زنگ زدم رو گوشی پسر خالم ...
گودزیلا گوشی رو برداشته (داداش کوچیکش)
بعد میگه : مشترک مورد نظر در دستشویی می باشد لطفا منتظر بمانیدکال ریدینگ ...
بهش می گم پژمان کجاست؟ میگه رفته واسه ناهار یفکری بکنه هیچ کس خونه نیست نمی دونیم چی بخوریم...
رفته ناهار بخره می گه نه رفته بخوره می گم مگه کجاست می گه آیکیو من که گفتم تو دستشوییه
کارش کلا از این حرفا و از اون حرفا گذشته
گفتم حتما نفر بعدی ام تویی...
میگه شمام بفرما....
حیف که دلم براتون می سوزه بالا بیارید وگرنه بقیشو می گفتم .....
بیخیال بابا بذار تو خودمون باشی�