m

mahdi

@@mehdi@ · ۷۲ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ب
بچه درس خون ۱۲ سال پیش
جوک

عاقا ديشب خواب ديدم شيش تا زامبي ريختن سرم،منو تيكه پاره كردن،خونم رو خوردن،سرم رو هم گذاشتن رو نيزه!
.
هيچي ديگه صب پاشدم اومدم فورجوك ديدم پستم تاييد نشده!
.
حالا جالب اينكه برا ننم تعريفش كردم،با يه حس اميدوارانه گفت:خيره ايشالا!
.
عايا من سر راهيم؟
عايا من بايد سرمو بكوبم به ديفار؟
مديونيد اگه اينطور فكر كنين ها!

@
@mehdi@ ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا این سوتیو تو ماه رمضون دادم ولی الان مـــــیـــــــــگم...
یه روز همینطور شانسی سحر از خواب پاشیدم،ســــــحری هم زدم تو رگ جاتون آبی اناری و اون روزو روزه گرفتم(گودزیلا هم نیسم دهه هفتایم)
خلاصـــــــــــه همون روز بود که پدر و مادر گرامــــــــــی رفتن مشهد واسه یه روز منم رفتم خونه داداشم که روزه هم نمیگرفتن دوباره جاتون آبی اناری دیدم مرغ درستیدن منم که یادم نبود روزه ام!
هیچی دیگه یه دل سیر برنج و مرغ و انواع نوشابه بعد آخرش یهو یادم اومد روزه ام:
عــــــــــــــــــــــــه،یادم نبود من که روزه داشتم امروز!
هیچی دیگه الانم دیگه هنوز در حال گازیدن آسفالتیم مـــــا!
حالا نمیدونم چطوری عایا معدلم شده 19/94 شما میدونین چــــــــــرا؟

@
@mehdi@ ۱۲ سال پیش
جوک

اقا من چن وخته به تیپ و قیافم خیلی اهمیت میدم بعد هی هر روز کفشامو با یه تیکه پارچه که رو درختمون بود میپاکیدم...
.
.
.
بعد دیشب بابام از گاوداری میومد دیدم داره ظرف های شیر رو میشوره یوخده بشتر دقت کردم دیدم عــــــه...:( این پارچه هه چقد شبیه اونیه کفشامو میپاکم؟
هیچی دیگه الان فهمیدم که چرا خونواده همسایمون چرا کلهم اجمعین حساسیت گرفتن...!
.
خو یکی نمیاد بگه پدر من اول خود پارچه رو بشوررر...!
تقصیر بابام بود دیگه نه؟

@
@mehdi@ ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه یروز بالاخره این ژاپن و دو تا کره و آمریکا جنگشون در بگیره اونوخت هر کدوم هف هش تا بمب اتم بندازن رو سر همدیگه بعد در این حادثه همه ی کمپانی های htc و apple و sony و samsung به کل نابود شن بعد من یروز برم تو یه سایت تکنولوژی به جای این آیفون و گلکسی و اینا خبرای جدید و عکس های لو رفته پرچمدار جدید glx رو بخونم!!!
.
.
.
شمام عایا؟
لایک:خــــعلی کصافطــــــی !!

@
@mehdi@ ۱۳ سال پیش
جوک

یه روز که سر کلاس علوم نشسته بودم تغریبا آخرای زنگ بود که دیگه معلمه هم داشت تند تند درس میداد که تمومش کنه بعد اومد بگه جاندار زنده گفت:
زاندار ج***
من:((((((((((:.
ینی از شدت خنده داشتم میترکیدم ولی دیدم معلم خـعلی جدی داره درس میده و همکلاسیام هم جلو خودشونو میگیرن منم نمیخندیدم هی میزو فــــــــشاررررررررررررررررررر میدادم که خندم نگیره اما ای دل قافل...یهو ترکیدم:
پووووووووووففففففففففففف
همه ی کلاس رف رو هواااا....معلم با خنده گف:ببببتتتترکی...یه دیقه صبر میکردی خوووو و منم فقط میخندیدم ینی اونروز انقد خندیدیم که دلمون درد گرف ینیااااااااا
(تازه شم ععتراف میکنم این پستو اول که میخواستم بنویسم کیبردو فارسی نکرده بودم خخخخخخخخخخ)

@
@mehdi@ ۱۳ سال پیش
جوک

الان که دیگه تو این گرونی دیگه نمیشه حتی چشمون به جیب باباهه باشه!
به بابام میگم تو که خیلی پول تو حسابت داری(یه کارخونه پلاستیک کوچولو داره)واسم یه گوشی میخری؟
میگه:البتههههههههههههه(بعد یه مکث کوتاه).......که نه !!!
الان این منم:0ــ0
.
.
دیگه دارم به این نتیجه میرسم که فقط باید بچسبم به دعا و نذر و اینا!!
شمام عایا؟

@
@mehdi@ ۱۳ سال پیش
جوک

عاقا به جان همون فیله بالای 4جوک امروز یه کشف عظیم کردم!!!
طعریف(تعریفــــــ،و...)از خود نباشه ولی امروز صبح رفتم مدرسه مجید دوستم میگه امتحان دینی داریم خوندی؟من که اصن روحمم خبر نداشت چارتا خالیبندی جور کردم دادم بره بعد نشستم خوندم تو همون مدت کوتاه (من کمتر از رفیقم خونده بودم و اون از شب قبل میخوند) در کمال تعجب من 20 شدم اون 19!!!
هیچی دیگه فهمیدم من iOS م اون اندروید!
چرا در اینجاست که من از حداقل زمان بیشترین بهره رو بردم و اون بر اکص!!!
لایک:بی مزه
لایک:شما رو به خدا لایک کنید

@
@mehdi@ ۱۳ سال پیش
پیام

بابام بهم گفت حالا که معدلت بالای نوزده شده برات ده هزار تومن پول میدم!
همون موقع بابای پسر همسایمون به بچش میگفت:تقصیر خودته!!!من بهت گفته بودم گه بالای 16/50 بشی برات تبلت میگیرم!!!نه 14/26!!!!عـــــــــــــــــــه
با بابام بد جوری رفتیم تو فکر...