دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 177484

تاریخ انتشار : آبان 1393

یکی از فانتزیهای معکوسم اینه که وقتی میرم تو مدرسه در حالی که شلوار کردی نارنجی با کفش دیسی زرد و پیرهن یقه دیپلمات پوشیدم ببینم یکی از دوستامو گرفتن زیر مشت و لگد یکیم داره چاقوش میزنن منم داد بزنم {با لحن فردین بخونین} د لا مروتا ادم تنها و بی کس گیر اوردین؟ و در حالی که دختر همسایه {که خیلی هم خوشکله } داره نگا میکنه اونا بیان سراغم و با چاقو بزنن صدا سگ بدم منم در حالی که غرق خون شدم یاد بابای عباس بیوفتم و از تو شلوار کردی اتاق عمل در بیارم درمانم کنن در حالی که همه دارن موهای زیر بغلشونو اتو میکنن{چون فر خورده بود} بلند شم طی یک فر ایند بی در رو {اره دادا فیزیک بلدیم}همه رو خلع صلاح کنم و داد بزنم سروان احمدی بیاین تو و در حالی که دارم دوستمو دلداری میدم ببینم دوستای دوستان خلع صلاح شدمون با قمه وارد میشن وجوری میزننم که به 72قسمت مساوی تقسیم میشم





خب دوستان تموم شد سوالی هم دارید از عباس بپرسید الهام بخش من اونه چشمش کور دندش نرم باید جواب بده
مازی تحت تاثیر فانتزیهای عباس
فورجوک رد نکنه صلوات
اگرم بی مزست بازو دایورت رو عباس