دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  216042

روز تولدت کیک تولدتو میدم به یکی دیگه سفارش میکنم که یک ساعت بعد رفتن من بیار بده خونه...
بعد خودم بیام کنارت بشینم وانمود کنم چیزی یادم نیس...
تو اخمات میره توهم سرمو با دوتا دستت میگیری سرتو نزدیکم میکنی میگی امروز چه روزیه....منم میگم روز نیستا شبه الان...
توهم میگی نمکدون پرسیدم چه روزیه؟ منم بگم روز خاصی نیس مثل بقیه روزا...تو پاشی باهام دعوا کنی وسط دعوا یه صدای زنگ تورو بکشونه بیرون...
موقع برگشتن با کیک دستت ذوق زده بگی واااای اقایی میدونستم فراموش نمیکنی...
منم بگم این همه سال تو قلبم زندگی کردی نفهمیدی بهترین روز زندگیمو فراموش نمیکنم دستامو باز کنم داد بزنم بپر اونجایی که باید باشی....
لایک صفر مطلق

  216020

تخیل درحد جنگ ستارگان - ۲ ( برای دیدن قسمت اول به پست شماره ۲۱۲۰۹۶ برید)
فاننزی من اینه که بعد از شکست جاستین بیبر٬ من و عباس m223 و تمام بچه های فورجوک٬ توی سیاره نپتون یه پناهگاه مخفی بزرگ بسازیم. بعد یه دفه پسر جاستین بیبر بفهمه که ما تو سیاره نپتون هستیم. بعد با سربازاش ( چون حالا اون امپراطوره) بره سیاره نپتون. بعد ما هم با اون روبرو بشیم و بخوایم اونو انقدر بزنیم تا صدای میمون بده. ( دیگه از سگ گذشته!) بعد پسر جاستین بگه: می خوام انتقام پدرمو بگیرم. کاری می کنم تا رئیسمهور نپتون شما رو لعنت کنه! عباس بگه: اسکل شدی؟ نپتون که رئیس جمهور نداره... بعد پسر جاستین تا این جمله رو بشنوه٬ یه نعره بکشه و بیوفته زمین و انقدر دست و پاش رو بکوبه زمین که گرد و غبار تا سیاره عطارد بره! بعد عباس از شلوار کرداباناس خودش ( شلوار کردی آینده) یه توالت دربیاره و بکوبه تو صورت پسر جاستین و بگه: چی شد؟ کله ت شبیه توالت شد؟ بعد در کمال غافلگیری٬ یه دفه از میان جمع بچه های فورجوک٬ کامبیز ۵ ساله از تهران٬ یه بمب ساعتی بندازه تو حلق سلنا گومز و بگه: الان دهن همتونو سرویس می کنم...
ادامه دارد...

  215943

فانتزی من اینه که اون سوالایی که توامتحهان میکه ...میدانید توضیح دهید رو بنویسم

نه نمیدونم میشه شما بادستخط خوبط برام بنویسی؟

  215928

یکی از فانتزی های من اینه...یکی بیاد بهم بگه دماغتو عمل کردی؟منم بگم نخیر همینطوری خدادادی عملیه:)
ولی لاکردار هرکی منو میبینه میگه نمیخوای دماغتو عمل کنی!!:((

  215842

یکی از فانتزیام اینه که وقتی دارم تایپ میکنم و سرم تو کیبرده اگه اگه خواشتم فارسی بنویسمو زبان کامپیوتر انگلیسی بود ککامپیوترم بهم خبر بده

  215367

یکی از فانتزیام اینه یه شرکت بزرگ الکترونیک راه بندازم










اسمشو بزارم "خربزه مشهدی" بعد با شرکت "اپل" رقابت کنم:)

  215198

یکی از فانتزی‌هام اینه که همین‌طور نرم نرمک برای خودم از پله‌های دادگستری بیام پایین و ‏وقتی به پیاده‌رو رسیدم، دستهام رو بکنم تو جیبم و دور بشم.‏
‏.‏
‏.‏
‏.‏
‏.‏
‏.‏
‏.‏
‏.‏
‏.‏
‏.‏
همین؟! نه . . . صبر کنید . . .‏
بعدش همین که دو سه قدم دور شدم، اصغر فرهادی داد بزنه: کات، همین برداشت خوبه. ‏بچه‌ها، تا نور هست، آماده بشید برای صحنۀ بعد!!!‏
آخ چه کیفی میده تو فیلم اصغر آقا بازی کنم، ولی حیف که هنوز کشف نشدم!‏

  215136

سلام دوستان یکی از فانتزیام اینه که یه شب که دارم تو خیابون با پرایدم(مشکی)
دور میزنم و خیابون ها رو متر میکنم و دارم پسته میخورم(بله عزیزم پسته مشکلیه)
یه دونه مزدا 3 نا غافل از پشت بهم بزنه بعد رانندش که دختره پیاده شه با گریه
بگه بد بخت شدم ماشین پرایده منم دلداریش بدم بگم عیبی نداره بیخیال
بعد که دارم تو سیاهی شب تو افق محو میشم دختره بگه لااقل شمارتو بده بعد من بگم دیدار به افق(خاک تو سرم که عرضه ندارم) بعد دختره فریاد بزنه خدایا چرا من...
ببخشید طولانی شد فانتزیه اولمه دوستان حمایت

  215107

یـکی از فـانتـزیـام اینـه که دخـترا هم حـق ورود به اسـتادیــوم رو داشتـه باشـن...
دخــترایـی که فـوتبـالیـن مـیــدونن چی میگـم :(

  214933

فامنزی من اینه که
سایت به خاطر امتحانات تعطیل نشه ,خب مامان باباها گوشی بچه هاشون توقیف کنن
من:-)
بدجنسی:-P
شما دانش اموزها و دانشجوها:-(

  213977

یکی از فانتزی هام اینکه یه بار دانشگاه امتحانمو کامل بشم از تو راه رو رد شم همه منو با انگشت نشون بدن به پام بیوفتن بگن تورو خدا کمکمون کن منم بی اعتنا ازشون رد شم ورقمو بندازم زمین برم تو افق...
ولی لامصب هربار نتایجو میزنن نمره دو رقمی پیدا نمی کنی که...
من :D
نمرات درخشان :)))
سایت :l
معلم ^_^

  213821

■●■/علامت اختصاصی/■●■
☆☆《دخترک آریایی》☆☆

فانتزی من اینه که پلیس فتا بشم،بعدش پدر هک بشم ،بعدش روی سیستمای بانکای آمریکا ارور بفرستم شما تا 1ثانیه دیگر هک می شوید....بعدشم هکشون کنم و حساباشونو بدزدم و پولدار بشم ،بعد وقتی پلیس آمریکا داره دنبال من میگرده تا پولاشو پس بگیره منم تموم پولا رو بین مردم تقسیم کنم که دیگه فقیری وجود نداشته باشه که پول بخیه صورت بچه شو هم نداشته باشه....(راستی دکتر بخش بخیه بیمارستان خمینی شهر اصفهان:خسته نباشی جوونمررررررد)

  213350

یکی از فانتزیام اینه که. یه جوکی بنویسم با یه موضوعی،بعد توی دسته بندی دیگه قرار بدم ببینم مدیر فورجوک چیکار میکنه، این کارو کردم،طبق معمول ضرب المثل بیشتر تلاش کن نثارم شد.
الکی مثلا من خلم!
و به علت همین خل بودنم، از خواهرم پرسیدم. این نقاشی چیه؟میگه: لامپ هست،پیاز هست گلدون هست انار هست ولی اصلش کوزه است!
فک و فامیله داریم؟
اعتراف میکنم که زدم لهش کردم.بعدشم طبق معمول خودمم کتک خوردم!
تازه مورد داشتیم اون یکی خواهرم زدتش بازم من کتک خوردم.آخه تبعیض تاچه حد؟
حالا میگم یه وخ زشت نباشه برا عذر خواهی ظرف شستم؟
مامانه دیگه! عشقش میکشه منو بزنه!
.
.
.
.
.
.
دقت کردین من بیشتره دسته بندی های جوک رو نوشتم؟
خلاقیتم تو حلقتون(بکوب لایکو تا خفه نشی یه وخ،خلاقیت.
من خیلی گندس تو حلقتون جا نمیشه)

  213140

فانتزی من اینه که
دیگ هیچوقت کسی تو فور جوک پدراشونو مسخره نکنن
مراقب این فرشته ها باشید
که تا هستن قدرشو نمیدونیم
.
.
.
.
.
m.shعلامت اختصاصی

  212930

یکی از فانتزیام اینه دعای مادرم به همین زودیا برآورده بشه.



















مادره دیگه.دلش میخواد عروسی دخترشو ببینه.ایشالله همه ی مادرا و پدرا بچه هاشونو تو لباس عروسی/دامادی ببینند بلنننننند بگو آمین