دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  84082

ی بارم سوار تاکسی شدیم ( من خودم ماشین دارم باو )
حالا به قوانینی که آقای درایور تو ماشینش با کاغذ زده بود توجه بفرمایید :
رو دراش کاغذ زده بود درب را آهسته ببندید. خب اینو که همه دارن.
رو درای بیرون ریز زده بود با لبخند وارد شوید. وسطه صندلی ها زده بود لطفا پا نگذارید. رو دره عقب پشت خودش زده بود رفت و آمد از این در ممنوع!
بعد جالبه خودش سیگار میکشید.
منم که حرصم گرفته بود ی مشما آشغال تخمه که تو جیبم از شب قبلش مونده بود خیلی شیک و مجلسی ریختم کف ماشینش (عقب نشسته بودم) با لبخند کرایه رو دادم و سریعا از محل متواری شدم
لامصب تاکسی نبود که زندان گواتمالا بود!!!!

  84081

به دختره تو چت گفتم:سلام جیگر

اونم پی ام داد:علیک سلام روده

یعنی محبت به این دخترهای امروزی نیومده

  84059

پارسال خواستم برم بالش بیارم چون تشکامون ارتفاعشون خیلی زیاد بود دستم نرسید یه صندلی گذاشتم زیر پام بازم دستم نرسید!!!
خلاصه رفتم بالا تشکا (عین کوهنوردا) چشتون روز بد نبینه دیدم دارم از پشت سقوط میکنم از شانس بد من کامپیوترم اونجا بود(میز کامپیوتر داغون شد)
وقتی سقوط کردم صندلی و کامپیوترو تشکا افتادن روی منه بدبخت
حالا مامانم اومده به جا اینکه کمک کنه منو دربیاره بالا سرم مونده نفرینم میکنه!!!

ااااااخخخخ مادره من کجاااااااااااست؟؟؟ :((((

  84054

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
اين در و ديوارهاي دستشويي هاي پادگان؛ دفتر شعر و دفتر خاطراتي واسه خودش...
اين شعر رو ديوار يكي از دستشويي ها نوشته شده بود:
‏"‏ميدونستي ننه...ننه ننه ننه
سربازي بده...بده بده بده
مرخصيش كمه...كمه كمه كمه
.
ميدونستي ننه ه ه ه؛ بزرگ ميششششم
به سربازي مير ر ر م
چرا دادي تو شيرم
نذاشتي من بميرم
.
سربازم و سربازي برام يه مشتي خاكه
تنها دار و ندارم؛ فقط يك دل پاكه
.
سرباز رو هر گليم پاره
شب رو سر مياره
كلاغ پر؛ پا مرغي؛ براش فرقي نداره‏!‏‏"‏

  84048

چند وقت پیش رفتیم منزل یکی از همکارام برای عیادت
تا امدم بشینم دیدم کل مبلا پر شدن
خدایش من مبل اون شکلی ندیده بودم دیدم چندتا صندلی میزبان داره
منم رو یکیش نشستم که همسر همکارم امد پذیرای کنه منو دید خندید و بعقیه ی صندلیا رو کشید بیرون(من مشنگ رو میز عسلی نشسته بودم) و روش میوه و شربت گذاشت
از اون روز به بعد اتاق هر کدوم از همکارام میرم بهم میز رو نشون میدن و میگن بشین
لایک:بچه ها من نبودم چند وقت با لایکتون میفهمم که دلتون مثل من تنگ شده یا نه

  84047

یه روز بابام از اداره اومد گفت فردا ناهار مهمون دعوت کردم خیلی باهاش رو درواسی دارم می خوام خیلی مجلل ازش پذیرایی بشه آبروم نره سنگ تموم بزارید.بعد هم رفت کلی خرید کرد شیرینی آجیل میوه های آنچنانی...... مامان بیچاره هم فرداش چند نوع خورشت وبرنج و کباب و سوپ و دسر آماده کرد.مهمون بابا آومد سر سفره برنج کشید سوپ رو ریخت رو برنجش و یه قاشق خورد و گفت عجب خورشت خوشمزه ای شده اسم خورشتش چیه؟

  84042

یه ایمیل خیلی مهم واسه معلمم میخواستم بزنم خیلی عجلهداشتم تایپ کردم فرستادم بستم رفتم

فردا ایمیلم رو چک میکردم دیدم جواب داده
چیییییییییییییییییییییییییی؟

دوباره ایمیلم رو نگاه کردم دیدم کیبورد انگلیسی بوده فارسی تایپ کردم فرستادم براش

قیافم دیدنی بود

  84041

يح يح يح يييح
امروز منو داداشم تصميم گرفتيم پيتزا بخوريم.پيتزا رو كه اورد من گفتم پاييني مال منه كه داداشم گفت نه پاييني مال منه بالايي مال تو!هيچي ديگه منم قبول كردم وقتي من پيتزامو باز كردم يه پيتزاي شيك و ماماني منتظرم بود و وقتي داداشم پيتزاشو باز كرد...ديد پنير روي پيتزاش چسبيده به مقوا و جدا شده(كلا پيتزاش بدتركيب شده بود)هيچي ديگه من كه از خنده داشتم سس هارو ميجويدم و داداشم هم داشت به شانس بدش و پيتزاييه فحش ميداد
-كلا داداشم منبع جوكه بگم شايد پنجاه درصد جوكام از داداشمه!

  84038

جان شما انقده حال میده هرروز امتیازم میره بالا همین روزاس که جزو پر امتیازترین کاربرا بشم .... منفی مثبت چه فرقی داره بلاخره منم میرم صدر جدول!!
هههههههههه از نوع خرزو خان

  84036

میگم آ الان ی ساعته دارم فک میکنم ای غبار چیه تو خونه!!!!حالا مامانم اومده میگه اگه وقت کردی ی دستی رو شیشه عینک بکش!!!! من! غبار! مامانم! کلا ادم با سلیقه ایم!!!خو بزن لایک قشنگرو...

  84030

ابتدایی بودم 100 تومن قرض دادم به دوستم(اون موقع 100 تومن زیاد بود)
اغا یه هفته گذشت این دوسته ما 100 تومنو نیوورد
خلاصه خودم رفتم در خونشون به مامانش گفتم خاله دخترت 100 تومن باهام داره یه هفتس بهم ندادش مامانشم رفت تو خونه دیدم صدا جیغو داد دوستم میاد....
منم زیرلب میگفتم حقته!!!!

  84028

یبار تو بچه گیام رفتم تو دنیای شگفت انگیز دسشوئی تا نشستم ک حیرت بزنم از این همه شگفتی دنیای فکر و خیال ک داداشم شرو کرد ب در زدن ک زود باش و هر 2ثانیه در میزد اعصابمو خط خطی کرد اومدم بیرون با دلی پر از کینه گذشت ی روز من و اون تنها خونه بودیم خونه ساکت و آروم بود اونم بعد ی ساعت جنگ با نفس بلاخره تسلیم روزگار شد و رفت دستشوئی من پشت در وایساده بودم منتظر تا بره تو دنیای خیال بعد ی دفه مث بَربَر ها باتمام توانم چندتا پشت هم کوبیدم تو در دستشوئی ی دفه غوغائی شد بیچاره وقتی اومد بیرون نفس نفس میزد و شلوارش خیس خالی بود چراشو نمیدونم
---------------------------------------------------------------------------✄
(ارزش خُدمُ وختی فهمیدم ک 5دیقه صفحه اول مونده بودمو بعد دونه دونه پستارو لایک کردم باهرکلیکم تعداد لایکا 30-40زیاد شد.آره اینجوریام,شما چطور؟)
ヅ هویج シ

  84021

اونروز گودزیلامون طبق معمول داشت شبکه ی پویا میدید کل خانواده ام از سر بیکاری همراهیش میکردیم...
یهو این کارتونه که ضرب المثلای قدیمی رو میگه شروع شد گفتش:این قسمت،خر در طویله ی آهوان...
یهو گودزیلا برگشت گف:اِاِاِ!!!مامانی مهسا رو میگه تو خونه ی ما!...
بعدشم کلاً همه زدن زیر خنده!حالا مامانم به جای اینکه ازمن طرفداری کنه به اون میگه:الهی فدای دختر باهوشم بشم!!!
من دارم میرم دنبال مامان بابای واقعیم،دیگه حرفی ندارم...

  83976

این چند روز قبل از کنکور‏
انقدر از استرس معدم پر کار شده بود که اگه یه هفته کنکورو عقب مینداختن تا الآن 10 کیلو وزن کم کرده بودم‏
والا با این کنکوراشون

  83975

دختر خاله یکی از دوستام 5 سالشه.
تیبلت داره تبلت منو قورت میده.
دی وی دی پرتابل گرفته لب تاپ منو میذاره تو جیبش.
ینی فک بنده مث ادامس کش اود.
ینی چی الان این؟من سر راهیم ایا؟
دچار بحران هویتی شدم والا!
ما همسن اینا بودیم(شایدم بزرگتر)پشتک میزدیم تشویقمون می کردن.
اخه اون گوشی موبایلتو کجای دلم بذارم؟؟؟؟؟؟؟