دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 65314

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

*******************
سلام
امروز داشتیم سر ساختمون کار میکردیم (یه چند وقتیه که میرم جوشکاریه اسکلت برا کمک به یکی از دوستان ) که شیر فلکه کنتور اب برید زنگ زدیم تعمیر کار اومدن برا تعمیر شیر منم کنارش وایستاده بودم کمکش
هیچی دیگه بنده خدا خم شد که فلکه رو ببنده یهو زارت شلوارش از پشت پاره شد یه وجب ...یهو ساختمون تر کید از خنده برگشتم دیدم بچه ها رو تیر اهنا هلکوپتری میزنن نگهبانه داره بریک میره خود یارو از خنده سرش تو کنتور گیر کرده خیلی جلو خودو گرفتم که نخندم موفقم شدم
هیچی یارو کارش تموم شد داشت ابزارشو جمع میکرد برگشته میگه اه شلوارم کی پاره شد ...
هیچی دیگه مجبور شدم یه ده تایی پشتک در جا بزنم
بعد دوتا سوال به ذهنم اومد
اخه مرد حسابی اونجایی که سرت تو کنتور گیر کرده بود به چی میخندیدی ها
مگه اعصاب حسیت کار نمیکنه موج فاجعه تموم تیراهنارو لرزند چجوری نفهمیدی ها
شاید یارو الزایمر داشته بیچاره :(