دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 178819

تاریخ انتشار : آبان 1393

یکی از فانتزیام اینه که :
تو خیابون در حالی ک دارم با بی ام و صورتیم ویراژ میدم و سقف ماشینمو باز کردمو از بارون لذت میبرم یهو یه صدای جیغی میشنوم سریع دور میزنم و میرم ب سمت جیغ ی دختره ای رو میبینم بستنش و ی عده دارن اذیتش میکنن منم سریع با یک پرش آرتیستی از سقف ماشین بپرم بیرون و همشونو بزنم نفله کنم بعد درحالی ک دارم ب سمت خانومه میدوم داد بزنم:((خانوووم حالتون خوبهه))بعد اون جف پا بیاد تو حلقمو بگه :((من پسرممم فقط ی خورده موهام بلندههه ابروهامم ی خورده برداشتم))منم در حالی ک ب این فک میکنم ک آدرس آرایشگاشو ازش بگیرم روسریمو مرتب میکنمو سوار ماشینم میشم و همونجا ولش میکنم بعد تو افق محو میشم...اونم ک عاشقم شده میخاد بیاد خاستگاریم ولی منو پیدا نمیکنه تا اینکه یه روز بارونی ک منو بد جور با چاقو زدن و دارم میمیرم پیدام میکنه و درحالی ک اشکاشو پاک میکنه از من درخاست ازدواج میکنه و من میگم شرمنده من با دخترا ازدواج نمیکنم و بایک لبخند ملیح از دنیا میرم...اونم دلش میشکنه و میره کچل میکنه و ابرو میکاره بعد خودکشی میکنه تا بیاد اون دنیا و با من ازدواج کنه...هععععی چ فانتزی غمناکی :|