M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

دیروز جای دشمنتون خالی (گلاب به روتون) هی استفراغ می کردم
مامانم پشت دره دستشویی منتظر می موند تا من برگردم بیرون بگه چیزی شده (قربونش برم شاید تا شب صدبار این سوالو پرسید)کاره منم زل زدن تو چشماش بود بعد از هر بار استفراغ می گفت بمیرم برا بچم اخه تو چت شده؟
یبارش ازم پرسید چیزی خوردی اینجوری شدی؟
دلم می خواست بهش بگم چیزی نیست مادره من یعمر خاطرست دارم بالاشون میارم تا هرروز نپیچن دور گردنم و احساس خفگی کنم...
ولی فقط برگشتم نگاش کردم گفتم خوب می شم نگران نباش...
مامانمم همسایه بالاییمون که دکتره رو صدا کرد اومد گفت تبش خیلی بالاست اون که بیاد پایین تمام این حالتاش خوب میشه...
منم که فقط دلم می خواست بخوابم زل زدم تو سقف نمی دونین چقدر دلم می خواست بخوابم و پاشم ببینم همه اینروزا فقط یه خواب بوده...
.........................................................................................................
تو دنیا هرکی بدتر بود چرا بی درد و خوشبخته
خدایا برای رفتن از اینجا حواست بمنم باشه

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.