روز تولدت کیک تولدتو میدم به یکی دیگه سفارش میکنم که یک ساعت بعد رفتن من بیار بده خونه...
بعد خودم بیام کنارت بشینم وانمود کنم چیزی یادم نیس...
تو اخمات میره توهم سرمو با دوتا دستت میگیری سرتو نزدیکم میکنی میگی امروز چه روزیه....منم میگم روز نیستا شبه الان...
توهم میگی نمکدون پرسیدم چه روزیه؟ منم بگم روز خاصی نیس مثل بقیه روزا...تو پاشی باهام دعوا کنی وسط دعوا یه صدای زنگ تورو بکشونه بیرون...
موقع برگشتن با کیک دستت ذوق زده بگی واااای اقایی میدونستم فراموش نمیکنی...
منم بگم این همه سال تو قلبم زندگی کردی نفهمیدی بهترین روز زندگیمو فراموش نمیکنم دستامو باز کنم داد بزنم بپر اونجایی که باید باشی....
لایک صفر مطلق
فانتزی من اینه
تخیل درحد جنگ ستارگان - ۲ ( برای دیدن قسمت اول به پست شماره ۲۱۲۰۹۶ برید)
فاننزی من اینه که بعد از شکست جاستین بیبر٬ من و عباس m223 و تمام بچه های فورجوک٬ توی سیاره نپتون یه پناهگاه مخفی بزرگ بسازیم. بعد یه دفه پسر جاستین بیبر بفهمه که ما تو سیاره نپتون هستیم. بعد با سربازاش ( چون حالا اون امپراطوره) بره سیاره نپتون. بعد ما هم با اون روبرو بشیم و بخوایم اونو انقدر بزنیم تا صدای میمون بده. ( دیگه از سگ گذشته!) بعد پسر جاستین بگه: می خوام انتقام پدرمو بگیرم. کاری می کنم تا رئیسمهور نپتون شما رو لعنت کنه! عباس بگه: اسکل شدی؟ نپتون که رئیس جمهور نداره... بعد پسر جاستین تا این جمله رو بشنوه٬ یه نعره بکشه و بیوفته زمین و انقدر دست و پاش رو بکوبه زمین که گرد و غبار تا سیاره عطارد بره! بعد عباس از شلوار کرداباناس خودش ( شلوار کردی آینده) یه توالت دربیاره و بکوبه تو صورت پسر جاستین و بگه: چی شد؟ کله ت شبیه توالت شد؟ بعد در کمال غافلگیری٬ یه دفه از میان جمع بچه های فورجوک٬ کامبیز ۵ ساله از تهران٬ یه بمب ساعتی بندازه تو حلق سلنا گومز و بگه: الان دهن همتونو سرویس می کنم...
ادامه دارد...
فانتزی من اینه که اون سوالایی که توامتحهان میکه ...میدانید توضیح دهید رو بنویسم
نه نمیدونم میشه شما بادستخط خوبط برام بنویسی؟
یکی از فانتزی های من اینه...یکی بیاد بهم بگه دماغتو عمل کردی؟منم بگم نخیر همینطوری خدادادی عملیه:)
ولی لاکردار هرکی منو میبینه میگه نمیخوای دماغتو عمل کنی!!:((
یکی از فانتزیام اینه که وقتی دارم تایپ میکنم و سرم تو کیبرده اگه اگه خواشتم فارسی بنویسمو زبان کامپیوتر انگلیسی بود ککامپیوترم بهم خبر بده
یکی از فانتزیام اینه یه شرکت بزرگ الکترونیک راه بندازم
اسمشو بزارم "خربزه مشهدی" بعد با شرکت "اپل" رقابت کنم:)
یکی از فانتزیهام اینه که همینطور نرم نرمک برای خودم از پلههای دادگستری بیام پایین و وقتی به پیادهرو رسیدم، دستهام رو بکنم تو جیبم و دور بشم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین؟! نه . . . صبر کنید . . .
بعدش همین که دو سه قدم دور شدم، اصغر فرهادی داد بزنه: کات، همین برداشت خوبه. بچهها، تا نور هست، آماده بشید برای صحنۀ بعد!!!
آخ چه کیفی میده تو فیلم اصغر آقا بازی کنم، ولی حیف که هنوز کشف نشدم!
سلام دوستان یکی از فانتزیام اینه که یه شب که دارم تو خیابون با پرایدم(مشکی)
دور میزنم و خیابون ها رو متر میکنم و دارم پسته میخورم(بله عزیزم پسته مشکلیه)
یه دونه مزدا 3 نا غافل از پشت بهم بزنه بعد رانندش که دختره پیاده شه با گریه
بگه بد بخت شدم ماشین پرایده منم دلداریش بدم بگم عیبی نداره بیخیال
بعد که دارم تو سیاهی شب تو افق محو میشم دختره بگه لااقل شمارتو بده بعد من بگم دیدار به افق(خاک تو سرم که عرضه ندارم) بعد دختره فریاد بزنه خدایا چرا من...
ببخشید طولانی شد فانتزیه اولمه دوستان حمایت
یـکی از فـانتـزیـام اینـه که دخـترا هم حـق ورود به اسـتادیــوم رو داشتـه باشـن...
دخــترایـی که فـوتبـالیـن مـیــدونن چی میگـم :(
فامنزی من اینه که
سایت به خاطر امتحانات تعطیل نشه ,خب مامان باباها گوشی بچه هاشون توقیف کنن
من:-)
بدجنسی:-P
شما دانش اموزها و دانشجوها:-(
یکی از فانتزی هام اینکه یه بار دانشگاه امتحانمو کامل بشم از تو راه رو رد شم همه منو با انگشت نشون بدن به پام بیوفتن بگن تورو خدا کمکمون کن منم بی اعتنا ازشون رد شم ورقمو بندازم زمین برم تو افق...
ولی لامصب هربار نتایجو میزنن نمره دو رقمی پیدا نمی کنی که...
من :D
نمرات درخشان :)))
سایت :l
معلم ^_^
■●■/علامت اختصاصی/■●■
☆☆《دخترک آریایی》☆☆
فانتزی من اینه که پلیس فتا بشم،بعدش پدر هک بشم ،بعدش روی سیستمای بانکای آمریکا ارور بفرستم شما تا 1ثانیه دیگر هک می شوید....بعدشم هکشون کنم و حساباشونو بدزدم و پولدار بشم ،بعد وقتی پلیس آمریکا داره دنبال من میگرده تا پولاشو پس بگیره منم تموم پولا رو بین مردم تقسیم کنم که دیگه فقیری وجود نداشته باشه که پول بخیه صورت بچه شو هم نداشته باشه....(راستی دکتر بخش بخیه بیمارستان خمینی شهر اصفهان:خسته نباشی جوونمررررررد)
یکی از فانتزیام اینه که. یه جوکی بنویسم با یه موضوعی،بعد توی دسته بندی دیگه قرار بدم ببینم مدیر فورجوک چیکار میکنه، این کارو کردم،طبق معمول ضرب المثل بیشتر تلاش کن نثارم شد.
الکی مثلا من خلم!
و به علت همین خل بودنم، از خواهرم پرسیدم. این نقاشی چیه؟میگه: لامپ هست،پیاز هست گلدون هست انار هست ولی اصلش کوزه است!
فک و فامیله داریم؟
اعتراف میکنم که زدم لهش کردم.بعدشم طبق معمول خودمم کتک خوردم!
تازه مورد داشتیم اون یکی خواهرم زدتش بازم من کتک خوردم.آخه تبعیض تاچه حد؟
حالا میگم یه وخ زشت نباشه برا عذر خواهی ظرف شستم؟
مامانه دیگه! عشقش میکشه منو بزنه!
.
.
.
.
.
.
دقت کردین من بیشتره دسته بندی های جوک رو نوشتم؟
خلاقیتم تو حلقتون(بکوب لایکو تا خفه نشی یه وخ،خلاقیت.
من خیلی گندس تو حلقتون جا نمیشه)
فانتزی من اینه که
دیگ هیچوقت کسی تو فور جوک پدراشونو مسخره نکنن
مراقب این فرشته ها باشید
که تا هستن قدرشو نمیدونیم
.
.
.
.
.
m.shعلامت اختصاصی
یکی از فانتزیام اینه دعای مادرم به همین زودیا برآورده بشه.
مادره دیگه.دلش میخواد عروسی دخترشو ببینه.ایشالله همه ی مادرا و پدرا بچه هاشونو تو لباس عروسی/دامادی ببینند بلنننننند بگو آمین
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532492839










