فانتزی من اینه که :
وقتی میخوام برای قسمت دلتنگی سایت پست بزارم فقط یاد یه دختر بیافتم!!!!
خوو لامصبا یکی دوتا نیستن که: شیما،لیلا،فاطی،سحر،مریم و...
خخخخخخخخخ
فانتزی من اینه
يکي از فانتزيام اينه که يک روز در حالي که يک هلي کوپتر داره روي پشت بوم خونه مون فرود مياد وارد خونه بشم و بگم: پدر... پدر!! بعد بابام بگه: پسرم يک قهوه بريز بيار بخوريم! من بگم: اما هلي کوپتر... بابام بگه: اول قهوه، مثل هميشه بدون شکر! بعد من قهوه رو براش ببرم و اون بگه: فکر کنم اون قدر بزرگ شدي که حقت باشه يک رازي رو بدوني! من بگم: چه رازي پدر...پدر... بگه: اينقدر پدر... پدر نکن تا بگم... ماجرا به سال ها پيش برمي گرده، منو و مادرت رفته بوديم خارج و اون جا تو رو از يک مهندس فقير و جوون به نام بيل گيتس خريديم، اونم با پولي که از ما گرفت مايکروسافت رو تاسيس کرد، حالا وضعش خوب شده و يک هلي کوپتر فرستاده تو رو ببرن! اون وقت من بگم: نه پدر... پدر... پدر واقعي من تويي! بابام بگه، بلند شو برو تو افق محو شو تو اين گروني يک نون خور کمتر فقط گرامافون رو با خودت نبر! منم بگم: باشه حالا که اصرار مي کنين باشه اما اول بگين چه طور تونستين يک بچه رو... خلاصه برم اون جا و تمام سهمم از مايکروسافت رو بفروشم برگردم يک پرايد بخرم وايستم تو خط تقي آباد کوهسنگي کار کنم! حالا با ۵۰درصد سهام مايکروسافت پرايد مي دن؟
يکي از فانتزيام اينکه يه روز صبح که از خواب پاميشم وقتي مامانم بهم ميگه تختتو مرتب کن من برگردم بگم اخه مادر من چرا بايد تختمومرتب کنم وقتي که دوباره قراره خراب شه بعد در همين حال مامانم بگه بله حق کاملا با توه و من قانع شدم بعد منو به حال خودم رها کنه ومن وسايلمو جمع کنم و به خونه اي که در افق اجاره کردم نقل مکان کنم.
فانتزی من اینه صب که از خواب بیدار میشم ببینم تمام اتفاقایی که برام افتاده همش یه خواب بوده.
اگه بدونید چی کشیدم من همتون برام میلایکید:-((((
یکی ازفانتزی هام اینه که صبح قبل ازمادرم بیدارشم ویا سطل اب سردبیدارش کنم وانتقام نه سال روازش بگیرم.البته فکرکنم بعدش فاتحه ام خوندس.
یکی از فانتزیایم اینه که یه شب که حال ندارم پاشم با بوگاتیم برم کلوپ شبانه که سلنا اونجا میخونه وقتی رسیدم پشت در یه قول چوماقی بیا جلوم بگه امشب نیتونی بری داخل منم بگم واسه چی یارو میگه امشبو یکی اختصاصی گرفته من بگم من با اون کاری ندارم اومدم مخاطبمو ببرم یه دوری بزنم وقتی یارو راهم نداد بزنم فکشو بیارم پایین بعدش کل بچه های مشهد بیان پشتمو بگن هوی یره ولش کن با بچه مشهد در نیفت آغا ما بریم تو ببینیم سلنا کنار عباسه تامنم برم دستشو بگیرم بگم پاشو بریم که عباس میاد میگه کجا منم باز بزنم فک عباس بیار پایین بچه های مشهد مگن نکن اون یکی از گنده های4جوک است منم بگم خب مویم گنده فیسبوک و مدیر پاروس ام بعد سلنا داد بزنه بسه دیگه من با ابراهیم میرم وقتی دارم میرم طرف در سلنا آهنگ معین که خودم یادش دادمو واسم بخونه بگه یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم ابراهیم فقط تویی تو سرنوشتم عباسم بگه پ من چی سلنا میگه واسه توهم دارم میخونه ی حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم بعد عباس خر کیف شد ی دفعه میگه برو بیار پاکش کنم ریدی تو سرنوشتم آعا تا میریم بیرون ی دفعه جاستین میاد بچه های مشهد میزنن ناکارش مکنن سوار پیکان هاشون میشن و مریم بلوار سجادو بعد شم میرم هتل پدیده تا صب بزنو بکوب آخرشم میرم بند گلستون جشن عروسی رو راه میندازم
تموم شد میدونم چرت بودولی بچه های مشهد لایک کنن ببینم چه قدیم
يكي از فانتزيام اينه كه اين پستي كه گذاشتم هيچي لايك نخوره و عنوان كمترين لايك يك پست رو بگيره.
.
.
.
.
.
لايك: گند ميزنم به فانتزيت!!!
حالا شما زياد جدي نگيريد!!
یکی از فانتزیام اینه یروز بالاخره این ژاپن و دو تا کره و آمریکا جنگشون در بگیره اونوخت هر کدوم هف هش تا بمب اتم بندازن رو سر همدیگه بعد در این حادثه همه ی کمپانی های htc و apple و sony و samsung به کل نابود شن بعد من یروز برم تو یه سایت تکنولوژی به جای این آیفون و گلکسی و اینا خبرای جدید و عکس های لو رفته پرچمدار جدید glx رو بخونم!!!
.
.
.
شمام عایا؟
لایک:خــــعلی کصافطــــــی !!
فانتزیم اینه در افق چینی بی کیفیت محو بشم .............هر دفعه بلایی سرم اومده
خخخخخخخخخخخ
یکی از فانتزیای مامان و بابام اینه که من و داداشم یه روز هم که شده باهم دعوا نکنیم !
نمیدونم چرا یه همچین چیز غیر ممکنی رو ازم میخوان !
یکی از فانتزیام اینه که سایت 4جوک برای ارسال مطلب بزنه محدودیت ارسال بعلت مشکلات فنی سیستم تا اطلاع ثانوی کسی نتونه مطلب ارسال کنه
آخرین مطلبیم که تایید شده باشه مطلبه من باشه یک ماهی همون اول گیر کنه مطلب یک میلیون بار لایک بشه آخ نمیدونی چه کیفی میده!
الان داشتم با مخاطب خاصم حرف ميزدم بهش ميگم
يكي از فانتزيام اينه كسي كه بهم ميزنگه نگه چه خبر !!؟؟
ميگه :: خب چ خبرا!؟؟
يكي از فانتزي هام اينه كه ،
فانتزي هاي همتون تموم شه.
و منم بشينم با صداي بلند به همتون بخندم.
فانتزی من اینه که هر وقت یه اتفاقی واسم افتاد و یه کاری کردم و تو یه جمعی تعریف کردم یکی پیدا نشه همون لحظه بگه اتفاقا منم همینجور یا اتفاقا منم قبلا این کارو کردم
فانتزی اصلی من اینه نسل اینا رو برانداز کنم
یکی از فانتزیام اینه که بفهمم این بچه درس خونا چطوری موقع درس خوندن خوابشون نمیبره!!!
خو آخه لامصب این کتابای ما که از دیازپام 10000هم خواب آور تره چطوری روی اونا اثر نداره؟؟؟
-----------------------------------
میدونم از این جمله ی پست اولمه جون خودتون لایک کنید بدتون میاد, پس پست اولمه جون خودتون لایک کنید. a^-^a
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45934
کل بازدید: 534978214










