دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  52223

یهبار با فامیلامون ویلا گرفتیم تو تابستون بریم 5 روز سی سخت ..
2 ساعت رفتیم اونجا کلی حال کردیم آريالا ما خعلی گند زدیم با ی 2 تا از بچه ها فامیل شیش دونگ بودیم پوکوندیم.قرار شد سر 5 روز بریم . مام رو این حساب گفتیم بزا اینجا رو بپوکونیم.تا میشد شب روز آخر تا میشد تو این سوراخا گاز ترقه کبریتی چپوندیم. پرده هاشونم از این درازا بود که بش مهره بود اینارم گره زدیم بهم 180... مایه دستشویی(گلاب به روتون)اتوماتیک بود دست میگرفتی زیرش آب میومد. اینو سیمشو قطع کردیم چشم الکترونیکشم سوزوندیم.پرچسب سرد و گرم شیرها خونه رو هم عوض کردیم....بعد رفتیم بیرون فکو فامیل قلیون گذاشته بودن صبح بکشن تو بسته تنباکوشم باروت ترقه خالی کردیم. نمکدونا رو تو شکرا و شکرا رو تو نمکدونا خالی کردیم.(این کارا نصفه شب انجام شد)
بعد رفتیم خوابیدیم. صب دیدیم اینا نرفتن گفتن صاب خونه سه روز دیگه از مسافرت میاد زنگ زد بهمون . میمونیم تا اون موقع ناهار رفتیم بیرون . اینا اومدن قلیون بکشن شوهر خالم یه پک کشید ترقه پوکید باروتا تو صورتش عین عمو سیاه... باروتا دیگم پوکید . به خیر گذشت گفتن تنباکو خرابه..
بعد رفتیم خونه . شب بود همه تو حیاط جمع یکی گلاب به روتون رفت دستشویی . یهو که همه گرم صحبت بودن . یه صدا هواری از تو دشویی اومد رفتیم نچ نچ نچ بدبخت .... کامل سوخته بود... آريالا موقع شام هیشکی نتونست دسشو بشوره مایه خراب بود.یهو بچه یکی از اقوام گیر کرده به مامانش که تخم مرغ میخوام اینم بلند شد رفت دذست کنه . کبریت زدن به گاز همانا پوکیدن همانا . زهره هممون ترکید مامانه از حال رفت پا گاز........نیم ساعت بعد گذاشتن ماهیتابه رو رو اون شعله گاز که باز همون آشو همون کاسه دیدن زیرش پر ترقه ست . ..........هیچی مارو کشتن از بس زدنمون .... چند دیقه بعدش غذا نمک نداشت تا بخوای شیرین بود
البته میگفتن شیرین بوده منو این دوتا از بچه ها اقواممون که دیگه بعد لو رفتن ماجرا گازو تنباکو و شیر داغ دندون برامون نذاشتن که غذا بخوریم....
اون خرابکاراش لایک کنن

  52220

آقا یه پیشنهاد برای اونایی که لایکشون کمه:
مرحله به مرحله:
1- اول خودتون یه لایک کنید.
2- بعد برین توی دسکتاپ اون گوشه روی ساعت کلیک کنید
3- تاریخ رو یک روز به عقب ببرین.
4- دوباره رو خودتون لایک کنید.
5- برو به مرحله
این لوپ تا ابد می تواند ادامه داشته باشد...
پ.ن: اگر انجام دادید و نشد... نقصیر من نیست .. برنامه نویس های سایت حرفه ای هستند.

  52218

آقا من با خواهرزنم خیلی لجم (البته خودش نمیدونه اینقدر ازش بدم میاد)
خونوادگی رفته بودیم مسافرت پشت سر من نسته بود من راننده بودم آهنگ عوض میکردم میدیدم از بعضی از آهنگا خوشش میاد و باهاشون میخونه
منم واسه حالگیری گوش میکردم هروقت میدیدم داره زمزمه میکنه میزدم آهنگ بعدی
یک حالی میداد یک حالی مداد

  52211

یه بار رفتیم خونه مامان بزرگم شلوغ بود قوم خیشامون اومده بودن از راه دور . قبل شام مردا تو حیاط بودن . زنا تو . من هنزفری زدم تو گوشم رفتم اونجا که مامانم اینا صحبت میکنن . منم هنزفری خاموش شروع کردم گوش کردن یهو وسط حرفاشون یهو مامانم مکث کرد من از دهنم دراومد خب میگفتی یهو دیدم برگشت قرمز شد............
هیچی دیگه چند دیقه بعدش تو راه بیمارستان بودیم تا فکه منو که براثر ضربات هدفمند پی در پی شکسته بودو گچ بیگیرن . توصیه من به شما اینکه تحت هیچ عنوان فضولی نکنید....
بکوب اون قلبو ...البته خب معلمومه که فضولا نمیکوبن

  52199

یه گودزیلا دهه90 داریم (داییما)اومده بودن خونمون بعداز کلی شلوغ کاری
ساعت 12 اومدم بخوابم گوشیم تو رختخوابم بود برش داشت پرسید,این
چیه؟گفتم موبایل,دوباره پرسی این چیه؟گفتم موبایل,خلاثه 10 دفه پرسیدو
من جواب دادم.بعد ازش گرفتم گفتم دایی جون این چیه؟گفت گوشی,من
هنگ کردم اون جقله فارسیو پاس داشته بود.بعد دوباره گوشیو گرفت شروع
کرد پرسیدن که این چیه؟ اونجا بود که فهمیدم اسکلم کرده منم با تیک پا
پرتش کردم از اتاق بیرون.اما واقعا چی بود؟
گوزیلا یا داییناسور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  52195

يه روز خونه داييم اينا بوديم
دختر داييم اگه خدا قبول كنه در شرفن حالا ولش كن........
عاغا ما داشتيم پاسور بازي ميكرديم اين دختر دايي ما هم حس روانشناسيش گل كرد گفت يه سوال ازتون ميپرسم سريع بدون فكر جواب بدين(مديوني اگه فكر كني بيشتر با داداشم بوده هااا)
گفت اگه من داشتم ميمردم فقط يك دقيقه وقت داشتين يه چيزي بگين چي ميگفتين؟عاغا هركي داشت يه چيزي بلغور ميكرد نوبت ما كه رسيد داييم گفت ما از اين شانسا نداريم كه(o-0)
داداشم گفت نه خدا نكنه(كلا چرت وپرت)
نوبت من كه رسيد گفتم ميميري بمير زودتر ولي قبل مردنت يه ليوان اب واسمون بيار گلومون خشك شدخخخخخخخخخخخخخ
دختره ديوانه رفت اب اورد ولي جا بده دستمون ريخت رو سر وكلمون....
كثافط روان پريش

  52186

دهه 60 یادشونه از این کلاه نقاب دارا میپوشیدیم(البته الانم هستا)همیشه
تو جا کتابی مدرسه که 3 نفره بود جا میزاشتیم؟
من که اینطوری بودم.اما خب یادش بخیررررررررررررررواقعا

  52184

عاقا داشتیم خونمونو درست میکردیم منم داشتم آجر مینداختم طبقه بالا
همینطوری ک مشخول انداختن بودم اثن هواسم نبود جلو پشت بوم پر شده
خلاثه(خلاسه,خلاصه)یه آجر انداختم بالا دولا شدم بعدیشو بردارم این آجره
قل خوردو قل خوردو قل خورد.شرپپپپپپ پس گردنم,حلا من ترسیده بودم
داشتم در میرفتم داداشم که دیده بود داشت با آهنارو گاز میزدو داد میزد
کجااا....منم میگفتم فرار کن زلزلههههههههه

  52174

عاغا یه روز دو؛سه تا گودزیلا اومده بودن خونمون؛یکیشون انگشتر اون یکی رو شکست داد دست بابام بعد گفت که بابام انگشترو شکسته یهو گودزیلای صاحب انگشتر برگشت وسط جمع به بابام گفت دیوونه ؛بدبخت بابام تا یه چند ثانیه هنگ کرده بود؛منم داشتم فرش ها رو می جویدم

  52168

عاغا امروز معلم دیفمون‏(حالا فهمیدید من پیش دانشگاهیم‏)‏ داشت درس میداد یهو‏ درس ول کرد اومد از دوتا از بچه ها که خواب بودن عذرخواهی کردن که صداش نمیذاره بخوابن حتی میخواست دکوراسیون کلاس رو عوض‏ کنه که اینا راحت تر بخوابن؛همچین معلم داریم ما‏↳‏
بزن لایکو به افتخار همچین معلم های ملاحظه گری

  52167

می خواستم سوار بی آر تی شم توی ایستگاه به جای کارت اعتباری، کارت دانشجوییمو گذاشتم رو دستگاه :))))))))
می بینید چه فشاری میارن این استادا!!!
حالا به نظرتون خوب میشم آیا؟

  52166

یکی از فامیلای دورمون دیشب مهمونمون بودن،اینا یه دختر حدودا 4 ساله خیلی ناز داشتن که من تا بحال ندیده بودمش، بعد شام با بچه دور هم بودیم گفتم یکم باهاش شوخی کنم حق میزبانی رو به جا اورده باشم. بعد چند دیقه صحبت ازش پرسیدم:
داداشتو بیشتر دوست داری یا پدرتو یا مادرتو؟
گفت: زیاد به روت خندیدیما؟!!!
همه بچه ها زدن زیر خنده، خودمم بعد معذرت خواهی کلی خندیدم
جاتون خالی خوب ضایمون کرد

  52157

يادتونه ازين گيره هاي پرده كه شبيه پستونك بودجاي پستونك ميذاشتيم تودهن خودمون يا عروسكامووون؟؟؟؟يادش بخير

  52153

الان مدتیه حسودی شدیدی دارم به اونا که رشتشون کامپیوتره!
رااااااااااحت میشینه چهار ساعت 4جک میخونه هیشششششکی نمیگه خرت به چند!!
نمونه بارزش جلو چشمه داره میخنده بهم خواهریمه.
نخند دههههههههه!آدم به خواهر بزرگش میخنده؟؟؟

  52152

7آذر بود روز تولد مخاطبمون،(بله منم دارم ولی یکم با مال شما فرق میکنه،حالا بعد میگم)
تصمیم گرفته بودم تولدشو تبریک بگم،البته مث یه دختر عموی معمولی(الان فهمیدین ما دختر عمو پسر عموییم؟؟؟)
اس دادم با این متن:اونایی که نیستید،ولی روز تولدتون فراموش نمیشه!تولدتون مبارک
جواب اون:مرسی ،ما که هستیم،ولی زوده ها هنوز
اسش عصبانیم کرد، یه تبریک ساده بود چه بی جنبس!(الان فهمیدین برداشتم چی بود)O_o
جواب من:واقعا که حیف تولدته...پارسال اس ندادم چون فکرت این بود.متأسفم که فکرت سال به سال عوض نمیشه
جواب مخاطب بیچارم:یعنی چی؟چی شد؟هفتم تولدمه!
اگه گفتین چه گندی زده بودم؟؟؟؟
گند خاصی نزدم فقط یه هفته ناقابل زودتر تولدشو تبریک گفتم!!!
بیچاره مخاطبم چقد فوش خورد:)))