دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 89290

تاریخ انتشار : تير 1392

عاغا هر وقت میخایم بریم جایی و ماشینمون جا نداره(بعله ماشینم داریم)از صندوق عقب به عنوان صندلی زاپاس استفاده میکنیم!!!!
خلاصه یه روز من و پسر عموم و پسر عمم و چن نفر دیگه تو صندوق بودیم و داشتیم خر کیف میشدیم(!!!)و همه چی داشت خیلی خوب و رمانتیک سپری میشد تا اینکه سرمونو بالا اوردیم و دیدیم عاغا پلیسه داره لبخندی شیطانی مزنه و برامون دست تکون میده،ما هم مثه تعدادی میمون تا کمر خودمونو هل دادیم بیرون،براش دست تکون می دادیم از خودمون صدا های نا اشنا در میاوردیم !!!
خلاصه میثم که اون روز راننده بود ما رو رسوند و رفت که بقیه رو بیاره
ولی تا دو سه ساعتی پیداش نشد!
هیچی دیگه فک کنم پلیسه به جرم قاچاق حیوانات اهلی گرفتش!!!