خ

خانوم دکتر

@princess.FB · ۱۳۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۹۹ رأی)

~
جوک

آقا دقت کردین تنها جایی که خانوما هم میتونن حس باجناق داشتن رو تجربه کنن آمریکاست؟
بدین صورت که: خانومی با یه خانوم ازدواج می کنه، اون وقت شوهر خواهر اون زن میشه باجناقش :/
نه انصافن دقت کرده بودین چ پدیده ی عجیبیه؟ :/
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

عاقا گفته بودم یه عمه دارم خیلی باحاله این جلسه راجع به ایشون می صحبتم! D:
جونم براتون بگه که یه عمه بیشتر ندارم خیلیم دوسش دارم. روزی روزگاری ، این عمه ی ما یه عادتی داشت که هرکی یه چیز نو می خرید یا کاریو شروع می کرد ریکشنش سه کلمه بود:
پ شیرینیش کو؟ :/
این عادت عمه ی ما ادامه داشت و به جایی رسیده بود که یه بار که خونمون رو کلا کن فیکون کرده بودیم اومد و گفت:
خاب، مبلا یه شیرینی، فرشا یه شیرینی، اوه اوه کاغذ دیواریا ره کلا باید شام بدین! عه فاطی النگو گرفتی شیرینیش هنو مونده! اون ساعته روووووو! و...
این عادت همچنان ادامه داشت تا این که بابای من دیگه خسته شد برگشت به عمم گفت: عاقا چه عادتیه تا ما میایم می چ*سیم باید شیرینی بدیم :/
و اینگونه بود که عمه خجالتید و دست از عادتش کشید ! D:
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

یه بار به هدفونم گفتم آخه چرا اینقدر به خودت می پیچی؟ :/
اونم گفت:
اولا من دهن ندارم حرف بزنم وگرنه بهت می گفتم،
دوما حالا دلت نشکنه میگم،
سوما لا مصب یا آهنگات خیلی فاز میده میام قر بدم گره می خورم، یا این که خیلی *** گوش می کنی اسهال میشم. :/
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

خیلی سخته یه پروفایل انتخاب کنی،
هم مورد پسند بابات باشه،
هم دبیرای راهنماییت گیر ندن،
هم رفیق لاشیا نزارن تو کاست،
هم فامیل نچ نچ نکنن،
هم رفیق معمولیا خوششون بیاد،
هم رفیق فابریکا چشاشون چارتا نشه،
هم مثبته مثبت نباشه،
هم منفیه منفی باشه،
هم خودت خوشت بیاد!
خلاصه شماها چی فکر کردین مگه ما از نسل سوخته چی کمتر می کشیم؟
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

عاقا خدمتتون عارض شوم که، من کلاس ماساژ درمانی میرم! D:
بعد ازونجایی که باید تمرین می کردیم، جلسه اول اومدم خونه، شب مامان و دوتا خواهرم رو ماساژ دادم. البته این درسمون ماساژ پا اونم با روغن زیتون بود.
من یه ذره روغن تو لیوان ریختمو بعد از ماساژ گزاشتم گوشه کابینت برای سری های بعد...
عاقا چشمتون روز بدبختی نبینه!
شب بعد برقا رفت !
مادرجونم اینا اومدن خونمون تو تاریکی...بعد مادرجونم گیلاس آورده بود برامون، گیلاسا رو برد تو ظرفشویی بشوره برقا هم رفته... :/
بعد ده دقیقه:
من: خووووووب! حالا که حوصلتون سررفته بشینید ماساژ پا بدم براتون! D:
رفتم روغنمو بردارم که دیدم نیس...
من: ماماااااااااان!!!! روغن من کوووو؟
ننم: اون چشا کورتو وا کن می بینی!
من: نیس ب خدا! :(
مادرجون: روغنه تو یه لیوان نبود؟ میگم چرا وقتی ریختم رو گیلاسا یه چیز چرب ریخت رو دستم تاریک بود ندیدم چیه :/
من:D
ننم:/
پدرجونم *_*
گیلاسا با روغن غنی شده با عرق و بوی گند جوراب #_#
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

با پدر گرام دوباره توی خیابون تو ماشین بودیم که یهو یه راننده ی محترمی اشتباهی بدجور پیچید تو خیابون!
بابام: هووووی!
گوساله این چه وضع رانندگیه زن جماعت نباید پشت فرمون بشینه!
همین میشه دیگع! (پنجره بسته بود خداروشکر ولوم بابامم بلند نبود.)
من: بابااااااااا؟؟؟؟ O_o
یعنی دخترا هم نباید بشینن پشت فرمون؟
منم نباید بشینم؟ O_o
بابا کمی اندیشید : امممم....نه... دخترا خوب میرونن انصافن!
دیروز یه دختره همچین لایی می کشید به! حذ کرده بودم! ^_^
من: آخیش خیالم راحت شد... :)
بابام: *_*
راننده های زن: @_@
بازم من: ._.
صنف راننده کامیونا: *><*
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

دختره اومد تو گروه لاکچری بیاد، نوشت: جاتون خالی الان دارم چیپس و شیر کامایو و شکلات ماکائویی میخورم....
منم نوشتم: اسهال نشی صلوات... :)
اگه روم یه حساب دیگه باز نمی کردن تاحالا دخلم اومده بود :")
من D:
خواهرانم : l
لاکچری -_-
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

جونم براتون بگه که (جونم که دهن نداره :/) پدر گرام ما پامیشه میره گیلاس بخره، میگه: عاقا مطمئنی مهمون نداره این گیلاسا؟ (همون کرم)
طرف: مطمئن مطمئـــــــــــن!
بابام: اگه داشت چی؟
طرف: اگه داشت جایزه داره!
بابای ماهم یه گیلاس ورمیداره لاشو باز می کنه از قضا کرم هم داشته!
بابام: اینا! جایزش کو؟
طرف: همه این گیلاسا مال تو ! :)
بابام: چه فائده همش ازینا داره ک... :/
لایک= من جاش بودم برمیداشتم. :)
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

عرضم (ارزم، عرزم،ارظم) به حضورتون که قبل از ماه رمضون به شدت سرفه گرفته بودتم و هی سرفه می کردم...
یه روز رفتم امتحان دادم برگشتم خونه خوابیدم چشتون روزه بد نبینه پاشدم هی سرفه پشت سرفه داشتم خفه می شدم وضعیتم بدجور اورژانسی شده بود...هی همراه سرفه آب از دهنم می ریخت بیرون...حالا مامانم جیغ زده : یا حسین!
همه ریختن بالاسرم حالا من هی تف می کنم رو فرش نمی تونم نفس بکشم صورتم سرخ شده حالا هی مامانم میگه رو فرش؟ آخه رو فرش؟
هی هوارو می کشم تو هی نمی ره تو ریه هام!
عاقا حالا همه اینا به کنار موفق به نفس کشیدن شدم سریع بابام گفت لباس بپوش ببرمت دکتر...عاقا پوشیدم بعد هنوز درحال جون دادنم!
مامانم: چرا این چادره رو سرت کردی پاره پورس آبروم میره؟
من :/ (حالا نمی تونم حرف بزنم!) مامان من دارم می میرم اون وقت تو میگی این چه چادریه سرت کردی؟
بابام *_*
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

منو پسر عموم بچه بودیم حدودا هفت سالمون بود، مامانجون باباجونمون از مکه برگشته بودن سور داده بودن، خلاصه خونشون شلوغ پلوغ بود و اینا...
بعد من تو حیاط یه نگاه کردم دیدم یا خدا یه پیرمرده داره سیگار می کشه!!
(ما بچه بودیم فکر می کردیم کلن هرکی سیگار می کشه محکوم به فناست :/)
زدم به بازوی پسر عموم میگم: امیر! باید اینو نهی از منکرش کنیم (O_o)
پسر عموی ما هم متاثر...ما رفتیم یه کاغذ برداشتیم، روش چنتا علامت سیگار کشیدن ممنوع کشیدیم، بعد کاغذو با خط داغونمون پر از کردیم از جمله : لطفا سیگار نکشید! صد هزار بار!
بعد قدمون هم نمی رسید...(حیاط خونه پر از اقوام و خویشان بود) من رفتم رو موتور بابام وایسادم و کاغذه رو با گیره ی لباس وصل کردم به بند رخت روی دیوار :/
طولی نکشید که مجلس رسما به فنا رفت :/
خود آقاهه سیگاریه :)))))))
سیگارش:D
من و پسر عموم D:
باباجونم *_*
فاطــஜـمهــــ&

~
جوک

سه چهار سالم بود، بچه اول بودم تو خونه حوصلم سر می رفت بابام منو می برد مغازه اش...بعد هر مشتری ای که براش میومد نسبت به من یه جور اظهار نظر می کرد. یا اگه نمی کرد من راجع بهش اظهار نظر می کردم...
مثلا یکی اومد، من به بابام: هههههه! بابا این آقاهه چه قدر سیبیلاش گنده اس!
بنده خدا رفت سیبیلاشو زد :/
هنوزم که هنوزه بعد ده سال بابامو می بینه میگه یه بچه داشتی خیلی شر بود؟
حالش خوبه؟ :/
یه همچین تاثیری من دارم تو جامعه! D:
یکی دیگه هم اومده بود، بعد بابام در دسترس نبود...منم فوری رفتم پیشش گفتم بابا بیابیا واست پُشدری (مشتری) اومده... :/
هنوزم که هنوزه بابام بهش میگه پشدری :/
کلن اسباب خنده ی ملتو زیاد فراهم می کنم D:
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

دقت کردین تو همه ی خونواده ها یه نفر هست که هر وقت میره حموم میاد بیرون داد میزنه کی شامپوی منو تموم کردههههههه؟
جالبه همه هم میگن نه! من خودم شامپو دارم... :/
یه بنده خدا می گفت من هفته ای دوبار میرم حموم، دفعه ی اول شامپوم پره، دفعه دوم هم پره، منتهی پر آب :/
لایک=اون بدبخت منم :(
لایک=اون بدبخت تو خونواده ما هم هس! D:
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

این خاطره ی رفیق فابمه :
عاقا داشتم یه بازی می کردم خفن تری دی، 1720 مرحله داشت!
منم جوگیر نشستم پاش، تا مرحله 1719 رفتم ویندوزم پرید :/
عصبی شدم کیبوردو کوبوندم تو مانیتور...مانیتور هم از اون ور محکم خورد به شیشه ی پنجره ی پشتش شیشه ریخت پایین منم زخم و زیلی شدم...سر و صورتم کلی بخیه خورد :)
پ ن: معنای واقعی خشم! :D ازین بازیا نکنید خطر مرگ داره...
فاطــஜـمهــــ& ...

~
جوک

من و پدرگرام داشتیم با ماشین یه جا میر فتیم که پرت و خلوت بود.
بابام: تو نمی خوای رانندگی یاد بگیری دختر ؟ (15 سالمه :/ )
من: چراااا...ولی خودت گفته بودی تا 18 سالت نشه گواهینامه نگیری نمیزارم رانندگی کنی... :/
بابام: عه...راس میگی :/
من: البته عمه جان (یه عمه باحالی دارم بعدا بیشتر دربارش میگم) گفته بود که خود شما چندسال بدون گواهینامه رانندگی می کردین D:
بابام: چی فکر کردی من آن شیر دلیری بودم که بدون گواهینامه تا تهران رفتم اومدم :) (هیر ایز قم) پاشو....(نگه داشت) بیا بشین پشت رول ببینم چه می کنی!
من D:
نشستم پشت فرمون... (نفس ها در سینه حبس می شود!)
بابام: ماشینو روشن کن :)
منو میگی خواستم سویچو بکنم تو جاییش، کلمو بردم پایین که ببینم شبم بود تاریک بود خب! بابامم نامردی نکرد زد پس کلم گفت خاک تو سرت اینجوری سوئیچو جا میندازن؟
خلاصه روشن کردیم و راه افتادیم...
بابام: نری تو کامیون...
من: بابا گاو که نیستم دارم میرم دیگه :/ ... (به گاو برخورد وجدانا)
آی ام ریلکس :) آی ام زنده! ماشین هم سالمه :)
فاطــஜـمهــــ&

~
جوک

می خواستم موهامو کوتاه کنم مامانم هم حال نداشت...
بابام: بده من برات کوتا کنم D:
من: آره! شما گفتی منم باور کردم...می خوای سی چهل سانت کوتاه کنی...! من پنج سانت فقط می خوام کوتاه کنم بابا! (به بابام اصن اعتباری نیس...گفتم که یه بار کچلم کرد!)
بابام: حالا پنجاه سانت کوتاه می کنیم! یه صفر این ور اون ور خسیسی نکن دیگه! :)
عاقا مارو میگی خودمون قیچی دس گرفتیم رفتیم تو حموم کوتاه کردیم منتهی یه جوری شده بود که سمت چپ پنج سانت، سمت راست ده سانت و مابقی نقاط از این سمت به اون سمت متصل شده بودن!
بابام: من ک گفتم بده من کوتا کنم :)
من: T_T
موهای کیلو متریم: *_*
به حرف باباهاتون گوش کنید.بو قول خودش سرتونو لا آبگوشت کنید !
فاطــஜـمهــــ&