دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  179126

فانتزی بیش تر دخترای 4جوکی:
"ای کاش این پسردایی زا بیاد خواستگاریم"...

  178819

یکی از فانتزیام اینه که :
تو خیابون در حالی ک دارم با بی ام و صورتیم ویراژ میدم و سقف ماشینمو باز کردمو از بارون لذت میبرم یهو یه صدای جیغی میشنوم سریع دور میزنم و میرم ب سمت جیغ ی دختره ای رو میبینم بستنش و ی عده دارن اذیتش میکنن منم سریع با یک پرش آرتیستی از سقف ماشین بپرم بیرون و همشونو بزنم نفله کنم بعد درحالی ک دارم ب سمت خانومه میدوم داد بزنم:((خانوووم حالتون خوبهه))بعد اون جف پا بیاد تو حلقمو بگه :((من پسرممم فقط ی خورده موهام بلندههه ابروهامم ی خورده برداشتم))منم در حالی ک ب این فک میکنم ک آدرس آرایشگاشو ازش بگیرم روسریمو مرتب میکنمو سوار ماشینم میشم و همونجا ولش میکنم بعد تو افق محو میشم...اونم ک عاشقم شده میخاد بیاد خاستگاریم ولی منو پیدا نمیکنه تا اینکه یه روز بارونی ک منو بد جور با چاقو زدن و دارم میمیرم پیدام میکنه و درحالی ک اشکاشو پاک میکنه از من درخاست ازدواج میکنه و من میگم شرمنده من با دخترا ازدواج نمیکنم و بایک لبخند ملیح از دنیا میرم...اونم دلش میشکنه و میره کچل میکنه و ابرو میکاره بعد خودکشی میکنه تا بیاد اون دنیا و با من ازدواج کنه...هععععی چ فانتزی غمناکی :|

  178675

فانتزی من اینه یه بارم شده برم خارج بعد دوستانم بیان پیشم بعدش در مورد خارج ازم بپرسن و بگن زبان انگلیسی رو یاد گرفتی منم یه لحظه مکث کنم بعد بگم نه بابا من زبون مادری خودم رو بلد نیستم ولی همه ی همسایه هام فارسی یاد گرفتن : )
بعد در افق محو شم

  178598

تکلیف دوتا ستاره ی رو پیراهن استقلال که معلومه
حالا فانتزیم اینه بدونم وقتی طرفدارای پرسپولیس میگن ما به ستاره های تو زمینمون افتخار میکنیم منظورشون دقیقا کیه؟؟؟؟
نه خدایی!منظورشون کیه؟!

  178261

یکی از فانتزیام اینه که به دبیرامون بگم یکم کمتر درس بدن ما بتونیم تو ۴جوک جوک بنویسیم
اونا هم با جون ودل قبول کنن ماهم تو خرطوم این فیل ۴جوک محو شیم!!!
خدایی حال میکنه ۴جوک با همچین کاربرانی!!!!!

  177964

یکی از فانتزیام اینه که یه ماشین لوکس از او میلیاردری ها داشته باشم بعد در حالی که دارم با سرعت حرکت میکنم یدفه جلو چن تا دختر دستی بکشم وپیاده شم و درحالی که دارم پیاده میشم همه منو مث این فیلم هندیا صحنه آهسته ببینن. بعدش برم تو مغازه که گرون ترین جنس های شهر رو داره و یه دست لباس شیک بگیرم و بیام بیرون و برم سمت ماشین که یدفه رفیقم زنگ بزنه بگه امشب بیا ویلا شمال پارتیه (اون دخترا هم بشنون)منم بگم پارتی مال اوناییه که دوس دختر دارن نه من که تنهام. بعد اون دخترا یدفه بدون بیان سمتم و بهم درخواست دوستی بدن منم بگم فقط یکیتون میتونه باهام بیاد بعد اونا به خاطر من با هم دعوا کنن و همدیگرو بکشن منم سوار ماشینم بشم و تو افق محو شم.
دختر کش یعنی این :)

  177937

یکی ازفانتزیام اینکه "مسعودروشن پژو"روبندازم تویه استخرپرازتمساح بعدبگم حالا1و1و1و2و2و3،2و3و3،............
مسابقه ی محله!!

  177754

فانتزیم اینه مث توفیلما تو اتاقم یه آینه بزرگ داشته باشم جلوش هم پراز ادکلنای برند ومارک دار باشه بعد؛یه روز که دارم باگوشی حرف میزنم یهو عصبانی بشم گوشیمو پرت بدم طرف آینه ؛آینه وتمام ادکلنام بشکنن
چیکارکنم فانتزیمه خوووووووو

  177644

تنها فانتزی من اینه که یه بار عمه ی معلم عریبیمونو ببینم
تا ازش حلالیت بگیرم یعنی عذاب وجدان دهنمو4 بانده اسفالت
کرده

  177640

یکی از فانتزیام اینه که درس بخونم مأمور گمرک بشم بعد اسمه دادشم عنایت باشه بعد به اتفاقه خانواده بریم‌خاستگاریه سلنا بعد ننش بپرسه
دوماده آیندم چه کارس ؟؟؟
بد من پاشم برم با شلوار کردی رو میزی که جلوم گذاشتن بگم:
مأموره گمرکم من تو زندگی رکم من
(بد وقتی دارم به عنایت اشاره میکنم بگم)
داداشه عنایتم من تو زندگی تکم من
بعد ننه سلنا بگه اقا امیر بیا سلنارو ببر
بعد یه سوسک از رو پام رد شه من بیدار شم
پست اولم بید:)

  177630

یکی از فانتزی داشتن ی دختر کوچولوی ناز و شيطونه. از اون فینگیلی ها که آدم دلش میخاد گازش بگیره! اسمشم میگذارم نفس!! نفس من و باباش!! ☺ ☺ ☺
.
.
.
دعا کنید آقامون هم دختر دوست داشته باشه!! :)))))

  177484

یکی از فانتزیهای معکوسم اینه که وقتی میرم تو مدرسه در حالی که شلوار کردی نارنجی با کفش دیسی زرد و پیرهن یقه دیپلمات پوشیدم ببینم یکی از دوستامو گرفتن زیر مشت و لگد یکیم داره چاقوش میزنن منم داد بزنم {با لحن فردین بخونین} د لا مروتا ادم تنها و بی کس گیر اوردین؟ و در حالی که دختر همسایه {که خیلی هم خوشکله } داره نگا میکنه اونا بیان سراغم و با چاقو بزنن صدا سگ بدم منم در حالی که غرق خون شدم یاد بابای عباس بیوفتم و از تو شلوار کردی اتاق عمل در بیارم درمانم کنن در حالی که همه دارن موهای زیر بغلشونو اتو میکنن{چون فر خورده بود} بلند شم طی یک فر ایند بی در رو {اره دادا فیزیک بلدیم}همه رو خلع صلاح کنم و داد بزنم سروان احمدی بیاین تو و در حالی که دارم دوستمو دلداری میدم ببینم دوستای دوستان خلع صلاح شدمون با قمه وارد میشن وجوری میزننم که به 72قسمت مساوی تقسیم میشم





خب دوستان تموم شد سوالی هم دارید از عباس بپرسید الهام بخش من اونه چشمش کور دندش نرم باید جواب بده
مازی تحت تاثیر فانتزیهای عباس
فورجوک رد نکنه صلوات
اگرم بی مزست بازو دایورت رو عباس

  177321

یکی از فانتزیهای من اینه که بالاخره یک روز برم کربلا و توصحن بین احرمین شهید بشم اونم طوریکه هیچی از بدنم باقی نمونه


برام دعاکنید بشه
اللهم العجل لولیک الفرج
اللهم ارزقنا شهادت فی سبیله و فی کربلا
اللهم ارزقنا زیارت ائمه المعصومین و شفاعه ائمه المعصومین
اللهم العجل عواقب امورنا خیرا

  177268

یکی از فانتزیام اینه ک برم سیم کارت رایتل بخرم صبح زود قبل از این ک برم دانشگاه زنگ بزنم ب استادام قیافه هاشونو ببینم

  176830

يدفه يادم بياد اين يه فانتزيه و خوشحال بشم وگازشو بگيرم بسمت افق،يهو با صداي ايشواريا كه گروگانه اميتابه بخودم بيام و يه معكوس بكشم دور بزنم برم طرفشون اميتاب در حالي كه داره نون فانتزيشو ميخوره بگه،تو نبايد فرار ميكردي،ايشواريا هم بگه بزاااادفرار كن خودتو نجات بده،من جو بگيرتم،بادست خالي تمام افراد اميتاب رو بزنم كتلت كنم،بعدم به اميتاب بگم ببين دوتاراه داري،يا ميري تو افق محو ميشي ياخودم محوت ميكنم،اونم با ترس راه اول روانتخاب كنه و منم يواشكي يه بسته تيغ بزارم تو جيبش و بفرستمش پيش مجيد خراط ها تا بزنه خط خطيش كنه واز صفحه ي روزگار محوش كنه.منم ايشواريا رو باز كنم ويه هلي كوپتر دربست بگيرم تا پشت بوم خونمون،بعدسالها به خوبي وخوشي زندگي كنيم.