دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  176753

فک کنین یخچالمون کاری که ما هرروز می کنیمو انجام می داد....
روزی صد دفه میومد تو اتاقمون؛5 دیقه بیخودی بمون زل می زد بعد می رفت=)
خدایی خیلی باحال می شد^_^

  176569

يكي ديگه از فانتزي هاي محبوبم اينه كه باكوينگ سگ آگرا ي سفيدم تو خيابون دوربزنم و پسته بخورم،يهوببينم يه دخدره داره داد ميزنه كمك،منم سريع برم ببينم جريان چيه وباصداي گلوله نقش زمين بشم،چن روزبعدباسردردبهوش بيام ببينم چن نفر دورموگرفتن و دست وپامم طناب پيچ شده ببينم اونطرفم يه مزرعه ي كوكايئنه.دادبزنم لعنتي ها ولم كنين،چرا منو اوردين اينجا؟يهو يكيشون بيسيم بزنه به ريئسشون بزبون كلمبيايي بگه بهوش اومد،چن دقيقه بعدببينم يه كاروان بزرگ ازين شاسي بلندا بيان سمت ما،وقتي برسن به ما از تويه پرادواميتاب باچان پياده بشه....

  176487

یکی از فانتزیهای من اینه که خلبان هواپیما بشم وقتی توشهر دخترا کیلیپس رو سرشونه سوارهواپیمام بشم بعد با هواپیما برم تو آسمون تو ابرا میونه کیلیپسا لایی بکشم زیگزاگ برم.
آخ که چقدمزه داره.

  176450

فانتزی من اینکه وقتی یه پستی میزارم بعد اینکه تایید شد میرم موضوعش رو از اون بغل انتخاب میکنم بعد میرم تعداد لایکای پست های اون صفحه رو با پست خودم مقایسه میکنم لامصب وقتی تعداد لایکام زیاد میشه حس برنده شدن تو مزایده رو داره اصلا یه وضعیه

  176297

یکی از فانتزی هام یا بهتره بگم آرزوهام اینه که برم کره و از 24 ساعت شبنه روز 25 ساعتشو بشینم چیز میز دانلود کنم :|
خداییش هر کی چنین فانتزیی داره بلایکه

  176138

يكي از فانتزي هاي ذهن مريضم اينه كه برم سر صحنه ي فيلم برداري اين فيلم هاي هندي سر همون سكانسي كه ايشواريا داره ميخونه و حركات مبتذله موزون انجام ميده،بعدش يه هو اين ايشواريا بامن چش توچش ميشه زمان براي چن ساعت متوقف ميشه و يه دل نه صد دل عاشقم ميشه،بعد يه هو ايشواريا بگه:دس دس دس/حاج بزاد بيا ما برقص.
منم درحالي كه فيلتر سيگارمو بندازم تو پمپ بنزين پشت سرم بره رو هواجو بگيرتم برم هلي كوپتري بزنم كه يه هو كارگردان كه از قضا اميتاباچانه داد بزنه كات،كات كااات،منم كه جو گرفته نميتونم خودمو كنترل كنم و به اميتاب بگم عمو پيري برو از خدا بترس،صداي كلنگ قبرت به گوش ميرسه.اميتابم از اين حرفم تحت تاثير قرار بگيره وبره باقي عمرش رو تومعبدهاي كنار رود گنگ به رياضت بشينه ومنم دست ايشواريا رو بگيرم بريم سمت خورشيد و ذوب بشيم.

  175932

فانتزی من اینه با پسردایی ام بزرگ که شدیم یه بوگاتی بخریم هی تو خیابونا دوردور کنیم و بعدش بریم سر تمرین تیم ملّی بسکتبال من براش پاس الیاف بندازم اون دانک بزنه بعد اون بندازه من دانک بزنم خلاصه دعوت شیم به شیکاگو بولز و با لبرون کل بندازیمو روشو کم کنیم .چه خوب بود اگه اینجوری می شد.!!!!!!!!!!!!!!!!

  175771

برای تشکر و در جواب پیام گرم دوست عزیزم «خیط وسط حیاط»
فقط میخوام یک مناجات کوتاه بنویسم
خدایا: دعا میکنم بخاطر اینکه در قرآنی که فرموده ای تماما حقه آمده (اُدعونی اِستَجِب لَکُم) از من بخواهید تا اجابتتان کنم.
خدایا به خاطر تمام داشته هایمان شکر که از سر نعمت و عشق دادی
و بخاطر تمام نداشته هایمان شکر که بخاط حکمت و آزمون بندگی داده ای
خدایا از تو میخوام که هیچ مردی رو محتاج نامرد نکنی.
و هیچ کسی رو شرمنده پدر و مادر و خانوادش نکنی.
و از آزمون های بندگی کمک کنی سربلند گردیم.
و در آخر به آبروی بنده عزیزت زهرا(ع) قسم میدهم آبرویمان را حفظ کن.

  175766

یکی از فانتزیام اینکه بشم خواهر زن مدیر 4 جک ای حال میده هرچی می فرستادم باید لایک میکرد.
مثل شوهر خواهرم بیچاره هرموقع میرم خونشون با شکلات پاستیل شروع می کنه با اتاری بازی تموم ولی میاد خونه ی ما جرات نداره از کنار در بالاتر بشینه ای حال می ده ای حال میده.خخخخخخخخخخخخخ خبیث و....... هم خودتی.

به افتخار خواهر زن بدجنس بکوب لایک رو

  175656

خطاب به mansour که گفته بود فانتزیش اینه که دیگه بدهی نداشته باشه و بتونه باسه دخترش دوچرخه قرمز بخره میگم داداش من، خیلیا هستن فانتزیشون اینه که :
صبح که از خواب پا میشن ببینن پدر مادر مریضشون حالش خوب شده و دوباره سرپاست
ببینن مریضشون که جلو چشماشون داره آب میشه خوب شده حالش
ببینن پدر و مادرشون دیگه قرار نیست از هم جدا بشن
ببینن پدرشون یا شوهرشون دیگه معتاد نیست
ببینن لازم نیست باسه چندرقاض تن به کاری بدن که شب به شب خودشونو لعنت کنن
ببنن یه اتاق از خودشون دارن و دیگه لازم نیست از سر ماه و فریادهای صاحبخونه بترسن
ببینن دیگه لازم نیست به خاطر نداشتن پول جهازیه، به پسری که دوستش دارن نه بگن
ببینن لازم نیست به خاطر بی پولی حسرت هوای دونفره رو بخورن
ببینن همه چیز خوبه ،همه چی آرومه
خیلیا هستن که فانتزیشون یه زندگی ساده وسالمه
امــــــــــــــــــــــــا با همه این نداشتن ها بازم نماز شکر میخونن
خدایا باسه همه داده و ندادهات شـــــــــــــــــکـــــــــــــــــر
فانتزی من اینه که با همه بدی هام بازم خدا دوستم داشته باشه

  175541

یکی از فانتزیام اینه که صبح از خواب بیدار شم
نمازمو بخونم بعدش یکم فکر کنم ببینم
دیگه قرض ندارم.
وام هام تسویه شدن.
واسه دخترم یه دوچرخه قرمز خریدم که هر روز ازم میخوادش.
طلاهای زنم سرجاشه و لازم نیست بازم بفروشمشون.
درآمدم دیگه پایین نیست و کار خوبی دارم و دیگه با این مدرک دانشگاهی علاف نیستم.
بعدش دو رکعت نماز شکر بخونم.

  175423

یکی از فانتزیای اینجانب اینه که:
وقتی میخام برم مهمونی دکمه هایی مانتوم به زور بسته شه
بعد وقت غداخوردن بترکه بره تو چشوچال اطرافیان
بعد همه بگن واااااااااااااااااااووووووو چقد چاقی تو
بعد مث توپ قل بخورم رو زمین
بعد 10 نفر بیان بزور از در ردم کنن یهو بوووووف بترکم به تکه های مساوی تقسیم شم


چیه خووو چرا اینجوری o_0 نیگا میکنی 20 سال لاغر بودم الان میخام تنوع ایجاد کنم :(
(نی قلیوووون هم خودتی)

  175420

یکی از فانتزیام که چه عرض کنم،آرزومه برم مشهد....تا حالا نرفتم :((((

انقد دلم میخواد که حد نداره... واسم دعا کنین بتونم برم...

فامیلامونم میگن ایشالله با شوهرت بری،آخه فامیل جان شوهر کجاست؟

من کیو باید ببینم که دوست دارم الان برم،نه در آینده نامعلومی که نمیدونم

کی به وقوع ی دعا میکنم...

که پستآمونو تایید نمیکنه...

لایک: ایشالله میری...

  175358

یکی از فانتزیای من اینه تو بانک بشینم و دستگاه عابربانک خراب بشه همه کارمندا و مهندسا جم بشن نتونن درستش کنن
مردم هم صف کشیده باشن وهمش اعتراض کنن من با یه لبخند بیام جلو بگم ببخشید یه لحظه اجازه بدین همه بیان کنار من درستش کنم و غیب بشم به همه هاج و واج دنبالم بگردن...

  175344

یکی از فانتزیام اینه که وقتی تو مترو یا تاکسی نشستم و سرم تو گوشیمه، بقل دستیم شیش دونگ حواسش به من و گوشیم نباشه...

به نظرتون این فانتزی من به واقعیت می پیونده آیا؟
لایک= ایشالا...