دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  84339

به يكي از دوستام گفتم به نظرت امسال رتبه كنكورت چه جوري ميشه؟ميگه امسال صددرصد رتبه2كشورو ميارم!!!!!!!!
ميگم حالا چرا 2؟چرا 1نه؟؟؟؟؟؟
ميگه اخه اگه 1 بشم بهم شك ميكنن دوباره ازم امتحان ميگيرن ديگه اينبار صد هزار هم نميشم!!!!!!!!!!

  84337

کوبنده ترین جمله در سرکوب اهدافت که همیشه پسرای فامیل ما به کار میبرن: تو پروفسورام بگیری باید بیای تو آشپزخونه کاسه بشقاب بشوری و بچه پوشک کنی!!!!

  84336

آغا پارسال ما کنکوری خیلی داشتیم تو همه رشته های زبانو تجربیو ریاضیو انسانی و یکیم ارشد!!!عمه ام اش نذری پخته بود گفتیم عمه کوچیکمون که کنکور ارشد داره بیاد هم بزنه!!!
حالا عمه ما همزمان با هم زدن آش: خدایا خودم یادت نره؟؟؟خدایا ابجیم کنکور داره!خدایا خودم!!خدایا پسر اون ابجی!!خدایا خودم!!!خدایا پسر اون یکی ابجی!!!خدایا من!!!!خدایا دختر اون یکی ابجی!!!خدایا من!!!خدایا فلانی!!!
و اینگونه شد که از بس من من کرد تو دعاش دعاهاش قاطی شد با رتبه200 اون چیزی که میخواس قبول نشد و حالام شوهر کرده!!!

  84335

دیشب رفتم خونه دوستم.(دوستمman که اینجام پست میذاره) مامانش گوشیشو داده بهش میگه ببن این علامت رو گوشیم چیه؟
man:میس کاله.بذا ببینم کی زنگ زده؟؟ااااا؟؟؟manکی بهت زنگ زده؟؟
مامانش:کدوم man ؟؟؟
man:مامان؟؟؟؟؟مگه چنتا man داری؟؟؟؟؟
مامانش در حالی که سعی در ماسمالی کردن قضیه داره:گفتم شاید اون man دوست ابجیه!!!
باز man: ااااا؟؟؟؟؟خونه کی زنگ زده؟؟؟؟
من:ول کن man الان مامانت میگه کدوم خونه؟؟؟؟

  84318

سوتی های شخص شخیص خودم در دوران دبیرستان که موجبات تفریح بروبچ کلاسو فراهم میکرد : معلم:علت تخریب جنگل های آمازون؟...بنده:چرای بی رویه دام ها..ینی معلم چند دقیقه محو شد از خنده حال و وضع بچه های کلاسو خودتون که بهتر میدونید منم که اون لحظات در افق به گردش پرداخته بودم....دوستم:به نظرت من چشامو لیزر کنم یا لنز بذارم...من:لنزر بذار..ینی اون لحظه به ترک تحصیل هم فکر کردم

  84302

اغا ديروز ظهر خواب بودم گوشيم زنگ خورد گوشي رو در حالت خواب برداشتم
بچه اونور خط:بابا داداشي منو كي مياري پس(منتظرداداش تازه بدنيا اومدشه كه بياد)
من:كه كرمم گرفته بود گفتم هيچ وقت
بچه:چرا؟
من اخه مرده نمي تونه بياد و گوشي رو قطع كردم
دو ساعت بعد گوشيم زنگ خورد هنوز الو نگفته بودم كه بهرچي فحش بود خوردم باباي بچه بود گفت بچه 2ساعته تا من بيام خونه داره گريه مي كنه
انتقامم رو از دهه80گرفتم

  84278

روز اول مدرسه بود و زنگ اول کلاس ادبیات. نشسته بودیم سر کلاس که معلم اومد سر کلاس از سر بدبختی و بدشانسی من به من گیر داده بود هی سوالای مزخرف و بی معنی میپرسید. من هم که تازه رفته بودم بین اون بچه ها قشنگ آبروی ما رو برد.
جان عزیزت تو بگو.معلم قاتل و جانیه ما داریم؟
لایک=جوونمردی

  84274

اغا ماتو دل طبيعت بوديم عينكو زدم ازماشين پياده شم ديدم بهبه عجب مهي داره اينجا چه خوشگله واي من زندم؟ نكنه اين جا بهشته؟
هيچي ديگه بعدش غبار رو عينكمو پاك كردم...

  84271

دیروز رفتم سرکوچه یه بسته هوا خریدم ...........برگشتم بازش کردم دیدم نامردا تو کارخونه چندتا چیپس انداختن توش

  84267

اغا يه مدتيه باخانواده سر خريد تبلت مشكل داريم مامانم رك و راست ميگه به درد تو نميخوره بابام اومده ميگه نه اتفاقن به دردتو ميخوره ولي به نظر من نگير چون نوشته هاي تبلت باعث ميشه چشت اذيت شه و دچاز ضعف دربينايي شوي
؟
؟
؟
؟
تي صداقت اخر مره كوشه

  84261

داشتیم آهنگ جدید آرش رو میدیدم که میگه "she makes me GO OO"
مامانم گفت این چی میگه حالا؟ بابام هم گفت:هیچی میگه "دختره اومد "گه" زد تو زندگیم رفت."
من :OOOOOO
آرش :||||||||||||||||
Shaggy:))))))))))))))))))
زبان انگلیسی :|||||||||
بابام :)))))))))))))))))))))

  84259

بابام قبلأ در اتاقمو باز میکرد میومد الکی یه چیزی برمیداشت و میرفت،درم نمیبست...
جدیدأ فقط میاد درو باز میکنه و میره،سطل آشغالم میذاره جلوش که یه وقت خود به خود بسته نشه :|

  84220

ی بار زنگ زدم ی آموزشگاه کنکور میخواستم بسته های آموزشی شونو سفارش بدم با اعتماد به سقف به منشیه گفتم :
میخواستم بسته هاتونو آموزش بدم!!!!!!!!!
من:-(
منشیه:-0
بسته ها:-)))))
مدیریت افق:-)))))))

  84201

یه روز که خیلی زود از خواب پاشده بودم که برم به یه کاری برسم از کوچمون اومدم بیرون یهویی دیدم آقای رضایی همسایمون جلوتره من داره میره با چنان قدرتی باد بیرون داد که تونل باد شرکت بویینگ اینجور باد تولید نمیکنه صداش که دیگه نگو انگار تیوپ چرخ تراکتور ترکیده تازه بعد از احساس آرامش شدیدی که براش ایجاد شده بود برگشت عقب دید من پشتشم دستپاچه شد دوسه تاصرفه کرد باصدتا سرعت اونجارو ترک کرد.
لابد منم که باور کردم که اون صدای صرفه بود دیگه!!!!!!!!!!!!!

  84196

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
یكي از بچه ها رفته بود مرخصي؛ امروز بعد از 15 روز برگشته:
من: "به به؛ سلام فلاني. خوبي؟ مرخصي خوش گذشت؟‏"
اون: "به ه ه ه؛ سلااااام. چاكريم؛ هي بد نبود. جاي شما سبز‏"
من: "اين مدت كه نبودي جات خالي بود‏"
اون: "مرسي؛ شما لطف داري. اتفاقا منم خيلي به فكر شما بودم"
من: "نه؛ منظورم اين نبود كه. منظورم اينه كه اين مدت كه نبودي جات خالي بود؛ من شب ها سر جاي تو ميخوابيدم‏!‏‏!‏‏"
اون: :-‏(
من: "آره ديگه؛ تختت روبروي دريچه كولره؛ اين يه مدت شب ها راحت خوابيدم‏!‏‏!‏‏"
اون: :-‏(
من: "پريز برق هم كه بغل تختته؛ شب ها راحت گوشيم رو ميزدم تو شارژ‏!‏‏!‏‏ ديگه نميخواي بري مرخصي؟‏!‏‏!‏"
اون: :-‏(
دوباره اون: :-‏(
من: :-‏)‏
دوستان حاضر: "خخخخخ‏"‏