احسانم اذیت میشه رفیقه شیش خودشو از دست داد
بابامم چندبار پرسید که چرا احسان دیگه نمیاد بالا
چرا باهم کمتر می بینمتون
بگذریم........
من یادم نبود به اینکه میگن وقتی از شادی ب هوا می پری مراقب باش کسی زمینو از زیر پات نکشه........
پریدم بالا احسانم جواب همه خوبی هامو داد
نمی دونستم آخره خوبی کردن میشه دوتا چشم پف کرده قرمزی که اشکاش 3 ماهه تمومی نداره...
نفسم کم میاد اشکم بند نمیاد.
ندونستم یه غریبه هرچی باشه یه غریبست....

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

"خطاب به مهدی"
حواستو جمع کن با چشمای باز بخواب
دروغ بگو بذار رو حرفای راست نقاب
مگه بچه ای که راست بگی
دروغگو دیگه دشمن خدا نیست که بگن زبونتو گاز بگیر
با کلاس باش آبمیورو تا تهش نخوری
یه وقت کور دیدی از خیابون ردش نکنی
دختر سالم پیدا شد بخند بهش
اگه بهت سیگار تعارف کردن یه نخ بکش
برو بالای شهر مانتوی تنگ ببین
زنده فیلمای بی سانسورو صحنه ای
به عشقت خیانت کن تک پری مرد
هر کی عاشق موند چک افسری خورد
مهمون اومد باز نکن هرچی در میزد
پدر شو بچه هات بفرستنت کهریزک
پول و خونه و ماشینو ویلا هم که داری؟
نداری غلط میکنی بری خواستگاری
مفید باش هه...بذار جوونا خراب بشن
محرما برو هرجا کباب بدن
الکی خوب نباش
واسه مرغی که تخم طلا نمیده دون نپاش و نشو جون پناش هه.

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

من نه خواهر دارم نه برادر...
بچه ها دعا کنید مامانم نفرینم نکنه
مامان بابای من وقتی من بدنیا میومدم خیلی اذیت شدن هفت ماهه متولد شدم با کلی ریسک بعد از منم دکترا بهشون گفتن دیگه نباید بچه دار بشن اونا هم دیگه نرفتن دنبال بچه دار شدن و با خودشون گفتن همین یکی بسه
دیروز داشتم با بابام که فاصله سنیش با من19 ساله حرف می زدم کلی بهم توهین کرد. بعدم کلی پسرای فامیلو کشید برخم و گفت هر قبرستونی می خوای بری برو هیچ کس دنبالت نمیاد.
گفتم بابا چرا من نمیتونم دو کلمه با شما حرف بزنم
گفت مثل آدم حرف بزن تا بتونی
گفتم تقصیر من نیست شماها عرضه نداشتین یه خواهر یا برادر برام بیارین که حداقل بتونم با اونا حرف بزنم
یه مادر و پدر ه بی خاصیته بی مسئول دارم
معلومه که می رم فقط بعد تهرانو واسه پیدا کردن من زیرو رو نکنیدا
مامانمم گفت آره بی خاصیتیم که پسرمون تویی همین توام نباید میاوردیم
منم قهر کردم از خونه رفتم بیرون
منم خسته شدم از بس یا نیستن یا وقتی هم هستن نمی شه دو کلام حرف زد باهاشون
خیلی حرفام زشت بود می دونم ولی ..........
مامان بابای عزیزم ازتون معذرت می خوام

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

خطاب به اون پسرایی که تو 4جک عمرا پیدا بشن اما تو ساختمونه ما هست..
اگه غذا باب میلت نبود بشقابو پرت کردی تو صورتش گفتی این چیه پختی؟
اگه لباسات کثیف موند زدی تو گوششو گفتی صب تا شب چیکار می کردی که لباسای من کثیفن؟
اگه لباسات اتو نداشت اتو رو داغ کردی و افتادی به جونشو بدنشو سوزوندی
اگه نون تو خونه نبود صبح به صبح اوقاتشو تلخ کردی و صدای دادت یه محل و برداشت ولی بروز خودت نرفتی نون بخری
اگه جلوی رفیقتات بهت گفت دیر وقته بیا تو و تو یه لگد زدی به پاشو گفتی به تو ربطی نداره برو گمشو تو خونه
اگه بجای بچه هاش میاد با زنای همسایه درد و دل می کنه
اگه فقط یبار نفرینت کنه می دونی چی بروزت میاد؟
واقعا کم پیدا می شه مادری که بشینه و این چیزا رو از بچش تحمل کنه
بزن بسلامتی زن همسایه ما که همیشه گفت میسپارمش بخدا جوونه جاهله گفت خدا و 5 تن کمکش باشن گفت تنش سالم باشه گفت خدایا هزارسالش کن...................................................................................................
این داستان گریه نداره درد داره

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

درد و دل پسر عموم:
نشد تو خونه ما بحث بشه و مامان من به یه نسل تا هفتاد نسل پیشه بابام فوش نده و نفرین نکنه و نگه الهههههههههی خیر نبینن!!
مهدی مامانه توام اینطوریه یا فقط مامانه منه؟
گفتم مسیح اینارو بیخیال کجا باید لایک بزن�
هرکی مامانش اینطوریه نامرده جفت پا نره رو لایک

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

دنیا بر عکس شده ها!!!!
من عشقمو از دست دادم من زندگیمو باختم من له شدم
تازه احسان طلبکار منه...
شما شاهد باشید بلا ملایی سرش آوردم مقصر خودشه داره بد تخم کینه تو دلم میکاره.
دیشب ماشینو پارک کردم پیاده شدم (تو پارکینگه خونه) اومده می گه هوووی تو گفتی من با دختر خیابونی ازدواج کردم؟؟؟
هیچی نگفتم رفتم سر صندوق عقب محکم زد رو سینم گفت با توام فلان فلان شده (هرچی لیاقت خودش بود) بازم هیچیش نگفتم فوش مادر داد سکوت کردم هی تو دلم صلوات می فرستاد�
رفتم طرفه آسانسور با همین حرفای قشنگش اومد جلو و جوری لباسمو کشید که جای انگشتش سوراخ شد گفت چرا یه همچین حرفی زدی تو رفیق منی آدم از رفیقش انتظار داره....
با این حرفش بغض گلومو گرفت هولش دادم اونطرف بهش گفتم:
اولا من رفیقی به اسم احسان نداشتم و ندارم در ثانی من همچین حرفی نزدم الکی شر درست نکن
سوما اگه خیابونی نیست پ چرا ناراحت شدی
تازشم تو و زنت اونقدر ارزش ندارین که بخوام بشینم پشت سرتون حرف بزنم آخه چیزی که عیان است چ حاجت به بیان است دره آسانسورو محکم بستم همونجا گفتم خدایا خودت شاهد باش من اصلا کاری باهاشون ندارما
تور و خدا دعا کنید بابام قبول کنه بریم از اینجا....
ای خدا بخاطر چشمامم که شده کمکم کن هر شب دارن اشک میریزنا یه گوشه چشمی خدااااااااااااااااااااااااااا

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشت�
و در آخر هر دو پی بردی�
تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

یه لیتر روغن داغ تو حلقم اگه دروغ بگ�
دیشب ساعت 10رفتم خونه، ابوی خواب تشریف داشتن منه بدبختم که از 5 شنبه صبح تا دیشب هیچی نخورده بودم
بقول مامانم داشتم مثل جوجه می لرزیدم واقعا دیگه نمی تونستم روپا واستم
به مامان گفتم شام چی داریم گفت غذای ظهر مونده بود منو بابات خوردیم دیگه هیچی نیست.
افکار من: خسته نباشین واقعا
رفتم دره یخچالو باز کردم شانسی یدونه تخم مرغ بود گفتم این هیکلو یدونه تخم مرغ؟؟؟ (ناشکری کردم دیگه)
خلاصه رفتم نمک پاشو برداشتم (دقیقا شکل تخم مرغ بود)
ادامه ماجرا : بشقابو گذاشتم روغن ریختم سوت میزدم و انتظار می کشیدم روغن داغ شه تخم مرغو بردم بالا بزنم رو لبه گاز تا ترک بخوره بتونم بریزم تو بشقاب دستمو بردم بالا محکم زدم لب گاز
بععععععععععععععععله دیدم نمک پاش خورد شد وسط گاز (گفتم که خععلی شبیه تخم مرغ بود)
شروع کردم تند تند جمعش کنم دیدم دود بلند شده فهمیدم روغن سوخت
بشقابو با دستم برداشتم داغ بود ولش کردم افتاد زمین روغنشم ریخت به شلوارمو روی پا�
در همین حین تخم مرغ نفله شد وسط آشپزخونه
سرو صدایی شد که بیا و ببین
ابوی بنده هم از خواب پاشده اول یه سیلی محکم مهمونم کرد که اینوقت شب وقت خونه اومدنه ؟؟؟
ابوی فرمودند: عرضه غذا پختن نداری زود بیا تا به غذای خونه برسی
مامانم گفت خب حالا بذار ببینم چش شده
بابام گفت لازم نکرده دستشو گرفت برد
من موندمو یه گاز روشن و دست و پای سوخته و از همه مهمتر یه شیکم گرسنه :'( :'( :'(:'(:'(:'(:'(:'(:'(:'(:'(
فک و فامیله بی رحمی داریما؟؟

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

بخدا من نمی دونم باید چی کار کنم
صبح به بابام می گم تورو خدا بیا از اینجا بریم از این خونه از این ساختمون حالم بهم می خوره
بابام می گه مهدی تو تاحالا کتک خوردی ؟ گفتم نه
گفت پ تا نزدمت برو اونور نه اصلا واس چی باید بریم؟ گفتم خیلی چیزا رو نمی شه توضیح داد پدره من
گفت خیلی کارارو هم نمی شه بدون علت انجام داد پسر من؟ گفتم علتش اینه که من خسته شدم از اینجا
شما بگید من چطوری بگم به بابام نمی خوام ریخت احسانو دیگه ببین�
دیروز تو ساختمون دیدمش میگه چی شد آقا مهدی نیومدی عروسی؟
من: عروسی؟ عروسی کی؟
احسان: عروسیه من دیگه...
من: ببین احسان اسم اون سیرکی که راه انداخته بودیو نذار عروسی. حالا هم تا نزدم خوردت کنم گمشو از جلو چشا�
احسان: بگو حسودیم شده بگو چشم ندارم خوشبختیه کسی رو ببینم بگو زورم میاره
برگشتم جوری نگاش کردم که هرکی جای اون بود خودشو خراب می کرد یه نیشخندی زد تمام وجودم لرزید نکبت
منم سرمو تکون دادم گفتم جواب این نیشخنداتو بوقتش بهت می د�
احسان :ن الآن بگو ببینم چی می خوای بگی اصلا حرفی نداری که بزنی حسوده بدبخت
دره پارکینگو بستم و رفتم بیرون
نمیدونه ارزشش در حد یه آشغاله واسه من کاش ارزششو از این پایین تر نمی آورد...
ا ا ا ا وایستام هرچی دلش خواست گفت...
پس فردا هم که می خواد دست زنشو بگیره بیاره اینجا
خداییش من باید چیکار کنم..

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

زنگ زدم رو گوشی پسر خالم ...
گودزیلا گوشی رو برداشته (داداش کوچیکش)
بعد میگه : مشترک مورد نظر در دستشویی می باشد لطفا منتظر بمانیدکال ریدینگ ...
بهش می گم پژمان کجاست؟ میگه رفته واسه ناهار یفکری بکنه هیچ کس خونه نیست نمی دونیم چی بخوریم...
رفته ناهار بخره می گه نه رفته بخوره می گم مگه کجاست می گه آیکیو من که گفتم تو دستشوییه
کارش کلا از این حرفا و از اون حرفا گذشته
گفتم حتما نفر بعدی ام تویی...
میگه شمام بفرما....
حیف که دلم براتون می سوزه بالا بیارید وگرنه بقیشو می گفتم .....
بیخیال بابا بذار تو خودمون باشی�

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

رفتم دم دره تالاری که عروسیشون بود
یه ماشین گل زده دیدم ماشین خود احسان بود
بدون اراده گریم گرفت اشک تو چشمام حلقه می زد
چشمامو که بهم میزدم میریخت رو صورتم
رفتم نزدیک ماشین شدم سرم ی آن درد عجیبی گرفت می دونم بچه گانست ولی زدم تمام گلای ماشینشونو داغون کردم. یه پسره اومد جلو گفت چته حیوون برگشتم ببینم کیه اما اونقدر اشک تو چشمام بود چهرشو تشخیص ندادم دویدم اونطرف خیابون سمت ماشینم مامانمم هی زنگ می زد رو گوشیم آخه از صبح ساعت 6 تا ساعت 11 شب نرفته بودم خونه دیدم با اون صدای بغض آلود اگه بخوام جوابشو بدم بدتر نگران می شه پیام دادم بهش گفتم حالم خوبه فقط دیر تر میام خونه
نشستم تو ماشین یاد اونروزی افتادم که با هم نشسته بودیم تو ماشین مامانش بهش زنگ زد گوشیو برداشت صداشو آروم کرد و گفت مامان تو کتابخونم نمی تونم حرف بزن�
بلند بلند زدم زیر گریه
به خودم گفتم لابد اونروزایی که من بهش زنگ می زدم می گفت توالتم حتما تو بغل احسان بوده......
دروغگوی کثیف
""رو ویرونه های زندگی کسی نمیشه یه زندگی جدید ساخت اگه هم بسازی زود فرو میریزه"""
این جمله رو خودش بهم گفت
از اون جمله هاییه که تا یه عمر از ذهنم پاک نمیشه
راستی زندگیت با احسان دوومش چقدره؟؟

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

دیروز جای دشمنتون خالی (گلاب به روتون) هی استفراغ می کردم
مامانم پشت دره دستشویی منتظر می موند تا من برگردم بیرون بگه چیزی شده (قربونش برم شاید تا شب صدبار این سوالو پرسید)کاره منم زل زدن تو چشماش بود بعد از هر بار استفراغ می گفت بمیرم برا بچم اخه تو چت شده؟
یبارش ازم پرسید چیزی خوردی اینجوری شدی؟
دلم می خواست بهش بگم چیزی نیست مادره من یعمر خاطرست دارم بالاشون میارم تا هرروز نپیچن دور گردنم و احساس خفگی کنم...
ولی فقط برگشتم نگاش کردم گفتم خوب می شم نگران نباش...
مامانمم همسایه بالاییمون که دکتره رو صدا کرد اومد گفت تبش خیلی بالاست اون که بیاد پایین تمام این حالتاش خوب میشه...
منم که فقط دلم می خواست بخوابم زل زدم تو سقف نمی دونین چقدر دلم می خواست بخوابم و پاشم ببینم همه اینروزا فقط یه خواب بوده...
.........................................................................................................
تو دنیا هرکی بدتر بود چرا بی درد و خوشبخته
خدایا برای رفتن از اینجا حواست بمنم باشه

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

ویژه و سفارشی برای "هیلدا"
حرف اولمو با شعر یاس شروع می کنم که زیبا گفت:
>>>به هر دستي كه بدي ميگيري از همون دست
اين نفرين من نيست ؟ بازي زمونست<<<
نفرین نیاز نیست حتی لازمم نیست مثل داستان فیلم زمانه راه بیفتی دنبال یکی زندگیشو خراب کنی نه دنیا کوره نه خدا
الآن هم اون داره درس پس می ده زمونه خیلی بی رحمه
همه چیزو باید سپرد دست خدا خودش همه چیزو درست می کنه می دونم خودمم فقط بلدم حرف بزنم
دوما من خودم بعینه دیدم کسایی که چقدر خوشگلن ولی از صد فرسخیشون بوی گند خیانت به شوهر میاد (خیانت بکسی که حاضره براشون بمیره) بوی گند فسادشون ی شهرو به لجن می کشونه خوشگلن اما گرگ...
برای آشتی با خونوادتم هر روز پا پیش بذار هر چی باشه بچشونی
سوم اینکه من طرفمو خیلی دیر شناختمش اما بازم شکره اوستا کریم دیرتر نشد
و دیگه جا داره همینجا خوشحالیمو از پست جدید مهران اعلام کنم و اینکه طاها رفت پیش خانوادش پدر و مادری که تو دنیا فقط یبار هستن و دیگه تکرار نمی شن.
روم به دیفال حقیرم ارزشم خیلی کمه ولی یکوچولو هم برای منه حقیر دعا کنید

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

فلک کور است/دل شوریده در شور است/صدای خنده و آواز می آید/ز کوی دلبرم امشب صدای ساز می آید/دلم بی وقفه می لرزد/نمی دانم چرا تنگ است/و می ترسد قدم لرزان به سوی کوچه می آیم/و با خود زیر لب آهسته می گویم/خدایا ترس من از چیست؟/عروس جشن امشب کیست؟/صدای همهمه با ورود عاقد می شود خاموش/صدای شیخ می آید وکیلم من؟/جوابم ده وکیلم من؟/صدای آشنایی بله می گوید/و مردم یک صدا با هم مبارک باد می گویند/خدای من صدای دوست/و ناگه نعره ام در کوچه می پیچد/مبارک نیست مبارک نیست/نگار من عروس جشن امشب نیست/ولی افسوس صدای نعره ام در ساز می میرد/و داماد سر خوش از نگارم بوسه
می گیرد/خدای من اگر مردم نمی دانند تو که نادیده می دانی/ همین دختر که امشب بله می گوید/قسم می خورد عروس ماست/چه شد آن عهد و پیمانش؟/کجا رفت آن قسم هایش؟/ به یعنی عهد و پیمان هیچ/وفا و عشق و ایمان هیچ/قسم ها ، اشکها ، حتی خدا هم هیچ ؟/من امشب از خودم از تو از این دنیا که هیچش اعتباری نیست ، بیزارم/من امشب سخت بیمارم/ شما آخر نمی دانید عروسی را به حجله می رانید / که تا دیروز نگارم بود/بهارم بود و در آغوشم قرارم بود ./نمی دانم چرا این آسمان امشب نمی بارد/برای گریه کردن یک بهانه لازم است /این هم بهانه پس چه می خواهد؟/بمیرند آن کسانی که امشب یک صدا با هم مبارک باد می گویند/به عشق و عاشقی سوگند که امشب را مبارک نیست/نگارم شاد و خندان است/درون حجله گاه بوسه باران است/به دامادش بگویید نو عروسش با کسی هم عهد و پیمان است/