دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 84117

تاریخ انتشار : تير 1392

اقا من ازدواج کردم و رفتم یه شهر دیگه اینجا کسی منو نمیشناسه با خیال راحت سوتی میدم یه ماه پیش رفتم از سوپر سر کوچه دوغ گاز دار بخرم همیشه موقع تلفظ این محصول لعنتی استرس میگیرم گفتم ...وز داغ دار دارین؟ فروشنده به روی خودش نیاورد و یه دوغ داد منم در کمال خونسردی گفتم چرا تخم مرغاتون تاریخ گذشتست گفت خااااااااااانوووووووووووممم اینا تاریخ تولیییییییددددد هیچی دیگه الان یه ماه تو افقم !!!!!!!!!