8-7سالم بودم داشتم توحياط با جوجم بازي ميکردم ميخواستم برم تو خونه گذاشتمش تو يه سبد و پارچه انداختم روش تا گربه نبينه بخورتش بعد چند ساعت در کمال ناباوري جوجه بي جوجه! عقل ما دهه شصتيا وگودزيلا هاي اين زمان خودتون قضاوت کنين...
خاطرات خنده دار
الان بچه 4ساله از باباش gallexy note II میخواد :|
بعد ما یه فامیل داشتیم اسم بچش رضا بود تا 12سالگی هرکی میگفت سکوت علامت رضاست من فکر میکردم علامت اونه :|
آقا من دیروز سرما خورده یودم داشتم میمردم تو این وضعیتم خععلیی اتفاقای عجیبی می افتاد دورو برم.....
نمیدونم چی شده بود. بابام رفت واسم لیمو پرتقال گرفت،خواهرم چایی دم کرد،مامانم سوپ درست کرد واسم.قرصامو اورد.
اصن همه بهم میرسیدن.نمیدونم چرا.با خودم فک میکردم من کجام، چم شده، اینا کی ان؟!!
بعدم اومدن نشستن پیشم..اصن از صدتا فحش بدتر بود ......داشتم اذیت میشدم انگار نشسته بودم رو تیغ انقد معذب بودم.....حس بدی بود.نمیتونستم حتی آب بخورم!!
آخرش برگشتم به بابام گفتم ینی چی؟چرا میکنید این کارارو آخه؟آقا تا حالا من ندیدم الانم اذیت میشم بهم میرسید
استرس میگیرم. خوف میکنم اصلا!! پاشید برید....
که برگشتن بهم گفتن تو لیاقتت همینه بیشعور برو بمیر.........
دیگه من فهمیدم خونواده خودمن...خیالم راحت شد....ذوق کردم و بعد تو تنهایی به مردنم ادامه دادم...:-)))))))))
یکی بره از دفتر توپ بگیره بازی کنیم.
یادش به خیر :))))))))))))))
*******************
معلممونو که یادتون هست اسمشو نمیگم تا شب تو خوابتون نیاد
اقا با این معلممون کلاس داشتیم هفته قبلش نیومده بود یعنی ازادی رو با تمام وجود درک کرده بودیم
خلاصه ای هفته یکم دیر تر اومد کلاس . یهو دیدیم ای دل غافل دستش شکسته تو دلمون عروسی بود (ها؟) گفتیم خدا دعاهامونو مستجاب کرده اینجا بهشت است
واقعا دیگه نمیتونست مارو بزنه اینقدر روحیه گرفتیم که میخواستیم بریم جلوش بهش بگیم ها یره حالا بیا بزن ...
یهو اسم پنج نفرو خوند گفت که بیان درس جواب بدن دلمون لرزید ولی گفتیم که این که نمیتونه بزنه وللش بابا
ازی پنج نفر دو نفر بلد نبودن (کلا از هر نفر یه سوال میپرسید بیشتریا بلد بودن ولی از ترس لال میشدن) گفت کارتون دارم ... همه هنگ که ای میخواد چیکار کنه
دست برد تو کیفش دوتا شلنگ نیم متری دراورد یکی داد به این یکی .یکی هم به اون یکی بعد گفت یکی تو بزن یکی هم اون بزنه
یکی این زد اون یکی خیلی دردش گرفت یکم محکمتر جوابشو داد خلاصه جفت اونا سیاه شدن بعد نشستند
این معلمه رو تا حالا اینقدر خوشحال ندیده بودیم
اون عروسیه یادتون میاد
توش دعوا و بعد چاقو کشی شد ...
*******************
بهتون گفته بودم یه معلم داشتیم همه رو میزد اینم مربوط به همونه
اقا ما تو راهنمایی خیلی شر بودیم خلاصه هیج جا بند نمیموندیم
من درسام خوب بود ولی چون تنبل بودم حوصله مشق نوشتن نداشتم
ای معلمه هم چون درسام خوب بود تا حالا منون نزده بود ولی دیگه صبرش طاق شد گفت که باید ولیت رو بیاری منم بابام مسافرت بود و ننم و گفتم بیاد مدرسه
خلاصه تو کلاس بودیم اسممو صدا کردن گفتن دفتر کارت داره و من رفتم
دیدم ننم داره با معلمه حرف میزنه رفتم جلو معلمه گفت که ای بچه خوبیه درساش خوبه مودبه و خلاصه همه چیش خوبه(نامرد میخواس کلاس بزاره ) فقط مشق نمینویسه جریان چیه
ننم یه چند دقیقه ساکت بود بعد یهو قاطی کرد که بزنین اینو اینقدر بزنین تا ادم بشه ,دیوانه کرده منو ,از درو دیوار بالا میره ,باباش نیست خونه حرف هیشکی رو گوش نمیکنه,من که نتونستم ادمش کنم شاید شما بتونین و خلاصه پته های مارو ریخت رو اب و رفت
بعد...
:(((
*******************
سلام
امروز داشتیم سر ساختمون کار میکردیم (یه چند وقتیه که میرم جوشکاریه اسکلت برا کمک به یکی از دوستان ) که شیر فلکه کنتور اب برید زنگ زدیم تعمیر کار اومدن برا تعمیر شیر منم کنارش وایستاده بودم کمکش
هیچی دیگه بنده خدا خم شد که فلکه رو ببنده یهو زارت شلوارش از پشت پاره شد یه وجب ...یهو ساختمون تر کید از خنده برگشتم دیدم بچه ها رو تیر اهنا هلکوپتری میزنن نگهبانه داره بریک میره خود یارو از خنده سرش تو کنتور گیر کرده خیلی جلو خودو گرفتم که نخندم موفقم شدم
هیچی یارو کارش تموم شد داشت ابزارشو جمع میکرد برگشته میگه اه شلوارم کی پاره شد ...
هیچی دیگه مجبور شدم یه ده تایی پشتک در جا بزنم
بعد دوتا سوال به ذهنم اومد
اخه مرد حسابی اونجایی که سرت تو کنتور گیر کرده بود به چی میخندیدی ها
مگه اعصاب حسیت کار نمیکنه موج فاجعه تموم تیراهنارو لرزند چجوری نفهمیدی ها
شاید یارو الزایمر داشته بیچاره :(
یادش بخیر
گروه میشدیم میرفتیم زنگ میزدیم فرار میکردیم
کیا مثل من بودن
رفتم يه قسمت خوشگل از يه اهنگ(مجاز)روبرداشتم يه چيز قاطيش كردم گفتم اين اهنگ ساخت منه.
هركي منو ميبينه ميگه سلام اهنگساز بزرگ.
من:-)
مردم:-)
خواننده بدبخت
-- --
O L O
0
جمعه سال زنداییم بود
خدارفتگان شماروهم بیامرزه....
مراسم داشتن خونشون انعام خانم مداحه داشت میخوند،
خونشون پراز جمعیت بود،،منم حوصلم سر رفت وبا گوشی رفتم نت...
چندتا وبلاگ سر زدم و پستاشونو خوندم و رفتم وبلاگ بعدی که یهو چشتون روز بعد نبینه.......وااااااااااااااااااااااااای
یکی از وبلاگا همین بازش کردم شروع کردآهنگ بندری خوندن...!!!!!!
من :o O
وسط اون همه جمعیت همه هم دارن خودشونو میکشن با گریه!!!!!!!!
صدای گوشی منم بلند....اول فک کردم گوشی کسی زنگ میخوره بعد دیدم همه منو نیگا میکنن
وااااااااااااااااااااااااای
جرات نداشتم مامانمو نیگاکنم....خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
میخواستم بشینم روگوشیم اصلا یه وضعی......
مداحه که میکروفون(مایکروفن)تودستش خشک شد...
مامانم طوری نیگام کرد که باطری گوشیمو درآوردم و در رفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!تاآخرمجلس خودمو تو دستشویی حبس کردم...
نکنید این کارو دوستان
ابروم رفت والاااااااااا.......
من یک داداش توهمی دارم مثلاً دو سال از منم بزرگتره:
شبا که میخوابیم هی میگه نگار یکی داره از تو کانال کولر ما رو نگاه میکنه!من :0
میرم پشت پنجره هوا بخورم یهو با داد منو پرت میکنه اون ور میگه: بخواب زمین الان شلیک میکنن! من :0 :0
موتوری از بغلمون رد میشه جیغ میزنه میگه وای الان اسید بهمون میپاشن! من :0 :0 :0
روی کارت عروسی نوشته بود : آوردن دوربین ممنوع
من پیش خودم گفتم حالا من دوربین می برم بم میگند چرا دوربین آوردی ؟؟منم بشون میگم: چه اعتماد به نفسی نمی خوام که از شما فیلم برداری کنم که می خوام از بچه خواهر خوشکلم فیلم برداری کنم و اونا ضایع میشند
حالا رفتیم عروسی، میزبان که از آشنایانمون بود اومده میگه دوربینتو بده ببینمش. دادم بش
بعد از یکمی ور رفتن گفت : براچی دوربین آوردی؟
منم که فرصت را غنیمت شمردم گفتم: چه اعتماد به نفسی من که نمی خوام .....
و اونم درحالتی که انگار خیلی جلوی خندشو گرفته بم گفت باشه هرکاری دوست داری بکن فقط می خواستم بت بکم دوربین بدون مموری هیچ کاری نمی کنه هاااااا
هیچی دیگه زمین با من هم کاری نکرد باز نشد که من برم توش آخه چرااااا مگه مجبورم کردند حرف بزنم
آدم تو شیلنگ شنا کنه ،ضایع نشه
بچه که بودم یسری از بابام یه کتک مشتی خوردم حالا چرا ؟!؟
یه همسایه پیر داشتیم که پیر بود و گیر ! تو حیاطمون درخت انجیر داشتیم که هنوز نرسیده بودن مام یه چندتا کندیم پرت کردیم رو بون همسایمون ! این گذشت تا عصری بابام اومد خونه داد زنون کره خر چکار کردی چرا شیشه همسایرو شکستی منو میگی من کی به خدا من همش خونه بودم من ..... خورده باشم اگه شکسته باشم حالا چی شده شیشه کیو شکستم ؟؟؟ بابام گفت فلانی با انجیر زدی شکسته !
خداییش الان بعد 14 15 سال هنوز برام سواله که من چطور با یه انجیر فسقلی کال تونستم چنتا شیشه بشکنم به سنگ میزدم اینقدر قدرت تخریب نداشت اینم یادم رفت گفته بود کل ظرفامونم شکسته !
منو میگی --> خدایا چکارکنم به بابام گفتم من انداختم اما آخه مگه میشه با یه انجیر اون همه تخریب کرد بلدوزر هم اینقدر تخریب نمی کنه اونم نه گذاشت نه برداشت حرفم تموم نشده یه کتک جانانه بهم زد من بودم که سعی در فرار داشتم اما خوردما تا یهفته فرش خونمونو به جای غذا میخوردم تا سه روز از جام نمیتونستم جابه جا شم !
بعدا همسایمونو دیدم اینقدر فحشش دادم اینقدر مسخرش کردم که حد نداره . لامصب فقط ضد حال بود تو کوچه فوتبال می خواستیم بازی کنیم میمود حال گیری می کرد !
سلامتیبه اونایی که از بابا کتک خوردن و برای اینکه تو روح اینجور همسایه ها شه بزن اون لایک قشنگرو
وقتی حدودا 17.18 سالم بود خیلی خیلییییییییی شر بودم
یه بار با دختر عممو دوسم رفته بودیم بیرون شیطنتمون گرفت رفتیم یه مزون لباس عروس ، اول اینکه تمام لباس عروسایه اونجارو زیر سوال بردیم بعدش که صاحبش اومد یکم برامون توضیح داد میخواست اسممونو بنویسه واسه رزرو دیگه حالا عین خر گیر افتاده بودیم که چی بگیم اسم تالارو هزارتا چیز میزو گفتیم اونم نوشت آخرم دختر عمم که نقش عروسو داشت گفت باید با آقام بیام مارو میگی از لفظ آقام میخواسیم لبای عروسارو بجویم
خدایی خیلی چشک سفید بودیم ولی خیلی خوش گذشت
جای شما خالی
قرار گذاشتیم با خواهرم که وسایلای ضروری رو از امشب بزاریم تو کیف،که اگه زلزله اومد،آماده باشیم،اونوخت رفته سشوار و اتو مو و مداد ابروشو گذاشته تو کیف،فکر میکنه زلزله بیاد خیلی خوش میگذره،
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 33630
کل بازدید: 532318072










