از خواب بیدار شدم. از مسجد صدای اذان میومد. دویدم اشپزخونه شروع کردم به غارت یخچال . بعد امدم ببینم چرا کسی برا افطار نیومده خونه دیدم خورشید وسط اسمونه.
من:))))))))))))
خورشید:0000
روزه:: ::
خاطرات خنده دار
بچه که بودم یه رفیق داشتم طفلی خیلی ساده بود
یا به قول امروزیا اسگل بود
خونشون مزاحم تلفنی زیاد داشت
حالا من فقط موندم کدوم اسگل تری به این گیر داده بود
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
هیچی عاقااااااااا
یه روز شیطنتم گل کرد بهش گفتم دوس داری حال مزاحم تلفنیتو بگیری
که دیگه هوس نکنه مزاحم بشه؟؟
دیدم طفلی بچه کلی ذوق کرد
منم بهش گفتم هر کی خونتون زنگید سریع دوشاخه تلفن رو از پریزش بکش بیرون
زود بزن تو پریز برق
گوشی تلفن مزاحمه از اون طرف میسوزه!!!!!
این گاگولم رفته بود انجام داده بود در جا گوشی تلفنشون ترکیده بود
کلی هم از باباش کتک خورده بود
ینی تا 3 هفته واسش ساندویچ میخریدم تا باهام آشتی کنه
البته دون میپاشیدم که یه داستان جدید سرش پیاده کنم یه خورده بره سر کار
سوژه خنده بشه ینی اصل سوژه خنده بود
اوریجیناله اوریجینال
خدایا از سر تقصیراتم بگذر من اون دنیا چطور جواب پس بدم خوووو
شما ها هم واسم دعا کنین
ینی جام تو موتور خونه جهندمه بوخودا
من توی دفتر تبلیغاتی کار میکنم..اکثرا هر کس میاد درباره تبلیغات ازم سوال میکنه ...
امروز ی خانمی اومده دفترما ...یکاره بهم میگه :
کولرتون چند هزاره ...؟
والا شما بگید من بهش چی بگم ...اینگار اومده کولر بخره ...
بخدا اینا کوچیک ترین چیزایی هست که بهتون گفتم ... باورکنید .
این خاطره مال چندسال پیش وقتی دانشجو بودم هست
پله های دانشگاهمون از این دوطرفه ها بود منم یه کتونی پوشیده بودم که تهش صاف بود
چشتون روز بد نبینه تا اومدم از پله ها برم پایین پام سر خورد یکی یکی پله هارو زیگزاکی رفتم پایین از اون طرف پله ها هم مدیر اموزشیمون میومد پایین بیچاره بدو اومد گفت خانوم چیزیتون نشد؟
منم که دیگه غش کرده بودم از خنده نمیتونستم بلند شم.(نه اصلا هم نمیخواستم تو افق محو بشم والاااااااا)
هه :))
چن سال پيش ماه رمضون تو اداره با چن نفر بساط جور كرده بوديم تو يه اتاق جاتون خالي روزه خواري ميكرديم يدفه رئيس اومد من پريدم پشت در اون يكيارو بردن بعدش برگشتم جاتون خالي ادامه دادم تنها شانسي كه اوردم و منو نديد واسه اين بود كه رئيسمون يه چشمش كور بود
حالگيري و ادب كردن گودزيلا!!!!!توجه !توجه!!
اقاخونه ي مامهمون اومده بود اين بچه گودزيلا خيلي خيلي شلوخ ميكرد يك نمونه( سس سفيدرو برگردوند توي سوپش كل بشقاب وسفره شده بود مخلوطي از سس وسوپ اونو پاك كردم وهيچ بعد ديدم روي شليلش داره تمرهندي ميزنه مياره جلوي صورت من ميگه بخورمنم حالم بهم مي خوره بدجور)خلاصه اين بچه اساسي شلوخ كرد ولي......من گفتم عزيزم مياي بريم با داداشام بازي كني اونم مثل چي امد منم بردمش پايين حسابي اشكشو داوردم (كتك)و تهديدش كردم كه اگر بگه بازم ميزنمش .يعني تا پايان مهموي ساكت نشسته بود حال كردي؟لايك: آفرين حال كردم لايك:چه جور دلت امد
عاغا هر وقت میخایم بریم جایی و ماشینمون جا نداره(بعله ماشینم داریم)از صندوق عقب به عنوان صندلی زاپاس استفاده میکنیم!!!!
خلاصه یه روز من و پسر عموم و پسر عمم و چن نفر دیگه تو صندوق بودیم و داشتیم خر کیف میشدیم(!!!)و همه چی داشت خیلی خوب و رمانتیک سپری میشد تا اینکه سرمونو بالا اوردیم و دیدیم عاغا پلیسه داره لبخندی شیطانی مزنه و برامون دست تکون میده،ما هم مثه تعدادی میمون تا کمر خودمونو هل دادیم بیرون،براش دست تکون می دادیم از خودمون صدا های نا اشنا در میاوردیم !!!
خلاصه میثم که اون روز راننده بود ما رو رسوند و رفت که بقیه رو بیاره
ولی تا دو سه ساعتی پیداش نشد!
هیچی دیگه فک کنم پلیسه به جرم قاچاق حیوانات اهلی گرفتش!!!
عاقا جشن عقد خواهرم بود منم خواهر عروس شیک و مجلسی رفتم وایسادم قند بسابم حالا عاغای عاقد میگه:عروس خانم وکیلم؟ من:عروس رفته گل بیاره !!!خب خداروشکر که مرحله اول به خوبی و خوشی رد شد.حالا عاقد دوباره:عروس خانم وکیلم؟من:عروس رفته گلاب بیاره...!!!همین جا سجده شکر به جا میارم که این مرحله هم به خوبی پشت سر گذاشتم!!!!دوباره عاقد :برای بار سوم میپرسم عروس خانم وکیلم؟من:عروس رفته زیر لفظی بیاره!!! منم هول کردم قندو ول کردم افتاد تو تور خورد تو سر عروس دوماد!!قشنگش اینه که این تیکه مثل ستاره ای تو فیلمشون میدرخشه
دیگه هرکی یه جارو گاز میزد آخر مجلس چیزی از صندلی های تالار نمونده بود تیکه هاش از تو دهن فامیلامون میریخت بیرون!! عایا من مقصرم؟عایا جامعه تاثییری تو عدم موفقیت من نداشت؟اثن مسئولین ازدواج آسان زیر لفظی رو حذف کنید!!!!
امروز داشتم تو دفترچه تلفن گوشیم دونبال شماره دوستم می گشتم متوجه شدم که دفترچه تلفن نیست نیازمندی های روزنامه هست :
علی درایور
حسین نیسان
مسعود سوپری
عباس ام دی اف
و کلی شغل خوب و مهیج دیگه
عاقا دیروز ماشین وانت خریده گفتم پشتش چی مینوی سی گف میدم بنویسه منو وانتم شما همه یاده بچگیهام تو دعوا افتادم لایک=من هم موافقم
ما از اونجايي كه واسه ليسانسمون 8سال تو دانشگاه مونده بوديم و استخون تركونده بوديم يه كسي بوديم تو دانشگاه واسه خودمون.
آقا يه روز رفتم سره كلاس همه داشتن سروصدا ميكردن و تو سرو كله هم ميزدن تا من رفتم داخل يه دفعه همه ساكت شدن از اونجايي كه نيم متر ريش داشتمو احتمالا منو زياد تو دانشگاه ديده بود فكر كردن من استادم واسه همين همه ساكت شدن و زل زدن تو چشمام اقا منم كم نيوردم اخمي انداختم تو ابرو هام و همينطوري رفتم تا اخره كلاس و نشستم رو آخرين صندلي حالا تصور كنيد همه كلاس ساكته ساكت.يه دفعه خودم پكيدم از خنده و تمامه كلاس يه نگاه به همديگه كردن و كلاس رفت رو هوا.خلاصه وضعيتي بود واسه خودش
رفته بودیم نمایشگاه عرضه مواد غذایی یکی از غرفه ها عسل گذاشته بود روی میز یک سینی هم کنارش قاشق داشت واسه تست کردن عسل ....
منم یکی از قاشقا رو برداشتم و عسل خوردم ، دیدیم مسئولش داره چپ چپ نگام میکنه ....
خواهرم اومد قاشق برداره یهو یارو یک دونه قاشق داد به خواهرم گفت : خانوم اون قاشقا کثیفه !!!
تازه فهمیدم هر کی عسل میخوره قاشق کثیفشو میزاره توی اون بشقاب ...
همشون زدن زیر خنده ، حالم داشت بهم میخورد ....
اندر خاطرات پدرم:)
شما اون موقع ها نبودین ما چند نفری میرفتیم زیر کرسی میخوابیدیم ، شب که سرد میشد یا باید از سوز سرما میمردیم یا اگر میرفتیم زیر کرسی از سوز دوستان :))
کلا اینجا بود که معنی آمپاس رو درک کردم :))
مرتيكه اوسكول ب من تو fbook ميگه خانم برو بخواب شوهرت ميزنتت_گفتم:خانم به اونايى ميگن كه شيش طيغه ميزنن،اونوخت ب منى كه سيبيلام اومدن تو گوشم ميگن خانم!
ينى پس از چند لحضه بيجنبه زد بلوكم كرد اوسكول مارمولكزاده تمساحنژاده دايناسور صفت.
اغا یه خاطره دیگه بگم بپوکییییییید. :)
اغا یه شب ما خابیده بودیم رو زمین(دلم میخواد به توچه).
خلاصه داشتم با گوشی جوک میخوندم که دیدم یه چیزه خار دار رو شونمه نیگاه که کردم.
دیدم ای دل غافل سوسک میباشد چنان جیغی زدم که بابا که کنار خابیده بود یه افسری خابوند تو گوشم. من اعصابم شد خورد سوسکرو با مشت اینقد زدمش که شد حلوا:)
بعد با دستمال ورش داشتم بعدشم دستمال رو اتیش زدم خاکسترشم ریختم تو دست شویی و سیفان را کشیدم:)
یعنی برادرم بعد از مشاهده ذی ماجرا تا ۱ هفته بهم نزدیک نشد:)
من >:(
بابام @ .@
برادرم :،،،(
سوسک ها :))))))) ایول یه نون خور کمتر.
لایک نکنید همین بلا رو سرتون در میارم گفته باشمممممم :) :) :) :) :)
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 15983
کل بازدید: 532574740










