یه روز لامپ خونه مون سوخته بود مامانم گفت برو یه لامپ بخر بیا بعد من گفتم 100ولت یا 200ولت بخرم مامانم گفت انگلیسی حرف نزن فارسی حرف بزن منم بفهمم.
خاطرات خنده دار
بچه ها يه سوتيييي دادم در حد تيم آخر دسته دو....
رفتم مغازه كه برم ماست كم چرب بگيرم ماست و از يخچال دراوردم با احتماد به نفس خيلي عالي آوردمش بالا به فروشنده گفتم: ببخشيد آقا، اين ماست كم مصرفتون چنده؟؟؟
فروشنده رو ميگي اينقدر ستونو گاز گرفتش مغازه خراب شد و آتش نشاني مارو خون مالي به زور از زير آوار كشوندمون بيرون. الانم تو بيمارستانم برام دعا كنيد كه خوب شم :))))
فروشنده:)))))))))
من Oo,oO
چيپس پفك هاي اونجا از خنده پودر شدن ديگه!
بچه بودم(زمان گودزيلا بودنم)مامانم واسم يه ادكلن بيك خريد.ماهم انقدر خوشحال شديم هي ادكلن زديم به اشيا خونه!!
يه بار ديدم چرا يهو ازكار افتاد گرفتم جلو چشم وفشار دادم وازشانس بد من ادكلنه كاركردو..........................
من:-0
مامانم:-((
مدير شركت بيك:-))
امروز اینبار زنگ زیست معلممون داشت درس میداد که یه اس واشس اومد داشت میخوندش که من گفتم آقا خانومتونه نوشته تو راه یک کیلو پیاز با دو کیلو سیب زمینی بیار!!!!عاغا جاتون خالی کلاس به غوغاکده ای تبدیل شد
یک پنجم برج میلاد(همون یک پنجم بالایی باشه بهتره) تو حلقم اگه دروغ بگم.....................امروز دبیر فیزیکمون خواست یه مثال درباره ی اصطکاک بزنه گفت:اگر رارنده ای(منظورش همون راننده بود)..............یهو همه خندیدیم!اونم گفت مرض بی شعورا خب حواسم نبود به جای رارنده گفتم رارنده!!!عاغا این بار دیگه از صدای خندمون معاونمون از طبقه پایین اومد در کلاس!!!
بخدا ما سن اینا بودیم هم بازی نداشتیم ، الکی واسه خودمون توهم دوست خیالی میزدیم...حالا رفته بودم کفش بخرم ازقضا یک گودزیلاهه( هه ب معنی مونث بودن گودزیلاس در اینجا)اونجا بود خیلی هم تقس طقض تغس حالا هرچی..خلاصه دیدم یک گوشی مووووووبایل دستشه حالا چند سالش؟ خیلی بود ۵ سال داشت...همینجور داشت با فردشنده اونجا صحبت میکرد که متن صحبت به این صورت.... گودزیللاهه؛ بزار یه زنگ به دوستم بزنم ببینم چکار میکنه!!!!!فروشنده:o-O( ینی دوستشم موبایل داره)....گودزیلا؛ راستی دوستم دختره هااا فک نکنی پسرهههه....فروشنده:0-0...بخدا ما سن اینا بودیم فرق دختر و پسر و از رو رنگ جوراب میفهمیدیم...حالا اینا صاف تو چشات نگا میکنن میگن دوست پسر نداریماااا....
يكي از فانتزيام اينه كه معشوقم بميره وشبانه برم سر مزارش بالباس سياه و ريش پررنگ گيتار بزنم وآواز بخونم.(آواز غمگين باگريه هااا) يكي هم فيلممو بگيره بلوتوث كنه. اي خدا يعني ميشه يه روز عاشق بشم وگيتار ياد بگيرم؟؟؟!!!
ياااااااادش بخير.....فقط دهه شصتيا ميدونن من چي ميگم! قديما دختر بچه اي نبود كه يه جوراب ساده كه روش يه گوله تور به صورت آبشاري ريخته باشه نپوشيده باشه!!!! تازه بعدنا پيشرفته شده بود روي تورش نگين و اينجور چيزا هم ميچسبوندن :))))
يا اينكه بيشتر پسرها يه كاپشن چرم مشكي يا قهوه اي موتوري كوچولو داشتن با شلوار كتون چند تيكه اي رنگي با كتوني ميپوشيدن كلي حال ميكردن :))))
دخترا آهنگ يه حلقه طلايي معين رو ميذاشتن تو روياشون عروس بازي ميكردن :))))
دخترا لباس عروس كوچولو ميخريدن تو عروسيا ميپوشيدن بغل عروس واميستادن كلي كيف ميكردن :)))........
هعيييييي روزگار......چقدر زود بزرگ شديما !!!!!!
داشتم نخ دندون استیفاده میکردم مرسانا
گیر داد که داری چیکا میکنی؟!
منم هرچی بهش میگفتم حالیش نمیشد!
یدفه خانمم برگشته میگه:
مامان جان داره پی پی های لای دندونشو در میاره!!!!!
اونم گف:آها و رفت پی بازیش! :|
تو حموم در حد بنز خوردم زمین بعد به خودم اومدم دیدم بابام داد میزنه چی شد؛ نمیری فردا من خونم نون تازه باید بگیریا فکر کنم ؛خوب من چی بگم *__* ¿?
بچه ها من دیروز یه کاری کردم معلممون اومد منو بزنه نزاشتم(اخه من همیشه میگم کتک برای حیونه)ولی تا اخر سال از کلاسش اخراجم کرد منم امروز یه کپسولی(همون سیگارت های گنده که صدا دارن)روشن کردم از زیر در انداختم تو دستشویی(کلاب به روتون تو دستشویی بود) بعد از این که اون ترکید معلم ما هم ترکید(سکته کرد)
باور کنید خیلی عزاب وژذان دارم (راستی وژدان چیه؟)
جدا خودم فهمیدم چه ادم بیشعوری هستم(همه راست میگفتن)!!!
درضمن گفتم که تو دستشویی بود حالا خودتون فکر کنید چه وظعی داشت...(فکر کنم دیگه پاشو تو مدرسه نزاره=اگه بفهمن پای منم میره زندان!!!!)
امروزباچرخ ویوای خودم<الان فهمیدید چرخ ویوا دارم> رفتم دم مغازه کارت شارز بگیرم امدم بیرون سوار چرخم شدم دیدم چرخم تغیر کرده یک لحظه شک کردم یک دفعه دیدم یک نفر داره از پشت سر جیغ میزنه هوی چرخم کجا میبری بر گشتم دیدم 2تا چرخ بود اشتبا سوار شده بودم خلاصه کولی خجالت کشیدم چرجو گرفتم بدستم داشتم میرفتم خونه !!!!!!با خودم گفتم این است مغز ایرانی
ملت میان میگن این اولین پستمه.
اون وقت من نشتم مث هالو مینوسیم:
این دومین پستمه!اره!
کارلوس کی روش:(O?0)
دختره اومده در مغازه یه سفارش داده، شده 23 هزار تومن.
یه تراول 50 تومنی داده با دو تا اسکن دو هزاری. میگه 20 تومنش رو با این 50 تومنه حساب کنید، سه تومنشو با این 4 تومنه!!!!!!!!!!!
خدایا چرا من!
دیروز یه امتحانی داشتیم که هیشکی نمیدونست و خلاصه نخونده بودیم.
حالا تو این وضیت یکی از خنگولای کلاس میگه هروخ سرفه کردم ینی تقلب میخوام!! حالا ورقه رو دادن ، سوالام سخت!!!!!
مام داریم به مخمون فشار میاریم جواب بدیم این دوستمم هی سرفه میکنه رو اعصابمون راه میره !!!!
بدبخت اینقد سرفه کرد که قرمز شده بود هیشیکم نیگاش نمیکرد (تو کار خودمون مونده بودیم والا!! )
آخر اعصاب یکی از بچه ها خط خطی شد داد زد : منگل پاشو گمشو برو بیرون آب بخوررررر سرفت بند بیاد !!!
ینی یه همچین بچه های با معرفتی هستیم !!!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 39267
کل بازدید: 532141471










