دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 73691

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

یکی از فانتزیایم اینه که یه شب که حال ندارم پاشم با بوگاتیم برم کلوپ شبانه که سلنا اونجا میخونه وقتی رسیدم پشت در یه قول چوماقی بیا جلوم بگه امشب نیتونی بری داخل منم بگم واسه چی یارو میگه امشبو یکی اختصاصی گرفته من بگم من با اون کاری ندارم اومدم مخاطبمو ببرم یه دوری بزنم وقتی یارو راهم نداد بزنم فکشو بیارم پایین بعدش کل بچه های مشهد بیان پشتمو بگن هوی یره ولش کن با بچه مشهد در نیفت آغا ما بریم تو ببینیم سلنا کنار عباسه تامنم برم دستشو بگیرم بگم پاشو بریم که عباس میاد میگه کجا منم باز بزنم فک عباس بیار پایین بچه های مشهد مگن نکن اون یکی از گنده های4جوک است منم بگم خب مویم گنده فیسبوک و مدیر پاروس ام بعد سلنا داد بزنه بسه دیگه من با ابراهیم میرم وقتی دارم میرم طرف در سلنا آهنگ معین که خودم یادش دادمو واسم بخونه بگه یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم ابراهیم فقط تویی تو سرنوشتم عباسم بگه پ من چی سلنا میگه واسه توهم دارم میخونه ی حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم بعد عباس خر کیف شد ی دفعه میگه برو بیار پاکش کنم ریدی تو سرنوشتم آعا تا میریم بیرون ی دفعه جاستین میاد بچه های مشهد میزنن ناکارش مکنن سوار پیکان هاشون میشن و مریم بلوار سجادو بعد شم میرم هتل پدیده تا صب بزنو بکوب آخرشم میرم بند گلستون جشن عروسی رو راه میندازم
تموم شد میدونم چرت بودولی بچه های مشهد لایک کنن ببینم چه قدیم