ب

بهار خانوم

@خانم سروان · ۱۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۵ رأی)

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

مرخصی یک روزه گرفتم (اینطوری نگام؛نکنین تو پاسگاه پارتیم کلفته)با بهارین و محدرفتیم پارک.(بخه هامن قربونشون برم سه سالشمن شده)واسشون بستنی گرفتم.محمد که آروم؛ومظلوم روی تاب نشسته بود داشت بستنیشو می خورد.
با این نگاهایی که عشق مادری رو نشون می داد زل زدمبهش.
نگامو برگردوندم دیدم بهارین نیست(لامصب خیلی شیطونه)
به محمد گفتم؛مامای همینجا بمون تا من برگرد�
ـ چشم مامان جون
داشتم در به در دنبالش می گشتم دیدم چند نفر با صورت قرمز رد شدن
ردشون رو گرفتم دیدم یکجا مردم جمع شدن(وسط خیابون بود)
از یک نفر پرسیدم چی شده
گفت غذیه دو تا بچه کوچوله
نگران شدم جمعی و پس زدم دیدم بهارین با یک پسر بچه چهار ساله داره دعوا می کنه،دستاشم زده به کمرش
با چشمای گشاد گفتم؛بهااااااااارینــــــــ
ـ پسله ی از خود لاضی (پسره ی از خود راضی)چطول جلعت می تونی همچن پیشنهاد کشیفی بدی(چطور جرعت میکنیهمچین پیشنهاد کثیفی بدی)
بعد روبه من کرد و گفت؛مامادی پسله رو دعواش کرد�
بغلش کردم بردمش،محمد رو که برداشتم رفتیمتو ماشین
ـبهارین غذیه چیه
ـ مامادی اون پسله بهم؛گفت که بیا باهم تاب بازی تونیم،من با حیله هاشون آشنام،همشون اشغالن

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

ما بکبار پرونده دزدی دشتیم پسر و دختر ده و سیزده ساله رو دزدیدن.
حالا ما داشتیم دوربین های مدار بسته رو چک می کردیم یک قسمت پسره دست کرد تو دماقش.خواهره هم دید گفت الان به مامان میگم،پسره گفت نه اگه بگی میگم اونروز تو جلوی عمه بزرگ گوزیدی واسه همین برگشت خونشون،باز دختره گفت منم به مامان میگم دست کردی تو گوشت بعد دستت رو مالیدی به ظرف چینیه.
مامانه همش داد میزد : دختره ی چشم سفید،پسره ی بی دست و پا ، حالا از این غلطا می کنید به من نمی گید ، وقتی بیاید با قاشق داغ پشت لبتون رو داغون می کنم.
حالا روز بعدش آدم رباها تماس گرفتن برای قرار گذاشتن که سه ملیارد پول بگیرن (لامصب از اون پلدار ها بودن این پولا خورده پول بود براشون) مامانه گفت میوام با بچه هام صحبت کنم ، بعد به بچه ها میگه لاااااااامصبا من اینطکری بزرگنون کردم..... خوب چرا از این نجس کاری ها می کنید ?
ینی اصن وعضیتی بودااااا
تازه وقتی یک بار این خانواده خونشون رو دزد زده بود بانوی گرام کلل خونه رو تمیز کرده بود وقتی بازخواستش کردیم گفت م عادت نداریم خومون جلوی بقیه نا مرتب باشه.

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
پیام

بچه ها میخوام ادامه ی اون تیکه های پسرا و جواب استاد جوونه رو براتون بزارم.
استاد تیپ تمام سفید و پسره تیپ قهوه ای با موهای تیغی
ــ استاد نوازشم کن
ــ استاد؛ من درسته دامپزشکم ولی با این سیخای تو که دستم اوخ میشههه
پسره : ®_____®
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
استاد تیپ بنفش و پسره تیپ تمام سبز
ــ استاد خوشگل شدم ? بیا همچون گل نیلوفری مرا در بر بگیر
ــ خوشگل ? حداقل درخت واسه زیبایی یک تنه قهوه ای داره تو که اونم نداری آقا پسر...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
استاد تیپ نارنجی و پسره زرد
ــ استاد همچون خورشیدی تابان�
ــ نه جناب خورشید از کارای تو در؛امان نیست زنبورا تو رو بغل کردن بسسسس که شبیه خودشونی، شما به بری زنبوری گفتی زکی
الآنم با استاد که اسمش ساناز دوستم.راستی شوهرشم مورد اوله

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

فورجوکی های آینده دهه هشتادی؛
ــ ما که مثل شما نبودیم تبلت ها مون با پاهاشون دنبالمون بیاد،با سه ساعــــت گریه یک تبلت معمولی برمون میخریدن.
ــ ایکس باکس های ما که مثل شما تو تک تک جاهای خونه دوربین نداشت ، تا شش هفت متر بیشتر ظرفیت نداشت.
ــ ما برای تک تک جاها که هواپیما سوار ونمی شدیم ، فوق فوقش برای سفر ،
ــ ما مسافرت فوق فوقش آنتالیا می رفتیم ، مثل شما که کمش میرین ماه نبودیم.
یعنی اصن زندگی یعنی ما.......

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

تو پاسگاه پلیس اگه ماموریت نباشه همه اآ سرهنگ تا سرایدار باید نماز جماعت برپا کنن.
یه دختره چند سال پیش بود از فرانسه مهاجرت کرده بود ایران.
من مامور آشنایی اون با محیط اطراف و در واقع مافوقش شدم.(بععععلع همه که که فرانسوی بلت نیستن)
اول رفتیم جایه گشت ارشادی ها،از این کلیپسا دید صورتش اینطوری شد =______=اینا دیگ چین
ــ آرشال جون اینا دخترای بد حجابی هستن کحجابشون رو رعایت نمیکنن.
حالا شرتا ؛ $_____$این دیگه چیهههه
ــ آرشال اینا پسرایی هستن که لباساشون مناسب نبوده
آرشال؛مگه پسرم از لوازم آرایشی استفاده میکنه?
من : نمیدونم والا
هیچی دیگه جلو تازه وارد آبرومون به فندا رفت..

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

وقتی گواهینامه گرفتم همه فامیل جمع شدن برای ماشین.
داداشم ؛ بابا (دروغ بهتون نگفتم عموم بزرگم کرده اسمش میشه بابا )پراید بگیربراسش
همه ؛ vooooooow
عموم °--------° پراید آبروسی دخترم رو میبره برو بعدی
خواهرم (دختر عموم )بابا دیروز یک فلکس قرمز خوججججگل دیدم
بابا *--------* اون بد تره
داداش دو (پسر عموم )بابا پیکان بخر سربازاش تو عقبش جا شن
بابا$____$اونجا جای گوسفندایی مثل تو ئه،شما آدم نیستسد،خانومی برات النترا میخرم،تحقیق کردم ماشین خیلی خوبیه
خواهر؛ بابا تو برای من پرشیا خریدییییییی
داداش یک ؛ بابا شما برای من سمند خریدیییییی
داداش دو ؛ باباییی شما برای منم سمند خریدیییییید
بابا ؛ شما ها رو از توی پرورشگاه های دور و بر آوردم براتون اینا رو گرفتم مگه مرض دارم برای برادر زاده ی عزیزم مثل پرورشگاهیا ماشین بخرم ?????(قربونش برم ماشسن خودش پرشیاست )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در اونجایی که به پشت وانتی ها چیزی نسبت داده شده ببخشید ، قصد توهین نداشتم

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم من از اون دخترایی هستم که خارج از ساعت کارم تو خیابون ساپورت مپوشم.......
ولی لامصبا من روش چهار تا شلوارم موپوشم با کاپشن چجوری تحمل دارین.....
بله مانی جان اشارت کردن کنترل کن.
ولی به قول داش کامران ناااااااااموسا جوکای بد بد نزارین خواهرشوهرم اومده عضو فورجوک شده یک وقت مجبور به طلاق نشم ?

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

.یک استاد زن جوان بود که به نظرم از من کوچولو تر بود.حالا تیکه های پسران و جواب استاد:
تیپ تمام سفید استاد؛
ــ استاد آمپول دارم برام میزنی?
استاد : پسر گل متن که دامپزشک نیستم،دوستم دامپزشک اگه بخوای خبرش کنم
---------------------------------
یک پسر گنده با تیپ سفید و استاد هم با تیپ زرد:
ــ خورشید خانم بر من بتااب
استاد گرام : دوست عزیز نور من به محل زندگی خرس های قطبی نمیرسه
---------------------------------
استاد تیپ صوورتی خوشتیپ پسره رنگارنگ موهاشم داده بود بالای بالا:
ــ استاد زشته این چه لباسیه پوشیدید ?
استاد :جناب آقای خروس تو برو قوقولی قوقوتو بکن مواظب باش مرغات با خروسایی مثل تو نپرن بعد بیا به من گیر بده.

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم واسه اینکه داربی رو ببیم خودمو از رو پانزده تا پله انداختم پایم نیز شکست الان کل اقوام بهم میگن تازه عروس پا شکست.پریروز عروسیم بود صب بعدش خودمو از پله های پاسگاهمون انداختم.حالاا جالب اینه که چون بار اول طوریم نشد چندین بار امتحان کردم تازه بار هشتم آسیب دیدم.
خخخخخ ولی یک هفته مرخصی گرفتم.خواستم بگم همچین پلیسایی دارید.

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

دوستان شب عروسیم با مانی جونمه،از شما چه پنهون صبح تو آرایشگاه تو فورجوک بکدم.آرایشگر بدبخت عاصی شده بود.از آخر موبایلمو گرفتداد دست مامانم . باز یک دقیقه رفت پنس بیاره موبایلمو برداشتم باز رفتم فورجوک.باز موبایلمو گرفت گذاشت تو اتاق دیگه . بعد از چند دقه باز رفت یک چیزی بیاره به خاهرم گفتم : عشقم موبایل
ــ نچچچچ
من : امممممممم شهادت حضررت (علی )کی بود ?مامان اصن حضرت عماد،پندار،یاشار،سعید،راشا،امیر علی و عارف هم داریم ?
ــ واا دختر معلومه که نداری�
یقه ی خواهرم و گرفتم و گفتم :نمی خوای که بگم همچین حضرتایی هم وجود دارن.
ــ نه عزیزم شوما تاج سریی
ــ مرسی
موبایلم رو تحویل گرفتم الآن تو نمازخونه دارم با شنل نماز میخونم.(خخخخخخخاز صبح واسه اینکه وضوم باطل نشه دستشویی نرفتم.)
ایشالله عروسی شوما.
آخخخخنمی بینید همکارام که جزو جدی ترین ها هستن چه قری میرن.
مامانم از همین الآن میگه من تا یک ماه دیگه میخوام نوم تو بغلم باشه.
من *------*
نوه ®-------®
بچم ^------^
مانی ©_____©
آقا کف بزنید مانی هم رفت قاطی مرغا

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

خانوما آقایون سلام؛
من طبق ایده ی یکی از دوستان یک عالمه جعبه تو هم گذاشتم و توی آخریش یک کلید ماشین پورشه گذاشتم؛امااااا کلید یک عدد شوکر بود.
این رو هم واسه تولد مانی (مخفف اسم نومزدم ) خریدم.
روز تولد اول از همه کاددوی منو دادن.مانی : بهاری خانومم این دیگه چیه
ـــ اوووومممم سوپ قارچه
جعبه °-----°باززم جع به °------°نه تا جعبه ی دیگه و کلید
همه : voooooooow
من : مانی جون سووییچ بفشار صداش از تو ماشین می آااااید.
مانی کلید را بفشارد.
مانی : بوووووووووووووووووو
من : عشقم تفلدت مبارک کادو ی اصلیتو فردا تو پاسگاه میگیری باااایی،الفرارالآزادی

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
جوک

آقا همین طور که میدونید دانشگاه افسری اولین راه برای پلیس شدنه.توی دانشگاه یه روز امتحا کتبی داشتیم (مدل دیگشم عملی بود واااای )از اون سختا،استادم سخت گییییییر و افتضاح بداخلاق.منم که طبق معمول هیچی نخونده بودم.گفتم اسیتتاااااد.
ــ بله
اسیتاد جان اجدادت رحم ک.
ــ هیچی نخوندی
ــ استاد به تک تک صورتا نیگا کنن.هیچگی نخونده.
استاد نگاهی به صورت بروبچ کرد و گف : اگه متحان نگیرم کل کلاس باید تا سه روز تو ماموریتا دوپا راه برید.
بچه ها>____<عصبااااانیت.صمیمی ترین دوستم ;استاد بیاید داوطلب بگیریم کی آماده ی امتحانه، کی نیست.بد تعدادکسایی که آمادگس ندارن رو ضربدر دو کنید،هرچقدر شد بهار باید به تعداد همون ساعت تو ماموریتا دو زانو بره.
ــای توروح عمت گوساله ی نوپا
ــ استاد باشه،کسایی که آمادن ?
یککلاس پجاه نفره چهل ونه تاشون بلند کردن ، تنها کسی که بلند نکرد خودم بودم.
بهار بودم ، بازانو هایی خونین.جالب اینه که وقتی برگشتم خالم زانو هام رو دید گفت:من جای مادر خدابیامرزتو دارم،برای تنبیهباید کل خونه رو تمیز کنی.
مامان جونم بیا که دختر کوچولوتو نابود کرده.
نتیجه اخلاقی : قدر ماماناتون رو بدونین تا نابودتون نکنن.

خ
خانم سروان ۱۰ سال پیش
پیام

آقا یک روز ساعت پنج صبح از خواب بیدار شدم ، گفتم پیاده برم پاسگاه.هنزفری و موبایلمو برداشتم . هوا خیلی سرد بود.منم آهنگ بوووو سرده کاپشنم کوووو رو گذاشتم مینطوری بلند بلند می خوندم.یک دفعه ح کردم یکی داره همراهیم می کنه.برگشتم سه تا پسر بودن،منم که پورووو ادامه دادم . آهنگ که تموم شد اومدن شماره بدن،منم نامردی نکردم و یه پاسگاه اطلاع دادم یک روز آبخنک بخورن تا دیگه با خانم سروان جمااعت در نیفتن.