م

مهدی

@آقا مهدی · ۳۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴۲ رأی)

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

این خاطره مربوط میشه به دختر عموم با اجازشون
من با دوستم حمید که تو خونه پشتیه ما زندگی می کنن قرار گذاشتیم هر وقت همدیگه رو کار داریم بیاییم پشت پنجره و برای هم سوت بزنیم ی نوع سوت رمز دار بود که می شد(هو هو ..... هوهوهوهو.......هوهو)
خلاصه یروز عموم اینا خونمون بودن بعد دختر عموم اومده کمک مامانم واسه پختن ناهار مامانم می خواسته بره طبقه پایین خونمون به دختر عموم می گه هر وقت آب قابلمه جوش اومد از این پنجره یه سوت بزن من میام بالا.
دختر عمومم با مدل سوت زدنه من آشنا بود.
خلاصه آب جوش میاد و میاد پشت پنجره.
اینم دقیقا مثل من شروع میکنه به سوت زدن
حمید بخت برگشته هم که فکر می کنه منم
شروع می کنه به عربده کشیدن:
مهدییییی؟؟؟
مهدیییییی؟؟
اوی مهدی؟؟؟
مهدی خره؟؟؟؟
دختر عموی منم تا میبینه اوضاع خیطه میگه
زنعمووووووووو آب جوش اومد
حمیدم از اون طرف داد می زنه که:
آقااااااااااااا مهدی گله؟؟؟
حمید: @<---< (چسبه به سقف)
دوستاش:))))))))))))))))))
دختر عموی من :DDDDDDDDDDDD

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

از راه اومدم سلام کردم رفتم تو اتاقم
شاید نیم ساعت شد که یهو صدای مامان و بابام رفت بالا.
باز من داشتم حرص می خورد�
هی هیچی نگفتم دیدم صداشون داره می ره بالاتر
گوشیمو برداشتم زنگ زدم رو شماره خونه مامانم رفت شماره منو دید به بابام گفت مهدی دوباره رفت بیرون؟بابام گفت نمی دونم...
خلاصه گوشیو برداشت گفت بله؟گفتم مامان من الآن پیش میثمم تو مغازش (1000متری خونمون).گفت خب
گفتم خب نداره دیگه صداتون داره تا اونجا میاد دوباره چتون شده شما دوتا؟
گفت جی می گی صدامون اومد؟ گفتم بله یکم آروم تر
گوشیو قطع کرده به بابام می گه تو دعوا که حرف بدی نزدیم که؟
منم توی اتاقم یهو زدم زیر خنده
اومدن تو اتاق
مامانم گفت اگه تو نبودی حالا تا صبح داشتیم دعوا می کردیما
خدایا شکرت که مهدی و دار�
فک و فامیله ما داریم؟

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

ویژه دلکنده
من اردیبهشت 66 متولد شدم 25 سالمه
الان هم اگه گریه می کنم واسه خودمه واسه دلمه واسه اعتمادمه که رو هر دختری از دست رفت.
مامانم تو این مدت خیلی دختر بهم پیشنهاد داده بریم خواستگاری
چطوری به یه دختر دیگه اعتماد کنم؟
دختره ی بی صفت می گه اگه دوستم داشته باشی نمی ذاری این ازدواج سر بگیره دیشب تا صبح مسیج داد
بعدم که من جواب ندادم می گه
چطوری دلت میاد یه نفر داره اینور گوشی می میره تو بیخیالی
بابا لامصب تو مگه دلی هم واسه من گذاشتی؟
بقول یاس
وقت رفتنه وقت دفن قلبمه
و خودت مي دوني تمومه الكي جو نده
حرف هاي تلخت هم كه نمك زخممه
و تنها دلخوشيم به قلم دستمه
اشکای من لایقه اون هربله آهن پرست نیست
گریه من واسه اون محبت و مهر و معرفت و وفاییه که خرجش کردم نمی خوام سرش منت بذارم اینا رو می گم تا آروم بشم
خوشحالم که خدا چهره واقعیشو بهم نشون داد
من حتی شب قبلش ی خواب بد دیدم...
واسه همین فکر امتحان کردنش زد بسرم.
.
.
.
.
.
فکر نكني اهل جبران يا انتقام�
خودم بايد دقت مي كردم تو انتخابم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

الآن یه اس ام اس اومد رو گوشیم که تا مغز استخون سوخت�
احسان دوستم بود می دونید چی گفت:
مهدی یه سوال بپرسم راستشو می گی؟
جواب ندادم چطوری روش می شه پیام بده
دوباره نوشت: مهدی تو اون مدتی که با هم بودید (منظورش مخاطبمه) بهش دستم زدی؟؟؟
چقدر تو کثیفی پسر اون ناموس من بود...
فقط اینجا می تونم درد دلمو بگ�
ای خدا چرا این زمان لعنتی نمی گذره خستم دیگه

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

ویژه: دلکنده
نمی دونم چقدر طول کشید تا تونستم و پستتو خوندم چون اشک چشمام نذاشت بخونم
خالمم حرفای تورو می زنه
همه دوستام می گن اشتباه کردی احسانو فرستادی دنبالش می گن یه طرف قضیه خودتی.
د آخه چطوری باید می شناختمش؟؟ بدونم پابندم هست یا نه
حالم از خودم بهم می خوره باورم نمی شه
حتی خونه ای که خریدم با سلیقه اون بود مدل موهام ماشینم تیپم تا بخودم اومدم چشم باز کردم دیدم همه چیزم سلیقه اونه حتی رفیقام...
از اشکان رفیق 17 سالم بخاطر اون گذشت�
وای که بد باختم دیر شناختمش
من ناراحت نیستم که رفت ناراحت نیستم که رفیقم دورم زد
دروغ چرا ناراحتم بقول شاعر
می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو يک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قيامت اسم ما قصه ها رو پر کنه
اما خيلی دير دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازيچه ی باد مثل يک بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خود�
تو رو خيلی دير شناختم وقتی که تموم شد�
نه يه دست رفيق دستام نه شريک غم بودی
واسه حس کردن دردام خيلی خيلی کم بودی
توی شهر بی کسی هام تو رو از دور مي ديد�
تا رسيدم به تو افسوس به تباهی رسيد�
شهر بي عابر و خالی شهر تنهايی من بود
لحظه ی شناختن تو لحظه ی تموم شدن بود
مگه مي شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت
عاشق چيزی که نيست شد روی دريا خونه ساخت

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

تو که زیر برق اون نگاش داری جون میکنی
کاش میدونستی که فردا جای امروز منی
با منم اول قصه مثل امروز تو بود
دل ما رو هم مثل تو با کرشمه هاش ربود
بین صد نفر فقط تو چشم من نگاه میکرد
منم اون وقتا عزیز دل من صدا میکرد
به منم گفت بری میکشم خودمو به پای تو
راست میگفت کشت خودشو با رفتنم برای تو!!!
ما رو که عمری به پاش بودیم فروخت به یک نگات
تو رو که دو روز کنارشی چه میکنه باهات ؟؟؟
به توام میگه شبا چشات به خواب من میاد؟؟؟
اگه گفت تعبیرش اینه یکی دیگرو میخواد

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

به دوستم گفتم احسان فقط می خوام امتحانش کنم برو دنبالش براش بوق بزن سوارش کن ببین اصلا بهت پا می ده؟
رفتیم محل کارش دم در ایستادیم تا بیاد بیرون دوستم رفت جلو منم با ماشین خودم پشت سرش بودم
براش بوق زد حتی برای یه لحظه هم فکر نکرد به اطرافشم نگاه نکرد من شاید 30 سانت با ماشین احسان فاصله داشتم منو ندید...
حتی به بوق دوم نکشید سوار شد
سوار که شد
گفتم عمرم پای تو رفت فروختیم به چی؟
شروع کردم داد زدن سر خودم فوش و نفرین می دادم به خودم.
رفت سر کوچشون پیادش کرد منم پشت سرش بودم پیاده که شد
بوق زدم دو تا چراغ زدم منو دید اومد جلو گفت سلام عزیزک�
گفتم :آقا کی باشن
گفت بجان مهدی پسر خالمه.
گفتم واسه دروغات جونه منو قسم نخور آشغال
گفتم چیش بهتر از منه ماشینش قیافش پولش هیکلش اخلاقش چیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت تو باز دیوونه شدی توهم زدی گفتم پسر خالمه
گفتم آخه چقدر تو دروغ میگی دختر
بهش گفتم من خیلی سادم تو بی تقصیری
گفتم جفتک زدی به بخت خودت بدبخت
گاز گرفتم دور زدم و برگشتم
حتی یبار زنگ نزد بگه غلط کردم
احسان هم نامردی نکرد پاش واستاد و رفاقتمونو له کرد منو له کرد
دشمن ما از خوده ما هر لحظه بین ما بود از ما بود با ما بود......
دشمن من بودی ای رفیقه رهم دشمن این قلبه پاک و بی گنهم........

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

اونی که تازه اومد و تویه دلم خاطره شد
بهش بگین با رفتنش کاره دلم یکسره شد
پر زدو رفت حتی برام خطو نشونم نکشید
رفتو نشست رو شونه یه اونکه به فکرم نرسید
بهش بگین همین روزا توی دلم میکشمش
خدا نیاره اون روزو بیوفته چشمم تو چشش
دیوونه بود اما منم دیوونه تر از عشق اون
قلبمو زد به نامشو پر زدو رفت از اشیون
عاشقی کاره تو نبود من عاشقت بودمو بس
اون همه احساسه منو کشتی گلم پایه هوس

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

دعوت شدم به عروسی هم از طرف مخاطبم هم از طرف مخاطبش
مخاطبش یه زمانی رفیق فاب من بود
جمعه عروسیشونه هر دوتاییشون منو دعوت کردن
آخه یکی نیست به اون دختره زبون نفهم بگه: بی وفا حرمت نگه دار
از رفیقم اننتظاری ندارم اما تو یه زمانی مخاطب خاصه من بودی
هر شبم شده گریه
ای خدا تا کی به همه بگم سرما خوردم بگم عطسه کردم و سرخی چشمم و آبریزش بینیم ماله عطسست.
خدایا دوستم چطوری حاضر شد کسی که یه عمر دربارش باهاش حرف زدم و می دونسته عشقه اول و آخرمه رو بنشونه سر سفره عقده خودش؟
تو رو خدا دعام کنید فراموششون کنم چون اصلا ارزش ندارن نه مخاطبم نه مخاطبش...

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

شرایط مثل سابق نیست عزیزم
دیگه خیلی چیزا تغییر کرده
تو که رفتی تنها موندم و ترس
رو احساسات من تاثیر کرده
منی که باورت داشتم همیشه
حالا نسبت به تو بی اعتماد�
خدای عشق من بودی یه روزی
دیگه از دست رفته اعتقاد�
اولین روزای دل بریدنت
روز و شب توی خودم زار میزد�
وقتی دلتنگی امونم نمی داد
سرم و محکم به دیوار میزد�
رفتی از دست دادم اعتقادمو
بی تو از انسانیت افتادمو
حکم مرگ خودم و میدادمو
خودم و توی خودم دار میزد�
مَرده و حرفش
واسه همیشه
از تو و عشقت
من توبه کرد�
با گریه چیزی درست نمیشه
از روی حرفم برنمی گرد�
هر اشتباهی بخشیدنی نیست
زندگی هرچند ادامه داره
بعضی گناها انقدر بزرگ ِ
که حتی توبه فایده نداره

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

گه خودكارتو گم كنی نمیتونی جزوه بنویسی
اگه جزوه ننویسی نمیتونی درس بخونی
اگه درس نخونی واحدهاتو پاس نمیكنی
اگه واحداتو پاس نكنی مدرك نمیگیری
اگه مدرك نگیری كار پیدا نمیكنی
اگه كار پیدا نكنی غذا نداری كه بخوری
اگه غذا نداشته باشی گرسنه میشی
اگه گرسنه شی لاغر میشی
اگه لاغر شی زشت میشی
اگه زشت شی كسی باهات ازدواج نمیكنه
اگه ازدواج نكنی بچه دار نمیشی
اگه بچه دار نشی افسرده میشی
اگه افسرده بشی مریض میشی
اگه مریض بشی میمیری
پس مواظب خودكارت باش تا گم نشه وگرنه میمیری!!

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

دلم می خواد بدونم اولین کسی که فهمید دهه هشتادیا گودزیلا هستن کی بوده؟ یعنی اصلا یکی از فانتزیام(بقول شما) اینه باید اون دهنشو طلا گرفت.
چند وقت پیش روی نرده های خونمون (برای ابراز وجود و خودنمایی)مثل این بند بازا هستنا داشتم راه می رفتم یهویی پسر خاله کوچیکم (مجید همون گودزیلاهه) اومده منو هول می ده نزدیک بود از ارتفاع 3 متری با سر بیفتم پایین بهش گفتم آخه جوجه با یکی از این شوخی ها بکن که قد و هیکلش 4 برابره خودت نباشه حداقل اگه خواست بیفته بتونی بگیریش... والااااااااا
حالا اینا بکنار دیروز اومدن خونمون.ورودی W.C یه پله مانند کوچولو هست بعد دارم از W.C بر می گردم اومده پشت در قایم شده خواستم پامو بذارم پایین یهو مثل یابو جفتک انداخت خلاصه با صورت خوردم زمین زبونم زیر دندونم گیر کرد پاره شد دماغمم خونریزی کرد فکنم شکست........ روونه بیمارستانمون کرد
واستاده هر هر می خنده بابام اومده می گه بچه این شیطنتا چیه بدو برو پیش مادرت.
مامانش می گه خیر ببینی برو پیش بابات
باباش می گه بچست دیگه اقتضای سنشه
منم گفتم اقتضایه نسلشه عمو
این آدمم که بکشه بازم باباش می گه اقتضای سنشه
فک و فامیله خشنی داریما (فکنم از زاویرا فرار کرده)

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

نمی دونم این پست و باید تو کدوم قسمت بذارم ..
می ذارمش همینجا که اینجا مناسب تره
راستش یکی از بچه ها(ایرولوخ) نوشته بود:
نه دستش را آردی کرد نه صدایش را نازک از کجا باید به گرگ بودنش شک می کردم؟
خب آخه شنگول منگولم وقتی گول خوردن که طرف صداشو نازک کرد دستاشم آردی اینطوری شد که نتونستن شک کنن
ولی آخه کسی که اینکارو نمی کنه خیلی راحت می شه فهمید گرگه یکم چشماتونو باز کنین متوجه همه چی میشین
و من اینطوری اصلاحش می کن�
یکی میاد طرفت دست رفاقت جلو میاره اون فقط دست می ده تو همه چیز از دست می دی.صداشو نازک می کنه دستاشم آردی می کنه و تو هیچ وقت نمیفهمی که گرگه نه رفیق