نمیدونم چرا هر وقت موس رو به زمین میکوبم بهتر کار میکنه.
جل الخالق......
خاطرات خنده دار
یه رفیق دارم هر بار میره امتحان رانندگی بده رد میشه و هنوز نتونسته گواهینامه بگیره اونوقت داریم راه میریم یه زن ببینه سوار ماشینه الکی از رانندگیش ایراد می سازه و مطرح میکنه اخه اینم رفیقه ما داریم
من و رفیقم رفته بودیم بیرون دور بزنیم دو تا پسره جلومون بودن منم پسر جلوییمون که طرف رفیقم بود رو از پشت لگد میزنم تو پاش اون برمیگرده رفیقم رو نگاه میکنه هیچی نمی گه باز یکم راه رفتیم دوباره باز لگد میزنم تو پاش اون برمیگرده با دوستم جر بحث میکنه کار به دعوا میکشه بعدش دو نفری می افتن سر رفیقم و تا می خوره می زننش منم همون لحظه در میرم از اون روز تا حالا رفیقم باهام قهر کرده و اشتی نمی کنه . حالا به نظر شما کرم دارم یا نامردم
امروز داشتم با بابام دعوا میکردم یهویی گوزدیلای 7 ساله اومده وسط دعوا بلند داد میزنه :
what the fuck ???
الان من باید چیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بگم ؟؟؟؟
بچه ها جاتون خالی دیروز جشن فارغ التحصیلی مون بود مجریش احسان علیخانی بود اینقدر حال داد که نگو ازهمه مهمتر بهنام صفوی رو اورده بودن خیلی بهمون خوش گذشت واقعا جاتون خیلی خالی بود مشاورمون جشن رو تدارک دیده بود بیچاره تو رفت و آمد هماهنگی جشن از موتور افتاده بود همه جاش زخمی شده بود با اینکه دلم خیلی واسش سوخت اما یه دل سیر بهش خندیدم
:)
یه روز رفتم دم در خونه دوستم که سی دی که بهم داده بود رو پس بدم
دیدم خونه نیس بابابزرگش خونه بود بهش میگم ... من سی دی الناز رو آوردم بدم ... بابابزگش گفت زنگ خرابه کسی نیس بیاد سی دی رو بگیره ...
و ازاونجا که دختر سمجی بودم ...هی ازش خواستم که بیاد و اونم میگفت که پا درد داره اما با اصرار زیاد من اومد 4 طبقه اومد پایین درحالی که من سی دی رو فراموش کرده بودم بیارم
خیلی خجالت کشیدم
چند وقت پیش برام خاستگار اومده بود
من خجالت میکشیدم برم سلام علیک کنم
کلی استرس داشتم آخر مامانم با هر بدبختی که بود
منو برد گفت باید باهاشون سلام علیک کنی
هیچی دیگه اومدم ..... تو ذهنم داشتم میگفتم که چی بهشون بگم
هیچی دیگه "خوبی و مرسی "رو قاطی کردم به مادر داماد گفتم "خرسی"
کلی خجال کشیدم ..آخه چرا ما دخترا رو تحت فشار قرار میدین آخه
دیروز رفته بودم بقالی یه خانمه اومد گفت ببخشید اقا صابون با طعم موز دارین؟! منم خواستم سوتیشو بگیرم گفتم عِـِـِـِـِــــههه مگه شما موز رو میخورین؟!! ینی خودم از خنده داشتم یه صابون با طعم موز گاز میگرفتم
یادمه کوچولو بودم مامانم بهم پول داد با یه کیسه که برم سر کوچه تخم مرغ بخرم .منم با افتخارو اقتدار رفتم خریدمو تو راه برگشت همه چیز یادم رفت که تو اون کیسه چیه.واسه خودم با لی لی میومدمو کیسه رو میکوبوندم به درو دیوارو تیر چراغ برقو خلاصه یه داستانی.اومدم خونه هم کیسه و انداختم رو پله هاو داشتم میرفتم که مامانم اومد.
در کیسه هاو وا کرد.تخم مرغا که تو اون لحظه پوسته و سفیده و زرده با هم چنان مخلوط شده بودن که نمیشد فهمید چیه رو دید.از تو خونه تا هفت تا کوچه دیگه افتاد دنبالم.جاتون خالی کلی فحشو کتک.
حالا اینا مهم نیس هیفده سال از اون جریان میگذره مامانم جلو هر کی میزنه تو سرم تخم مرغ خریدن بلد نیسی.
بهم القا شده ها.تخم مرغ میگیرم دستم احساس میکنم بمب هسته ای دستمه.الان بیفته میرم هوا
اقا من ازدواج کردم و رفتم یه شهر دیگه اینجا کسی منو نمیشناسه با خیال راحت سوتی میدم یه ماه پیش رفتم از سوپر سر کوچه دوغ گاز دار بخرم همیشه موقع تلفظ این محصول لعنتی استرس میگیرم گفتم ...وز داغ دار دارین؟ فروشنده به روی خودش نیاورد و یه دوغ داد منم در کمال خونسردی گفتم چرا تخم مرغاتون تاریخ گذشتست گفت خااااااااااانوووووووووووممم اینا تاریخ تولیییییییددددد هیچی دیگه الان یه ماه تو افقم !!!!!!!!!
چند شب پیش مهمون داشتیم اخر شام هممون داشتیم سالاد میخوردیم، واسه بچشون سالاد ریختم دیدم نمیخوره گفتم عمویی سالاد دوست نداری؟ گفت منکه ببعی نیستم
ینی تا دو روز احساس میکردم پشکل تو شلوارمه تازه پشت سرمم نیگا میکردم یه وقت نریخته باشه رو فرش
يه خواهرزاده گودزيلا صفت داريم، چند روز پيشا اومد پيشم زده زير آواز يه چادر سفيد گذاشته سرش كه صورتشم پيدا نيس، ميگه عروسيمه :)
اي خدا من همسن اين بودم... اصن هيچي برم بميرم بهتره الان :(
محض اطلاع: 5 سالشه اين وروجك
خواهر کوچیکم گفت: داداش منم میخوام تو ف ی س ب و ک عضو شم .
منم گفتم نه
بعد کلی اصرار قبول کردم اکانت بسازم ولی عکس خودم کاورش باشه .بنده خدا هیچکی ادش نمیکنه که هیچ به .هر کی هم پیشنهاد میده بلاکش میکنن .خعیلی گناه داره .
دیروز گفت اصلا نمیخوام 4 جک بهتره .
پیشگیری بهتر از درمان
اعـــتراف مـیکنم شــاخ تریـن تیـکه هایی کـه شـنیدم از طـرف مـادرم بـوده (:
اون روز عـینک دودی زدم رفـتم جـلوش مـیگم بـهم مـیاد ؟!
مـیگه:آره،شـبیه مـگس شـدی :)))
یـبارم چـن وخ بـود صورتـمو اصـلاح نکرده بـودم مـیگه:اون ریـشتُ بزن شـبیه گـُرگ شـدی :(((
مـن :(
مـیم مثل مادر :))
آقـا گـرگه :(
شـنگول و مـنگول :(
حـبه ی انگور :(
بز بز قـندی :/
چـرا نـمیخندی ؟ (:
بیکاری ؟!
برو پست بعدیُ بخون من چـِت زدم (:
یـنـی اسیــر ِ این تیکه هـــاتم ننه !
اقا داشتیم والیبال میدیدیم با بابام بین ایران و روسیه منم گفتم ایران میبره بابام گفت نه خیر روسیه میبره اصلا شرط میبندی؟
من=بابا شرط چی؟
بابا=اگه ایران برد که هیچ اگه نبرد فردا نه پس فردا که میریم شمال تو نیا
اقا از شانس مام زد ایران باخت به روسیه فردام خانواده عازم شمال اند پدرم هم با خنده های شیطانی مرا پوساند خلاصه من موندم که واقعا فرزند این خانوادم
خدایی اگه دلت به حالم میسوزه یه لایک بزن راه دووری نمیره به خدا
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25329
کل بازدید: 532502420










