#اعتراف میکنم

ب
بستنی توت فرنگی ۹ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه زمانی رمزای گوشیم :هاون،تبر،فیلسوف و ......
بود. الانم با اجازتون احمقه@_@
تازه یه زمانیم فرمول شیمیاییه پتاسیم پرمنگنات بود. ینی اونقد که من رمزای عجیب غریب میزارم واسش، بانک ملی واسه گاو سندوقاش نمیزاره@_@
بعله اعجوبه که نه، نابغه ایم واسه خودم@_@
چاکر شوما بوس بوس

r
reyhaneh ۹ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم حس میکنم هیچ احساسی ندارم اخه یه حسی بهم میگه بی احساسم و این حسی که باید داشته باشم اون حس واقعیی نیس که حسم مثل بیه باشه چون احساسا باهم فرق داره
به این نتیجه رسیدم نمیدونم احساس چیه.......
حالا بماند که با این اوضاع حسابدار اینده ام
یه هنر دیگه دارم کهه بعد میگم...
R.I

R
REYHANEH YAGHOOBI ۹ سال پیش
جوک

آیا به من امیدی هست؟
دیروز برای اولین بار به اجبار معلممون(گودزیلا هم خودتونید)باید یه غذا درست میکردم(یکی از پروژه هامون توی کاروفناوری اینه که دستپخت خوبی داشته باشیم)منم گفتم چه غذایی از کوکو سیب زمینی راحتتر
حالا غذا پختن من:بجای اینکه دوتا تخم مرغ بهم بزنم تا یکیشون بشکنه یکی زدم به لبه کاسه پوستش رفت تو کاسه خودش پخش زمین شد و ریخت رو فرش(به همیین روش چند تا تخم مرغ ریختم رو فرش) چندتا لیوان و دوتا بشقاب هم شکستم.مامانم مثلا ذوق داشت که اولین بارمه برام جدید ترین قابلمشو آورد و توسط من قابلمه ی یک و خورده ای میلیونی به قابلمه دوهزار تومنی تبدیل شد.یکی دیگه از شاهکارامم اینه که چنگال یکبار مصرف انداختم تو روغن و به خمیر تبدیل شد.
بابام این وضعو دیده میگه :تنها کسی که میتونه با آشپزیت کنار بیاد سامان گلریزه
من : )))))
مامان و بابام:ااااا
یانگوم 0-0
سامان گلریز:من اینو نمیییییخخخاممممممممم�

N
Nezhla ۹ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی ۱۵ سالم بود بعد گرفتن کارنامم خیلی افسرده بودم و دوست داشتم جلب توجه کنم! یه روز تو روزنامه خوندم تخمه خوردن ناشتا احمال سرطان معده رو افزایش میده!واسه همین صبح که از خواب پا میشدم یواشکی دو مشت تخمه تو جیبم میریختم میرفتم تو تراس میخوردم! جالبیش اینه سه ماه این حرکتو انجام دادم!

R
R.S.M ۹ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم که همیشه وقتی جوکی درباره این می خوندم که تو اپارتمان صدای همسایه ها تو خونه همدیگه میره با خودم میگفتم مگه میشه مگر اینکه بلند حرف بزننتا الان که برا خودم پیش اومد
من تو اتاق بودم (یه اتاق رو پارکینگ داریم)دیدم همین جوری صدا حرف زدن میاد فک کردم مامانم با خواهرم درباره درس حرف میزنه اومدم پایین دیدم مامانم که خوابه برگشتم بالا دیدم بازم صدا میاد گوشمو گذاشتم رو دیوار دیدم بعله همسایه گرام هست تاره فک کنم صدای تی ویشونه مگه یه ادم چقد میتونه حرف بزنه؟؟اینا سرشون نمیره؟

م
من دختری ام که ۹ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی پنجم ابتدائی بودم شیشه اب دار خونه ی مدرسمون رو شکوندم
هیچ کس نفهمید اخه یه دختری تو مدرسمون خیلی شبیه من بود از شانسم اونروز دوربینا هم خواموش بودن
یکی از دخترا منو هنگام شکوندن شیشه دیده بود فکر میکرده اون دخترست بعد به مدیر اسم اون دختره رو گفته بود بیچاره هم گیج شده بود و همش میگفت ای بابا من نشکوندم اخرشم ازش کثر انضباط کردن
خیلی دلم براش سوخت :(
هنوزم که یادش میوفتم ناراحت میشم
امیدوارم خدا منو بخشیده باشه

r
reyhaneh ۹ سال پیش
جوک

اعتراف؟اععععتراااف؟؟؟؟؟؟
ههههههه فکر کردی میتونی از من اعتراف بکشی؟؟؟؟؟
مگه الکیییییییییییییییییییه؟
مگه من دهن لقم که اعتراف کنم دوستم تو کلاس گفت په پنکیکی(برای صورت)بهتره منم گفتم پارس خزر...بعد اون دوستم گفت ما ازون بلنداش داریم بعد اون یکی از ته کلاس گفت روووومییدااااااااااااااا منم بهش گفتم فوش نده پنکه میخواد....
ازون جایی که خیلی این دختره که سوال کرد قیافه می گیره من یهو دلم درد گرفت..سرم گیج رفت...با اون یکی که سوتی دادیم رفتیم تو دفتر...اصلا یه وضعی بود....
اعتراف کردم؟؟؟؟؟؟؟مدیونی فکر کنی من زود اعتراف میکنم...مگه دهن لقم بگم اعتراف کرد�
اعترافم اعترافای قدیم اعترافامونم الکیه
تنگار من دهن لقم بگم اعترافامون واقعیه که ضایع شی�
والاااااااااااا بوخودااااااا