تاریخ انتشار : دي 1394
سلام دوستان یکی از فانتزیام اینه که یه شب که دارم تو خیابون با پرایدم(مشکی)
دور میزنم و خیابون ها رو متر میکنم و دارم پسته میخورم(بله عزیزم پسته مشکلیه)
یه دونه مزدا 3 نا غافل از پشت بهم بزنه بعد رانندش که دختره پیاده شه با گریه
بگه بد بخت شدم ماشین پرایده منم دلداریش بدم بگم عیبی نداره بیخیال
بعد که دارم تو سیاهی شب تو افق محو میشم دختره بگه لااقل شمارتو بده بعد من بگم دیدار به افق(خاک تو سرم که عرضه ندارم) بعد دختره فریاد بزنه خدایا چرا من...
ببخشید طولانی شد فانتزیه اولمه دوستان حمایت











.gif)
.gif)