م

مهدی

@آقا مهدی · ۳۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴۲ رأی)

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

یکی از لذت هایی که دیگه نیست
وقتی می خواست پیشواز بذاره واسه خط ایرانسلشه آهنگ عوض می کرد تک می زد من زنگ می زدم که ببینم کدوم قشنگتره انتخابش کنم.
حالا
سیگار می کشم و دودش را از لابلای لبام میفرستم بیرون شکل ابر می شه
و من عاشق اون لحظم که تصویر تورو تو خیالم جا بدم تو دود سیگار و
با دست خیالاتم بنویسم دلا برات تو غبارا گم شدم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

وااااااااااااااااااااااااااااااای بالاخره این مسدودیت برطرف شد
من احتمال دادم خانوم بروز رسان(مهندس صادقی) توی برف مشهد گیر افتادن دقیقا مثل خوده من که همزمان با ایشون مشهد تشریف داشتم و توی برف غیر منتظره گیر افتادم ولی خداییش خیلی خوش گذشت
فقط کاش می تونستم ایشونو ببینم و بهشون بگم خیلی باحالید
خیلی باحال میشدا
منکه سرما خوردم اونجا شدید
دوست داشتم از اونجا براتون پست بذارم اما فقط می تونم بگم جای همتون خالی بود.....................

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

اونی که مثل بقیمون نیستی داداش من خواهر من نمی دونم کدومش
من شخصا دوست ندارم کسی مثل من باشه
خودتو میتونی یه دقیقه بذاری جای من؟
ببین اصلا فقط واسه یه لحظه می تونی؟
من به خاطر هیچ کس قید خانوادمو نزدم .
من کسی هستم که پدرم قیده منو زد واسه اینکه پزشکی نخوندم
بنظرت کار پدره من منطقی بود؟
منم از مادرم نمیخواستم بزور سرم و بیمارستان و دوا دکتر نگرم داره
خدا بهش گفته بود ازدواج کنه
خدا بهش گفت بچه دار بشه
خدا بهش گفت نذار بمیره بزرگش کن
نه دلش بهش گفت خدا هم کمکش کرد.
درک بعضی چیزا دل می خواد فقط دل
وگرنه این همه سریال ساخته نمی شد
یا حتی خواننده های ما اکثرا از عشق میگن
اشتباهه ما عشق یا عاشق شدن نیست
تمام نظام هستی عشقه
اشتباهه ما انتخاب فردی هست که عاشقش شدی�
اما گذشته بده کسی دلیل بر این نیست که هیچ وقت لایق بخشش نباشه
ولی بدون من هیچ کسو ندارم که پیشش حرف بزن�
اگه تو صلاح می دونی بگو من دیگه نه اینجا که هیجا حرف نمی زنم
اشک نمی ریزم داد نمی زنم
من ضمنا واسه کسی که رفت گریه نمی کنم واسه خودمه
تو اگه می تونی با پاک کردن صورت مسئله خودتو بزنی به بیخیالی
من نمی تونم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
بدنیال کسی هستیم که با درد آشنا باشد
دلش غمگین خودش ساده کمی از جنس ما باشد

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشت�
حیف رویام که برای تو از قشنگیاش گذشت�
حیف شبهایی که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیف وقتی که تلف شد واسه دیدنت توی خواب
حیف با وفای من حیف عشق و اعتماد�
حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو داد�
حیف فرصت های نقره ام حیف عمرم و دقیقه ا�
حیف هر چی به تو گفتم راس راسی حیف سلیقه ا�
حیف اشکهایی که ریختم واسه تو دم سپیده
حیف احساس طلاییم حیف این عشق و عقیده
حیف شادیم تو روزی که میگن تولدت بود
حیف عاشقیم که همش کار خودت بود
حیف اون همه کارها که به خاطر تو نکرد�
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاورد�
حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی
حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی
حیف قلبم که یه روزی دادمش به تو امانت
حیف اعتماد اون روز حیف واژه ی خیانت
حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره
حیف اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره
حیف چشمهایی که گفتم به تو با لب خندون
حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون
حیف هر چی که سپردم حیف هرچی که نبودی

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

پست ویژه ""دعام کنیدلطفا ""
فاطمه جان دوست عزیزی که به طرف مقابلت نمی تونی بگی دوستش داری
شاید اون هم مثل تو نتونه احساساتش رو بروز بده
این شعر قدیمیه خیلی من دوستش دارم
♦هرشب دعا می کردم تورو تنها ببینم بگم که آرزومه تو باشی همنشین�
ولی یه شب که دیدم با دیگری نشستی گفتم تو هم خدایا دله منو شکستی
منم تورو می خواستمو چیزی نگفتم
دلم می خواست که اول از تو میشنفتم
ولی سکوت راهه منو تورو جدا کرد
غرور بیجا عشق رو هم فدای ما کرد♦
دوست داشتن یه هنره ننگ که نیستش
من اگه دختری بهم بگه دوستت دارم دنیا رو به پاش میریزم البته اگه بدونم خودمو واسه خودم دوستم داره.
پس اسمشو منت کشی از یه پسر نذار.
خیلی راحت با رفتارات با کم محلی به پسرای دیگه
توجه کردن بیشتر به اون دوست داشتنتو بهش نشون بده .
باید خودتو برای همه چی آماده کنی
حتی برای نه شنیدن برای رفتن و جدا شدن
عشقت اگه ماله تو نشدش هم مهم نیست مهم بودنشه
عشق راحت بدست نمیاد راحتم از دست نمی ره خیلی مقدسه باید جلوش زانو بزنی به عمل نه به حرف به واقعیت نه به دروغ
تازشم تو می تونی خیلی راحت تو برخوردات اونو کامل بشناسیش
بعد بهش بگی که دوستش داری
بذار رک بهت بگم بعضی ها لیاقته اینکه دوستشون داشته باشیو ندارن
پس تو یه پله از بقیه بالاترهستی
چون می تونی اول بشناسیش بعد دل ببندی
زود اقدام نکن چشماتو باز کن اگه می خوای عاقبتت مثل ما نشه
موفق باشی

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

تو شرکتم یه کارمند دارم
(توجه نمودی شرکتم ولی بخدا مال دنیا ارزش نداره دیدم که می گم)
آقا ایشون سنش یه 50 ساله
خیلی من قبولش دارم
(الآنم نشسته بغل دستم داره این مطلبو می خونه و می خنده)
ایشون تلفنش که زنگ می خوره با توجه به کسی که پشت خطه عکس العملاشم فرق می کنه
اگه از خونشون باشه : می شینه سرجاش و خیلی آروم صحبت می کنه
اگه پدره پیرشون زنگ بزنه : دره این گوشو می گیره و اون یکی رو فرو می کنه تو موبایل تا بفهمه ابوی چی می گه و خودشم از این طرف داد می زنه
اگه از یه شرکت همچین مهم زنگ بزنن : ایشون نیم خیز می شه و عرض ادب می کنه به کسی که پشت خطه
اگه یه شخص مهم زنگ بزنه: ایشون پا میشن می ایستن
اگه شخصی خیلی مهم تر (مثلا من) که ایشون مثلا کارش پیشش لنگ هم باشه ایشون پا می شه وامیسته و تعظیم میکنه...
بهش میگم آخه برادر من (البته از پدرمم بزرگترن) اونکه پشت تلفن نمی بینتت
ولی فقط لبخند می زنه
ماشالا تنه صداشم خیلی زیاده اصلا حرف می زنه دیگه صدا به صدا نمی رسه
آخه این کارمنده من دارم؟
بسلامتیه خودش که خیلی عزیزه تو شرکت

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها من به هیچ کدوم از دوستام اسم عشقمو نمی گفتم خب برام یه حرمت خاصی داشتش اسمش نه ها خودش...
خودش از اسمش بدش میومد ولی من عاشق اسمش بودم
(دل آرام) من همیشه دلا صداش می کرد�
الآن می خوام بهش بگم احسانم پسر خوبیه.
تو عشقم بودی اون رفیق�
از جفتتون متنفرم چون خیانت کردید اما براتون آرزوی خوشبختی دار�
دوست ندارم روزایی که من الآن دارمو یروز احسان داشته باشه
آخه درد بدیه خیلی زجر آوره
از تهه قلبم آرزوی موفقیت دارم برای جفتتون تو همه مراحل زندگی
دیدی خیانت چ طعمی داشت؟؟؟
دلا بعضی مزه ها رو یبار چشیدن کفایت می کنه
مبادا به احسان خیانت کنی یبار مزشو تست کردی دیگه بسه
نذار مزه دردی که من الآن دارم می چشمو احسان بچشه

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

سلام
Brokene عزیز من از حرفای شما خواهرای گلم اصلا ناراحت نمی ش�
پدره من مشکلش با من اینه که چرا مثل خودش پزشکی نخوندم
من یه رشته دیگه رفتم از اون روز تا حالا باهام لجه...
دکتر نشدم ولی مهندس که شدم چه میشه کرد؟؟؟
ازهمه بچه هایی که کمکم میکنین ممنونم diyana ،
hildaye عزیزم و AsA از همتون بابت حرفاتون ممنونم
بچه من گریه هام واسه خودمه واسه این که الان
می ترسم تو برخوردم با همه دوستام می ترسم
مار گزیده شدم
حتی می ترسم با یکیشون صحبت کنم
واقعا تنهایی رو دارم با همه ابعادش حس می کنم
فقط اینجا می تونم بحرفم و خالی کنم خودمو
بچه ها من چشمام واقعا مشکل پیدا کرده دیگه آبریزشش دست خودم نیست
حتی اس ام اس هم نمیتونم با گوشیم بنویسم اینجا هم اینقدر صفحه رو زوم می کنم تا بتونم ببینم
شاید چندروز نتونم بیام میرم دکتر
دیگه برای من نه برای چشمام دعا کنید

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

یکی از لذت هایی که دیگه نیست
یسری از روزها ساعت 1 از دانشگاه تعطیل می شد منم ساعت 11/5 کلاسم تموم می شد میرفتم دمه دانشگاه و می نشستم تو ماشین...
تا اومدنش خوابم می برد .اونم میومد درو آروم باز می کرد که مثلا من بیدار نشم(من خودمو می زدم بخواب و تو هیچ وقت نفهمیدی)
می نشست آروم درو می بست
یکم که می گذشت میدید من بیدار نمی شم
می پرید مثل قوباغه یهو بالا و بوسم می کرد میگفت من برونم من برونم.
منم می گفتم جوونه مردمم رحم کن مامانم تو خونه منتظرمه ها

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

خاله بزرگم مشاور و روانشناسه..
اومده خونمون مثلا روان منو بشناسه ...
تشریف فرما شدن به اتاق بنده دوساعت تموم یا فک می زد
یا اشکای منو پاک می کرد. دو دقیقه حرف می زد 10 دقیقه نگام می کرد.
کلی گشتوگذار کرد تو اتاقمو گفت:
مهدی یه سوال؟ تو چرا گریه می کنی؟(یربع سکوت)
می گم خاله گریه نکن حرف بزن با گریه هیچی درست نمی شه دردتو بگو تا درمونت کنیم تو آینه نگاه کردی ببینی چقدر زشت شدی؟
(مجددا سکوت)
همچنان سکوت
بازم سکوت
در اینجا بود که گفت : حیفه چشماته جدی جدی خیلی زشت شدیا
سکوت
فرمودند: گریه چی کار کرده فقط زشتت کرده اصلا آدم حالش بهم می خوره
تو صورتت نگاه کنه
دوباره سکوت
مهدی خاله فهمیدم شکل میمون شدی (در حال قورت دادن خندش تصمیم گرفت بمدت چندین دقیقه بازم سکوت کنه)
خیر این نمی تونست حرف نزنه باز فرمودند:
حرف بزن خودتو خالی کن کاش می دونستی که از ریخت افتادی
اینجا بود که صدای من در اومد گفتم:
خاله جان اومدی اینجا قیافه منو بازگو کنی یا روانمو بشناسی
همش تو صورتم نگاه می کنی؟؟؟
یه کم نگاه کن ببین تو اشکام چی می بینی؟؟؟
نگاه کرده تو صورتم می گه: والا چی بگ�
دید نتیجه نگرفت پاشد رفت بیرون
آخره سر که می خواسته بره اومده خدافظی کنه می گه مهدی خاله نمی خواد جواب منو بدی آخه صداتم خیلی زشت شده من رفتم خدافظ
وجدانا این چه خاله ایه من دارم؟؟؟
یعنی روانشناسا همشون اینجوری رو اعصابن؟؟؟
به حق چیزای ندیده و نشنیده والاااااااا

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

خداوکیلی اینجوری ترقه نزنید تو کوچه...
خوب مردم آسایش می خوان یعنی چی ؟؟؟
فکر نوزادی باشید که الآن تو خونه ما خواب بود و با این صدا پرید از خواب
خوبه هنوز یک ماه
توجه نمودی ؟؟؟
یک ماه مونده به چهارشنبه سوری
پس لطف کنین اینقدر جو گیر نباشید.
حداقل یکم از این ترقه ها رو بیارید بدید بما که شب چارشنبه سوری لنگ نمونیم وگرنه نفرینتون می کن�
واقعا زشته کاراتون...
(حرفای دختر عموم بود وقتی که صدای ترقه رو شنید رفت آیفون رو برداشت و شروع کرد به گفتن)
اما با این حرفا فقط رفتم تو فکر که خدایا یعنی تموم شد سال 91 خدایا یعنی میشه سال بعد هیچ کدوم از این روزای سال 91 تکرار نشه
چقدر ساله بدی بود البته واسه من...
شبایی که چند سال می گذشت روزایی که گریه امونم نمیداد
خدایا منکه امسال تنها دعایی که می کنم ظهور آقا امام زمانه اگه بیاد و مشکلات حل شه ؟؟؟؟؟
ای خدا
تو همین فکرا بودم که صدای ترقه بعدی افکارمو پاره پوره کرد
همسایه های جوگیری داریما!!!
نمیذارن آدم دو دقیقه با خودش خلوت کنه

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

broken angel
دوست خوبم سلا�
مشکل منم همینه که خواهر برادر ندارم
مادرمم فقط کافیه بابام بگه نه حرف رو حرفش نمی زنه
بابام اصلا منطق نداره خودشم می دونه.
مثلا دوشب پیش من داشتم می رفتم خونه بر خیابون و پارک جلوی خونمون بودم یهو یه ماشین ایستاد یه پسره پیاده شد یه قفل فرمون دستش بود بی خود و بی جهت اومد کوبیدش تو صورت من منم پرت شدم وسط چمنای پارک
اصلا نمی تونستم تکون بخورم پارکم انقدر خلوت بود که نگو رفتم خونه نه مامان نه بابام اصلا نمی گن چی شده ؟؟؟ چته؟؟؟
بگذریم دیروز هم باشگاهیام اومدن خونه ملاقات من اونوقت...
هیچی دیگه بابام آبرومو برد اومده میگه خودتم اضافی هستی تو این خونه سیاهی لشکر با خودت آوردی؟؟
اونوقت به یه همچین بابایی من می تونم دردمو بگم...
کلا از من خوشش نمی اد.
من بمادرم می رم می گم اما بشرطی که هر اتفاقی افتاد راهنماییم کنید.
Yasiجان دوست خوبم
بابای من به حرفای من گوش نمی ده منم یا کمتر می رم از خونه بیرون یا اگه رفتم دیرتر برمی گردم دیگه هم حوصله بحث کردن با پدرمو ندارم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

یکی از آرزوهایی که برای همیشه حسرتش بدلم موند
منو احسان از وقتی فهمیدیم عشق چیه بهم دیگه قول دادیم همیشه
باهم باشیم حتی بعد از اینکه ازدواج کردی�
گفتیم و قرار گذاشتیم که همیشه همه جا (واقعا فکرشم آتیشم می زنه)
قرار گذاشتیم که همیشه همه جا
منو خانومم با احسان و خانومش با هم باشیم
جوری که همه دنیا به ما چهار نفر غبطه بخورن حالا..............
الآن وضع فرق کرده احسان با خانومشه منم تنها
دیگه کسی ام نیست که بهشون حسودی کنه
هه