فلک کور است/دل شوریده در شور است/صدای خنده و آواز می آید/ز کوی دلبرم امشب صدای ساز می آید/دلم بی وقفه می لرزد/نمی دانم چرا تنگ است/و می ترسد قدم لرزان به سوی کوچه می آیم/و با خود زیر لب آهسته می گویم/خدایا ترس من از چیست؟/عروس جشن امشب کیست؟/صدای همهمه با ورود عاقد می شود خاموش/صدای شیخ می آید وکیلم من؟/جوابم ده وکیلم من؟/صدای آشنایی بله می گوید/و مردم یک صدا با هم مبارک باد می گویند/خدای من صدای دوست/و ناگه نعره ام در کوچه می پیچد/مبارک نیست مبارک نیست/نگار من عروس جشن امشب نیست/ولی افسوس صدای نعره ام در ساز می میرد/و داماد سر خوش از نگارم بوسه
می گیرد/خدای من اگر مردم نمی دانند تو که نادیده می دانی/ همین دختر که امشب بله می گوید/قسم می خورد عروس ماست/چه شد آن عهد و پیمانش؟/کجا رفت آن قسم هایش؟/ به یعنی عهد و پیمان هیچ/وفا و عشق و ایمان هیچ/قسم ها ، اشکها ، حتی خدا هم هیچ ؟/من امشب از خودم از تو از این دنیا که هیچش اعتباری نیست ، بیزارم/من امشب سخت بیمارم/ شما آخر نمی دانید عروسی را به حجله می رانید / که تا دیروز نگارم بود/بهارم بود و در آغوشم قرارم بود ./نمی دانم چرا این آسمان امشب نمی بارد/برای گریه کردن یک بهانه لازم است /این هم بهانه پس چه می خواهد؟/بمیرند آن کسانی که امشب یک صدا با هم مبارک باد می گویند/به عشق و عاشقی سوگند که امشب را مبارک نیست/نگارم شاد و خندان است/درون حجله گاه بوسه باران است/به دامادش بگویید نو عروسش با کسی هم عهد و پیمان است/