فک کنین یخچالمون کاری که ما هرروز می کنیمو انجام می داد....
روزی صد دفه میومد تو اتاقمون؛5 دیقه بیخودی بمون زل می زد بعد می رفت=)
خدایی خیلی باحال می شد^_^
فانتزی من اینه
يكي ديگه از فانتزي هاي محبوبم اينه كه باكوينگ سگ آگرا ي سفيدم تو خيابون دوربزنم و پسته بخورم،يهوببينم يه دخدره داره داد ميزنه كمك،منم سريع برم ببينم جريان چيه وباصداي گلوله نقش زمين بشم،چن روزبعدباسردردبهوش بيام ببينم چن نفر دورموگرفتن و دست وپامم طناب پيچ شده ببينم اونطرفم يه مزرعه ي كوكايئنه.دادبزنم لعنتي ها ولم كنين،چرا منو اوردين اينجا؟يهو يكيشون بيسيم بزنه به ريئسشون بزبون كلمبيايي بگه بهوش اومد،چن دقيقه بعدببينم يه كاروان بزرگ ازين شاسي بلندا بيان سمت ما،وقتي برسن به ما از تويه پرادواميتاب باچان پياده بشه....
یکی از فانتزیهای من اینه که خلبان هواپیما بشم وقتی توشهر دخترا کیلیپس رو سرشونه سوارهواپیمام بشم بعد با هواپیما برم تو آسمون تو ابرا میونه کیلیپسا لایی بکشم زیگزاگ برم.
آخ که چقدمزه داره.
فانتزی من اینکه وقتی یه پستی میزارم بعد اینکه تایید شد میرم موضوعش رو از اون بغل انتخاب میکنم بعد میرم تعداد لایکای پست های اون صفحه رو با پست خودم مقایسه میکنم لامصب وقتی تعداد لایکام زیاد میشه حس برنده شدن تو مزایده رو داره اصلا یه وضعیه
یکی از فانتزی هام یا بهتره بگم آرزوهام اینه که برم کره و از 24 ساعت شبنه روز 25 ساعتشو بشینم چیز میز دانلود کنم :|
خداییش هر کی چنین فانتزیی داره بلایکه
يكي از فانتزي هاي ذهن مريضم اينه كه برم سر صحنه ي فيلم برداري اين فيلم هاي هندي سر همون سكانسي كه ايشواريا داره ميخونه و حركات مبتذله موزون انجام ميده،بعدش يه هو اين ايشواريا بامن چش توچش ميشه زمان براي چن ساعت متوقف ميشه و يه دل نه صد دل عاشقم ميشه،بعد يه هو ايشواريا بگه:دس دس دس/حاج بزاد بيا ما برقص.
منم درحالي كه فيلتر سيگارمو بندازم تو پمپ بنزين پشت سرم بره رو هواجو بگيرتم برم هلي كوپتري بزنم كه يه هو كارگردان كه از قضا اميتاباچانه داد بزنه كات،كات كااات،منم كه جو گرفته نميتونم خودمو كنترل كنم و به اميتاب بگم عمو پيري برو از خدا بترس،صداي كلنگ قبرت به گوش ميرسه.اميتابم از اين حرفم تحت تاثير قرار بگيره وبره باقي عمرش رو تومعبدهاي كنار رود گنگ به رياضت بشينه ومنم دست ايشواريا رو بگيرم بريم سمت خورشيد و ذوب بشيم.
فانتزی من اینه با پسردایی ام بزرگ که شدیم یه بوگاتی بخریم هی تو خیابونا دوردور کنیم و بعدش بریم سر تمرین تیم ملّی بسکتبال من براش پاس الیاف بندازم اون دانک بزنه بعد اون بندازه من دانک بزنم خلاصه دعوت شیم به شیکاگو بولز و با لبرون کل بندازیمو روشو کم کنیم .چه خوب بود اگه اینجوری می شد.!!!!!!!!!!!!!!!!
برای تشکر و در جواب پیام گرم دوست عزیزم «خیط وسط حیاط»
فقط میخوام یک مناجات کوتاه بنویسم
خدایا: دعا میکنم بخاطر اینکه در قرآنی که فرموده ای تماما حقه آمده (اُدعونی اِستَجِب لَکُم) از من بخواهید تا اجابتتان کنم.
خدایا به خاطر تمام داشته هایمان شکر که از سر نعمت و عشق دادی
و بخاطر تمام نداشته هایمان شکر که بخاط حکمت و آزمون بندگی داده ای
خدایا از تو میخوام که هیچ مردی رو محتاج نامرد نکنی.
و هیچ کسی رو شرمنده پدر و مادر و خانوادش نکنی.
و از آزمون های بندگی کمک کنی سربلند گردیم.
و در آخر به آبروی بنده عزیزت زهرا(ع) قسم میدهم آبرویمان را حفظ کن.
یکی از فانتزیام اینکه بشم خواهر زن مدیر 4 جک ای حال میده هرچی می فرستادم باید لایک میکرد.
مثل شوهر خواهرم بیچاره هرموقع میرم خونشون با شکلات پاستیل شروع می کنه با اتاری بازی تموم ولی میاد خونه ی ما جرات نداره از کنار در بالاتر بشینه ای حال می ده ای حال میده.خخخخخخخخخخخخخ خبیث و....... هم خودتی.
به افتخار خواهر زن بدجنس بکوب لایک رو
خطاب به mansour که گفته بود فانتزیش اینه که دیگه بدهی نداشته باشه و بتونه باسه دخترش دوچرخه قرمز بخره میگم داداش من، خیلیا هستن فانتزیشون اینه که :
صبح که از خواب پا میشن ببینن پدر مادر مریضشون حالش خوب شده و دوباره سرپاست
ببینن مریضشون که جلو چشماشون داره آب میشه خوب شده حالش
ببینن پدر و مادرشون دیگه قرار نیست از هم جدا بشن
ببینن پدرشون یا شوهرشون دیگه معتاد نیست
ببینن لازم نیست باسه چندرقاض تن به کاری بدن که شب به شب خودشونو لعنت کنن
ببنن یه اتاق از خودشون دارن و دیگه لازم نیست از سر ماه و فریادهای صاحبخونه بترسن
ببینن دیگه لازم نیست به خاطر نداشتن پول جهازیه، به پسری که دوستش دارن نه بگن
ببینن لازم نیست به خاطر بی پولی حسرت هوای دونفره رو بخورن
ببینن همه چیز خوبه ،همه چی آرومه
خیلیا هستن که فانتزیشون یه زندگی ساده وسالمه
امــــــــــــــــــــــــا با همه این نداشتن ها بازم نماز شکر میخونن
خدایا باسه همه داده و ندادهات شـــــــــــــــــکـــــــــــــــــر
فانتزی من اینه که با همه بدی هام بازم خدا دوستم داشته باشه
یکی از فانتزیام اینه که صبح از خواب بیدار شم
نمازمو بخونم بعدش یکم فکر کنم ببینم
دیگه قرض ندارم.
وام هام تسویه شدن.
واسه دخترم یه دوچرخه قرمز خریدم که هر روز ازم میخوادش.
طلاهای زنم سرجاشه و لازم نیست بازم بفروشمشون.
درآمدم دیگه پایین نیست و کار خوبی دارم و دیگه با این مدرک دانشگاهی علاف نیستم.
بعدش دو رکعت نماز شکر بخونم.
یکی از فانتزیای اینجانب اینه که:
وقتی میخام برم مهمونی دکمه هایی مانتوم به زور بسته شه
بعد وقت غداخوردن بترکه بره تو چشوچال اطرافیان
بعد همه بگن واااااااااااااااااااووووووو چقد چاقی تو
بعد مث توپ قل بخورم رو زمین
بعد 10 نفر بیان بزور از در ردم کنن یهو بوووووف بترکم به تکه های مساوی تقسیم شم
چیه خووو چرا اینجوری o_0 نیگا میکنی 20 سال لاغر بودم الان میخام تنوع ایجاد کنم :(
(نی قلیوووون هم خودتی)
یکی از فانتزیام که چه عرض کنم،آرزومه برم مشهد....تا حالا نرفتم :((((
انقد دلم میخواد که حد نداره... واسم دعا کنین بتونم برم...
فامیلامونم میگن ایشالله با شوهرت بری،آخه فامیل جان شوهر کجاست؟
من کیو باید ببینم که دوست دارم الان برم،نه در آینده نامعلومی که نمیدونم
کی به وقوع ی دعا میکنم...
که پستآمونو تایید نمیکنه...
لایک: ایشالله میری...
یکی از فانتزیای من اینه تو بانک بشینم و دستگاه عابربانک خراب بشه همه کارمندا و مهندسا جم بشن نتونن درستش کنن
مردم هم صف کشیده باشن وهمش اعتراض کنن من با یه لبخند بیام جلو بگم ببخشید یه لحظه اجازه بدین همه بیان کنار من درستش کنم و غیب بشم به همه هاج و واج دنبالم بگردن...
یکی از فانتزیام اینه که وقتی تو مترو یا تاکسی نشستم و سرم تو گوشیمه، بقل دستیم شیش دونگ حواسش به من و گوشیم نباشه...
به نظرتون این فانتزی من به واقعیت می پیونده آیا؟
لایک= ایشالا...
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25329
کل بازدید: 532510156










