M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

دلکنده جان حق با تو هستش
میلاد دوستمم میگه با دشمنت یجا زندگی کن یجا کار کن
یروز ب دردت می خوره ولی میدون خالی نکن
بذار اون از رو بره
وقتی می ری تو ساختمون
که اون احسان آشغال از عمد وایمیسته تا تو بیایی و اذیتت کنه
فکر کن اصلا نمیبینیش همون حسی که به تیر برق تو کوچه داری....
ولی نمیشه داغونم کرده
می دونی منو احسان فاب هم بودیم
شبای تابستون توی بالکن باهم یجا می خوابیدیم
اون از زندگیش می گفت من از عشقم
با هم ستاره می شمردیم
جوری که بابام میگفت مهدی عشق دو تا همجنس خیلی بده ها
من واسه احسان همه چی گذاشتم
رفاقتی هر کاری براش می کردم
یادمه یروز که من تصادف کردم و تا دم مرگ رفتم نمی دونی چقدر گریه می کرد
همه چیزمو احسان می دونست...
نمی تونم ببخشمشون
احسانی که ضربان قلبمون بسته به ضربان قلبه همدیگه بود حالا ........
احسانم اذیت میشه رفیقه شیش خودشو از دست داد
بابامم چندبار پرسید که چرا احسان دیگه نمیاد بالا
چرا باهم کمتر می بینمتون
بگذریم........
من یادم نبود به اینکه میگن وقتی از شادی ب هوا می پری مراقب باش کسی زمینو از زیر پات نکشه........
پریدم بالا احسانم جواب همه خوبی هامو داد
نمی دونستم آخره خوبی کردن میشه دوتا چشم پف کرده قرمزی که اشکاش 3 ماهه تمومی نداره...
نفسم کم میاد اشکم بند نمیاد.
ندونستم یه غریبه هرچی باشه یه غریبست....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.