عاقا یه چن وخت پیش یه عادت بدی پیدا کرده بودم که هر موقع تو اتاقم وارد میشدم درو سریع قفل میکردم :))
بعله جونم براتون بگه که ما داشتیم خعلی خوش و خرم با همین عادت زندگیمونو میکردیم که یه از خدا بیخبری اومد خاستگاری ما ...
مشکل ازونجایی شرو شد که قرار شد منو اقا داماد (*^_^*)
بریم تو اتاق اینجانب با هم گپ بزنیم :))
منم طبق عادت هرروزه وختی پشت شازده وارد اتاق شدم درو قفلیدم :)
از چشای آقای دوماد که ۴ تا شدن و افکار خبیثانه ی ذهن بیش فعال ایشون که بگذریم ، از تعقیب و گریز من و مامی جان بعد مراسم خاستگاری نمیشه گذشت ... هی ایشون لنگ کفش میپرتابید هی اینجانب جاخالی میداااادم ، جاخالی دادنی ! البته مادرجان پرتاب موفقم زیاد داشتنااا ... !
عاقا اصن مهم نیس که خاستگارا پریدن ، مسدومیت وخیم اینجانب پس از واقعه هم اصن مهم نیست ! مسئله اینجاست که کلیدمو چرا سر به نیست کردن؟؟ عاغا من کلیدموووو موخوامممم *_*
خاطرات خنده دار
خداوکیلی چجوری تو چالش حاملگی شرکت میکنن و به ننشون میگن حامله ان تا عکس العملشو ببینن؟
تو خونه ی ما انقد خفقان هست که هنوز باید تظاهر کنیم که فکر میکنیم بچه هارو لک لکا میارن
رفته بودیم مسافرت بعد منم معمولا تو مسافرتا خودمو نگه میدارم(چندشم میشه دسشویی عمومی برم.)حالا مامانم همش درحال اصرار بود که پاشم برم دسشویی.بعد شب شده بود گفتاگه میخوای دم در وایمیسم تا بیای(فکر میکنه به خاطر سوسک نمیرم)حالا منم درگیر تبلتم بودم حواسم نبود گفتم:
مرسی میل ندارم!
مامانم:0__0
من بعد از فهمیدن سوتی:×__×
امضا:خانوم دکتر مملکت
از اتاقم رفتم بيرون ، تو فاز آهنگ زندان محسن چاوشى بودم
يهو حواسم نبود خانواده اونجان ، فرياد كشيدم بميريد بميريد
مامانم:|
بابامo_o
هر دوشون بعد چند ثانيه زير لب غرغركنان : خاك بر سرمون با اين تربيت كردنمون:|
یه روز که سوار مترو شدم دیدم ۱۵۰تا دختر منو نگاه میکنند
آقا منم پاک و با ایمان تسبیحم رو در میارم ذکر میگم
دیگه این شیطون کفاصط هم افتاده بود رو دور هیچی دیگه ماهم قبح شکستیم حالا موندیم از کی شروع کنم
تا اومدم شماره بدم
مامور ایستگاه زد توسرم صدا بزغاله دادم
گفتش کچل تو واگن بانوان چه غلطی میکنی
هیچی با لودر از روم رد شد
امروز سر کلاس بودیم
یکی از بچه ها عروسی خواهرش بود استادم خبرداشت این رفته عروسی بعد گفت خببببب....خوش گذشت؟نگاکن چه خستست!خواهرش شوووهر کرده!خوب قر دادی؟(استادمون یکم راحته... :))بعدمنم با یه آاااه غلیظی گفتم خوووش ب حالت:(
یهواستاد برگشت گفت خوش ب حال خواهرش که شوهر کرده؟؟؟
این هیچی ک کلاس ترکیییید!
ولی خدایی باخاک یکسان شدم!
استاد هر کجایی بدون من شوهر نمیخوام بخدا!نشد امروز ازخودم دفاع کنم!!!
امروز سر کلاس بودیم
یکی از بچه ها عروسی خواهرش بود استادم خبرداشت این رفته عروسی بعد گفت خببببب....خوش گذشت؟نگاکن چه خستست!خواهرش شوووهر کرده!خوب قر دادی؟(استادمون یکم راحته... :))بعدمنم با یه آاااه غلیظی گفتم خوووش ب حالت:(
یهواستاد برگشت گفت خوش ب حال خواهرش که شوهر کرده؟؟؟
این هیچی ک کلاس ترکیییید!
ولی خدایی باخاک یکسان شدم!
استاد هر کجایی بدون من شوهر نمیخوام بخدا!نشد امروز ازخودم دفاع کنم!!!
عاقاخدا وکیلی هر کی بگه دهه هفتادیا شر بودن ایشالاگیر یه دهه هشتادی بیفته!
امروز عموم اینا اومده بودن خونمون دخترعمومو بردم تو اتاق دروقفل کردم که خواهردهه هشتادیش مزاحممون نشه
عاقا نشسته پشت در میگه آخه من چه گناهی کردم که گیرشما افتادم...بعد از چند ثانیه با گریه:اینجا زمین سرده...!!!!(بچه فک کنم فیلم زیاد میبینه!)اونوقت شما درو روم قفل کردین گذاشتین اینجا...اصن من میخوام بیام تو اتاق به کسی چه ؟
من صاحاب اتاق:o_O
خواهرش:-_-
گذشت تا چند ساعت بعد درو باز کردیم اومده با گریه میگه:میدونید چیا به من گذشت اونموقع که شما تو اتاق باهم هی میخندیدید...میفهمید چقدر حوصلم سر رفته بازی نکردم...واقعا که از شماها انتظار نداشتم...بعدشم یه نگاه عاقل اندر صفیه کردو رفت...O_o
ینی واقعا خدا ما رو درمقابل این گودزیلاهای دهه هشتادی حفظ کنه...انشالله -_-
یکی از فامیلامون تعریف میکرد...
چن ماه پیش تصادف کردم مقصرم یارو بود که بهم زد...
عصبانی پیاده شدم وصدامو بردم بالا
شاکی بودم شدید کلی ام حرف بارش کردم...مردم جمع شدن وگفتن زنگ بزنین پلیس بیاد...
گفتم آررررهههه...زنگ بزنین پلیس...
تازه یادم افتاد که ای وای...من اصن گواهینامه ندارم...
من_ (^___^)حالا پلیس همچین واجبم نیستا...
من یه کار خیلی مهم دارم همین الان باید برم وگرنه تاریال اخر خسارت ازحلقت میکشیدم بیرون(>__<)...
مث جت سوارشدم والفرار...
تازه تصمیمش واسه آینده گواهینامه گرفتن نیس...
میگه ازاین به بعد چه بزنم چه بخورم در میرم...
تو مینی بوس نشسته بودیم
هوا تگری، پنجره باز
همگی داشتیم یخ میزدیم
به نمایندگی به اون خانومه که کنار پنجره ی نشسته بود گفتم
ببخشید خانوم بنظرتون هوا سرد نیست!؟
اوه آره راست میگید
الآن سگم سرما میخوره!
یه بار رفتم حموم خیس که شدم دیدم شامپو نیست، به مادرم گفتم شامپو نداریم، تاید داد گفت خودتو بشور.
در واقع منو با جوراب اشتباه گرفته بود.
:(
:)
من چند وقتیه دارم خودم زبان کره ای یاد میگیرم.دیروز بابام بهم گفت بیا ببینم چقد یاد گفتی(بعد از صحبتای مامانم که این درس نمیخونه افتاده پی این کره ای مره ایا)چند تا چیز ازم پرسید جواب دادم حتی به کره ای براش نوشتم.
حالا من خوشحال با افتخار اونجا نشستم بعد میگه:مخ منو کار گرفتی؟الآن تو هرچی بگی به نظرت من بلدم که بخوام رد یا تایید کنم.تو مثلا اینجا خط خطی کنی به چی میرسی؟ چرا وقت منو میگیری؟برو درستو بخون
بله بله.اشتباه از من بود که بابام گفتم بیا نشونت بدم چیا بلدم.واقعا باعث شدم وقت گرانبهاش تلف شه
سلام این خاطره واقعیه چند روز پیش اتفاق افتاد آقا چشمتون روز بد نبینه نامزد خواهرم اومده بود دیدنش میخواستن برن بیرون خرید این داداش ماهم از همه جا بی خبر از حموم میاد بیرون فکر میکرد کسی خونه نیست اینا رفتن
بعدش بدون حوله چون حوله تو اتاق بود میاد پذیرایی از اونجا بره اتاق که با نامزد خواهرم مواجه میشه میگه عه ببخشید اشتباهی اومدم بعدش فرار میکنه به اتاق میبینه خواهرم اونجاست بیچاره از خجالت اب شده بود :)
تو ساندويچى نشسته بوديم يكى اومد تو پرسيد :
آقا همبگردِ گرد دارين ...؟!!
ساندويچيه گفت : داريم ولى نه به اين گــردى كه
شــما ميخواى O o
يعنى كلِ ساندويچى رفت رو هوا .....
یادمه یه بار زنگ زدیم همینطور سر زدنی بریم خونه یکی از دوستای بابام و غذامونم(همبرگر بود)ببریم با هم بخوریم بعد اونا هم غذا داشتن(عدس پلو بود)گفتیم اشکال نداره و خلاصه جمع کردیم و رفتیم خونشون.سفره پهن کردیمو غذاهارو آوردیم.بعد من فقط همبرگر میخوردم.خانم دوست بابام بهم گفت عزیزم عدس پلو هم بخور.منم عدس پلو دوست نداشتم(الان بهم میگین کج سلیقه)حواسم نبود گفتم:
-من غذای مامانمو دوست دارم.
بنده خدا آب شد.
امان از دهه هشتادیا......
امضا:خانوم دکتر مملکت
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531540549










