ع

عشق محمد

@مریم اژدری گوندوغدی · ۳۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۷ رأی)

ع
عشقم محمد ۸ سال پیش
جوک

چند روز پیش جاریم اومده خونمون داشت میگفت شوهرم میخواد کسب وکار راه بندازه تصمیمش رو گرفته میخواد چی بخره ولی به من نگفته میگه میخوام سورپریز بشی فکر کنم میخواد سکه بخره خلاصه کلی پزداد دیروز فهمیدم پشگل گوسفند خریدن با جاریمم دعوا کردن که چرا آبرویی منو بردی پشگل هم شد کسب وکار خخخخخخخخ

ع
عشقم محمد ۸ سال پیش
جوک

سلام ...آقا دیشب بلند شدم رفتم دستشویی توی حیاط عباس خواب خواب بود ولی باهر صدای کوچیکی از خواب بیدار میشه واسه همین آروم رفتم چراغ هم روشن نکردم وقتی که برگشتم آروم داشتم درو میبستم که یهو عباس گفت دم در بده بیا تو منم فکر کردم داره خواب میبینه آروم حرکت کردم که یهویی داد زد مریم دزد پاشو دزد زنگ بزن پلیس منم که انگاری بهم شوک وارد شدهداد زدم دزد بگیرش عباس کجاس دوید سمت من من رفتم سراغ کلید برق اونم دنبالم داشت داد میزد مرتیکه عوضی وایسا ببینم منم نمیدونستم چیکار کنم کیلد رو زدم تا عباس منو دید گفت پس دزده کو منم که تازه دو هزاریم افتاده بود گفتم من رفته بودم دستشویی همین دزدی نبود ترسوندیم ساعت سه نصف شب دزد کجا بود اونم که تازه فهمیده بود جریان چیه عین دیوونه ها داشت میخندید گفتم چته گفت اگه یه ثانیه دیگه کلید برق رو نمیزدی گرفته بودمت زیر مشت و لگد
من :-0
عباس :-)
دزده بیچاره که نبود :-(

ع
عشقم محمد ۹ سال پیش
پیام

*****تقدیم به عشقم محمد*****
چقدر سخته تظاهر به شادی کردن وقتی کنارش
نیستی
چقدر سخته بهش بگی دوست دارم ولی باور نکنه
چقدر سخته وقتی که دلت واسش یه ذره شده ومیخوای صداشو بشنوی زنگ میزنی ولی جواب نمیده
چقدر سخته هر روز بشینی وعکساشو نگاه کنی وبعدش گریه کنی که چرا نشد که بشه
«باشگاه پرواز 650»

ع
عشقم محمد ۹ سال پیش
جوک

****عشقم محمدم****
یکی از فانتزی هام اینه که روز تولد شوهرم که از سرکار میاد خونه ببینه چراغ ها خاموشه فکر کنه واسش تولد گرفتم میخوام سورپریز ش کنم ولی
ووقتی که لامپ رو روشن کرد دید کسی نیست بخوره تو ذوقش داد بزنه لعنتی توهم یادت نبود تولدم بره بشیه بعد منو مهمونایی که دعوت کردم اطز طبقه بالا بیایم یواشکی پایین پشت سرش یهویی داد بزنیم تولدت مبارک اونم از خوشحالی دومتر بپره هوا بعدم بیاد محکم بغلم کنه بگه خیلی دوست دارم ممنون همه ی زندگیم عاشقتم
.
.
.
.ببینم ادم نمتونه دوکلام خصوصی حرف بزنه واسه چی افتادی دنبالم !!!

ع
عشقم محمد ۹ سال پیش
جوک

سلام این خاطره واقعیه چند روز پیش اتفاق افتاد آقا چشمتون روز بد نبینه نامزد خواهرم اومده بود دیدنش میخواستن برن بیرون خرید این داداش ماهم از همه جا بی خبر از حموم میاد بیرون فکر میکرد کسی خونه نیست اینا رفتن
بعدش بدون حوله چون حوله تو اتاق بود میاد پذیرایی از اونجا بره اتاق که با نامزد خواهرم مواجه میشه میگه عه ببخشید اشتباهی اومدم بعدش فرار میکنه به اتاق میبینه خواهرم اونجاست بیچاره از خجالت اب شده بود :)

م
منواون هردومون ۹ سال پیش
پیام

خسته شدم از این همه بی توجهی ازاین که هر روز زنگ میزنم ولی دلش نمیخواد جواب بده ای کاش کنارم بودی اونقدر بی تو بغض گلومو قورت دادم که احساس میکنم دارم خفه میشم کسی انگار صدامو نمیشنوه انگار واسه هیشکی بعد تو مهم نیستم عزیز دلم برگرد برگرد که باوجود تو این دل ویرانم آباد میشود محمدم دوستت دارم