یه بار رفتیم خونه مامان بزرگم شلوغ بود قوم خیشامون اومده بودن از راه دور . قبل شام مردا تو حیاط بودن . زنا تو . من هنزفری زدم تو گوشم رفتم اونجا که مامانم اینا صحبت میکنن . منم هنزفری خاموش شروع کردم گوش کردن یهو وسط حرفاشون یهو مامانم مکث کرد من از دهنم دراومد خب میگفتی یهو دیدم برگشت قرمز شد............
هیچی دیگه چند دیقه بعدش تو راه بیمارستان بودیم تا فکه منو که براثر ضربات هدفمند پی در پی شکسته بودو گچ بیگیرن . توصیه من به شما اینکه تحت هیچ عنوان فضولی نکنید....
بکوب اون قلبو ...البته خب معلمومه که فضولا نمیکوبن
نمایش مطلب شماره 52211
تاریخ انتشار : اسفند 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
10984
بازدید دیروز: 39267
کل بازدید: 532141495
بازدید دیروز: 39267
کل بازدید: 532141495










