دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  220219

سلام!.
یهو فاز برداشتم 5 صبح برم مسجد....حس شجاعت اومد....عاقا کنار قبر ی صدا اومد .....یعنی من فک نکنم موشک اون لحظه سرعتمو داشته بود!
هیچی دیگه رفتم خونه ی چی تح وجودم ب شجاع درونم میگف؛بچم شجاعه فقط ب صوت ی نمه حساسه....
شجاع درونمم سرشو ب عنوان تائید تکون میداد!!!

  220187

!!!Sammy serano!!!
پارسال برا دختر خاله ترشیده ام یه خواستگار اومده بود....پسره اینقدررررررر خوشتیپ و خوش استایل و...(یکی یه لیوان اب قند بده من...)بوووود اینقدر ناز بوووود...
واقعا جای تعجب داشت که چه جوری عاشق اون پخمه شده بود...دختره بی دست و پا وقتی میخاد سیب زمینی سرخ کنه یا خودش میسوزه یا سیب زمینیا اونوخت خواستگارش دکتر بود...مازراتی داشت...(لطفا لیوان دوم رو بیارین.)
وقتی خواستن برن تو اتاق که صحبتاشون رو بکنن من زود تر رفتم قایم شدم تو کمد رختخوابا.لازم به ذکره که که کمد قشنگ روبروی جایی بود که اونا نشسته بودن...اونا اومدن منم شروع کردم فیلم گرفتن از اونا از داخل کمد..یه لحظه حس کردم خوب صداشون تو فیلم نمی افته یکم خم شدم جلو تا بهتر بشه که یه هوووو
هرررررررر
من و رختخوابا همه افتادیم بیرون...پسره این شکلی بودo_oمنم واسه اینکه ضایع نشم پاشدم گفتم شما در دام دوربین مخفی من افتادید...
اینجا مرز مهران...دختر خاله ام با تفنگ دو لول دنبالمه....
سامی جاسوس^-^

  220181

آقو ... ما رفتیم یه سیم کارت رایتل دائمی خریدیم ، بعد دیدیم این به گروه خونی ما نمی خوره واسه از ما بهترونه

اومدیم بسوزونیمش کارشناسش گفت نمی شه بسوزونیش!
باید دوسال صبر کنی تا خودش خود بخود بسوزه...
تو این دو سال هم هر ماه باید پول آبونمان و مالیاتش رو بدی.
حساب کردم دو برابر پول سیم کارت می شه
یعنی له لهم داغونم ... تا حالا این جوری کمرم نشکسته بود.

تازه یه آیتم از تخفیف های توی قبض رایتل هست به اسم پاداش وفاداری... باورتون می شه؟؟؟

  220093

الان که از ازکارخونه شیراومدیم ازمون پرسیدند چه نتیجه ای ازاین اردو گرفتین؟منم گفتم:نتیجه گرفتیم که مثل گاو مفیدباشیم...!!! هیچی الان توحیاط مدرسه هوا میخورم تا مث گاو مفیدباشم!! یَک حالی میده@_@

  220085

تو پارک با دوستام نشسته بودیم یه دفعه یه پسره اومده میگه :
خانم! گفتم بللهه !¡
گفت : میتونم ازتون یه سوال بپرسم¿¿
گفتم: بللهه بفرمائید
گفت معنی عن تیکه چیه
منم گفتم یعنی شما نمیدونین
گفت ن
منم گفتم یعنی یه تیکه عن ^_^
یه کم نگاه کرد زیر لب یه چیزی گفت و رفت نفهمیدم چی گفت ¿¿¿?

  220083

جاتون خالی معلم ریاضی شنبه یه درسی داد همه توش موندن .....بلاخره بعد یه عالمه تو سر زدن یه چیزایی فهمیدیم ازش .قرار شد واسه بچه های کلاس بقلی توضیح بدیم بدبختا مث ما هنگ نکنن.یکیشون هر چی گفتیم بیا برات توضیح بدیم گفت نه آسونه ....آخر سر وفتی از کلاس ریاضی اومد بیرون این ستاره ها هسن تو کارتونا قشنگ دور کلش پر می خوردن ....بعد از چند دقیقه لامصب کاری که پرسپولیس با استقلال کرد......سامانیان ( معلم ریاضیمون ) با ما کرد.....

عـــــــــــــــــشقم پرسپولیس

  220053

برج میلاد تو حلقم اگه دروغ بگم
دیروز داشتم با ماشین میرفتم شمال که یه دفعه یه کامیون ازم سبقت گرفت و شروع کرد به بوق زدن
.
گفتم:دیوانه روانی... یه دفعه دیدم پشت کامیون نوشته: خودتی :|
.
.
.
.
من الان سرمو کجا بکوبم؟

  220034

دوستان شب عروسیم با مانی جونمه،از شما چه پنهون صبح تو آرایشگاه تو فورجوک بکدم.آرایشگر بدبخت عاصی شده بود.از آخر موبایلمو گرفتداد دست مامانم . باز یک دقیقه رفت پنس بیاره موبایلمو برداشتم باز رفتم فورجوک.باز موبایلمو گرفت گذاشت تو اتاق دیگه . بعد از چند دقه باز رفت یک چیزی بیاره به خاهرم گفتم : عشقم موبایل
ــ نچچچچ
من : امممممممم شهادت حضررت (علی )کی بود ?مامان اصن حضرت عماد،پندار،یاشار،سعید،راشا،امیر علی و عارف هم داریم ?
ــ واا دختر معلومه که نداریم
یقه ی خواهرم و گرفتم و گفتم :نمی خوای که بگم همچین حضرتایی هم وجود دارن.
ــ نه عزیزم شوما تاج سریی
ــ مرسی
موبایلم رو تحویل گرفتم الآن تو نمازخونه دارم با شنل نماز میخونم.(خخخخخخخاز صبح واسه اینکه وضوم باطل نشه دستشویی نرفتم.)
ایشالله عروسی شوما.
آخخخخنمی بینید همکارام که جزو جدی ترین ها هستن چه قری میرن.
مامانم از همین الآن میگه من تا یک ماه دیگه میخوام نوم تو بغلم باشه.

من *------*
نوه ®-------®
بچم ^------^
مانی ©_____©
آقا کف بزنید مانی هم رفت قاطی مرغا

  220029

یه روز ازطرف اداره دعوتمون کردن جلسه شورای دانش اموزی پسره اومده ازابتکاراتشون بگه برگشته میگه ماصبحگاه روگذاشتیم به عهده دانش اموزان منم پاشدم گفتم حالانه که ما گذاشتیم به عهده معلما اونا میرقصن مادست میزنیم. ...نمیدونم چرا ازجلسه بیرونم کردن هیچ ازمدرسه ام اخراجم کردن. جنبه شوخیم ندارن والا

  220022

یکی از پسرای فامیلمون تو دعوا حسابی کتک خورده بود و تیکه پاره شده بردنش بیمارستان، دکترا ازش کلی آزمایش گرفته بودن ، داداشش رفته جواب آزمایش بگیره مکالمش با دکتر به این شکل بود:
دکتر: آقا خوشبختانه مریض شما سالم تبریک میگم ایشون باردار هستن
برادربیمار: وای آقای دکتر راست میگید حالا بچه چی هست
دکتر: جنسیت بچه دست خداست
برادر بیمار: آقای دکتر داداش من هنوز ازدواج نکرده آبرومون رفت با چه رویی به فامیل بگیم حامله شده
دکتر:آقا چرا چرت و پرت میگی مگه بیمار شما زن نیست؟صداش کن خودش بیاد
برادربیمار:نخیر آقای دکتر پسره اسمشم بالای برگه آزمایش هست نگاه کنید
بعدهم مریض و صدا میزنه میگه داداش بیا آزمایش بارداریت مثبته،دکتراهم بعد از کلی مشورت بایه ببخشید اشتباه شده قضیه رو حل کردن، فک کنم شعبه دوم بیمارستان حاشیه بوده...

  220001

«« بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش »»


یادمه بچه بودم با پسر عموم بهمون پول دادن بریم سبزی بخریم نزدیک سبزی فروشی یه مغازه بود همیشه میرفتیم آتاری بازی میکردیم منو پسر عموم وسوسه شدیم
( شیطون بیشعور قولمون زد کصافط ) ما هم همه پول سبزیو دادیم سه ساعت بازی کردیم غافل ازاین که مامان و زن عموم به کل فامیل زنگ زدن به پلیسم خبر دادن نزدیک غروب بود داشتیم میرفتیم خونه یهو دیدیم یه لشکر آدم جلو خونمونن ما هم فکر کردیم اتفاقی ،چیزی افتاده عین خر دویدیم طرف خونه آقا چشمتون روز بد نبینه کل فامیل ریختن سر ما حالا نزن کی بزن من با فامیل مشکل ندارما من کشته اون سروانم از بابام منو بیشتر زد میگفت منو مسخره کردی الاغ بالاخره با پا درمیونی بابام و عموم سروانه مارو ول کرد اصن یادش میوفتم تمام بدنم درد میگیره لامصب کسی دستمال نداره


لایک : عیب نداره ماهم ازین کتک ها خوردیم

  219948

فکر کنم نماز عید فطر بود رفته بودیم توی بوستان بخونیم
بهله ما یه همچین آدمای شادی هستیم نماز عیدو توی پارک میخونیم...
بعد امام جماعت مسجد همین جور که داشت نماز می خوند بعد یکی از قنوتاش فکر کنم رفت رکوع، مکبر هم گفت:
الاه اکبرررررر سبحانلاه.....رکوع
یهو عصبانی شد داد زد: رکوعععععععععععععع!!!!!!
خو نامرد یکم یواش تر!
فکر کنم یکی اون وشط داشت بندری میزد من که نمی دونم من کاملا هواسم به نماضم بود....
املام تو هلغ حمه ی فورژوکی ها....
عاقا عصن( حمون اصلا) اضین به بد حرکی عملاش درست باشه فورژوکی نیست...
میدونم میدونم گند زدم به عدبی آط فارشی

  219915

اختصاصی - Non Of Your Business

آقا (آره! من بلدم!) یادمه موقعی که چهارم ابتدایی بودم، معلم گفت انشامو بخونم. ولی من ننوشته بودم :D خلاصه یه ورقه سفید ورداشتم و هر چی تو ذهنم میومد رو بهشون می گفتم :| اتفاقا خیلی خوشش اومد :|| فقط وقتی گفت ورقتو بیار بیستتو بدم، دستم رو شد و کلاس کلا رفت رو هوا!

به رسم 4جوک:

من :|
معلم :(
بچه ها :)))))))))

لایک = معلمه فهمیده بوده اسکل کردتت :|
لایک = باید بهت 20 میداد چون نشون دادی نیازی به نوشتن نداری :))
لایک = حقت بود :(

بکوب لایکو لامصب :| راستی پست اولیم :))

  219900

دیروز امتحان ریاضی داشتیم، کلاسم خیلی شلوغ بود
یکی از بچه ها گوشیشو زده بود به شارژ، پریز برقم پشت سر استاد بود، خلاصه وسطای امتحان بود بچه ها هم طبق معمول شاکی بودن و داشتن اعتراض میکردن،استادم محل نمیذاشت ،سوالاهم خیلی سخت بود، یدفه صدای گوشی ک تو شارژ بود بلند شد...
حالا زنگ خورش صدای گوسفند بود
چند تا گوسفند باصدای بلند میگفتن بعععععع ببعععع و صدای زنگوله میومد، ینی کل کلاس رفت رو هوا، استاد از حرصش سرخ شده بود، صاحب گوشی هم از ته کلاس داد میزد میگفت استاد تورو خدا گوشیمو خاموش کنید راه نیست خودم بیام،استادم لج کرده بود خاموش نمیکرد
چنان صدای گله گوسفندی تو کلاس میومد ک حسابی تقلب کردیم

  219878

چند ووقت بود حتما باید روزانه یه ساعت آهنگ از علی بابا گوش میکردم بعد چندوقت دیگه واقعا باورم شده بود اون کسی که بهش خیانت کرده منم(بعله من یه همچین آدم توهمیی هستم)بعله دیگه به مخمون زد بریم دوست دخترشا که بهش خیانت کرده را پیدا کنیم بعد از جستجو دختره را پیدا کردیم.از اون سانتال مانتالا بود ماهم حس انتقام جویی گل کرده گرفتیم زدیمش.دیروز به طور اتفاقی دیدمش باور نمیکنید با چه صحنه ای روبرو شدم دختره چادر انداخته بود.به همین دکمه ی اینتر قسم.علی انتقامتا گرفتیم