دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  89215

رفتم مغازه یه شارز گرفتم 6 هزار تومن بهش پول دادم دیدم 500 تومن داد بقیشو ادامس داد.منم بهش گفتم ادامس نمیخوام گفت خورد ندارم گفتم خو هزار تومن به من بده اونم داد منم برا 200 تومنش خودم از جیبم ادامس در اوردم بهش دادم گفتم این همه تو ادامس میدی ایندفعه نوبت منه

  89211

یکی از کارای شیطانیم اینه که وقتی دوستام شماره دانشجویی و رمزشونو بهم میدن تا نمرشونو ببینم، بعد از دیدن نمرشون میزنم رمزشونو عوض میکنم و بهشون نمیگم که بلند شن برن دانشگاه پیش مدیر گروه...
بعله یه همچین شخصیم ^_^

  89210

عاغا نصفه شبی خوابم نبرد پاشدم رفتم سراغ اینترنت چراغها هم خاموش بود در اتاقمم باز بود تو اعماق اینترنت غرق بودم که چشمتون روز بد نبینه یه صدایی شبیه به صدای گودزیلا به همراه اشانتیون(همون سایه ی طرف) که تو یه دستش هم چاقو بود روی دیوار ظاهر شد و به زبان آذری گفت:دوووو جهنم اوووول یات در اینجا دووو جهنم اول یات به معنی گمشو بگیر بخواب هست...... همونجا سکته رو زدم
من:(0.0 )
داداش گودزیلام:))))))))))))))))))
بچه ها پست دوممه هنوز کسی لایکم نزده... هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم......

  89191

شما یادتون نمیاد این شعرو
.
.
..
.
.
.
ما همه پیرو قاشق چنگالیم بر سر سفره ها حمله می بریم کو غذا کو غذا کو غذای ما.....

  89190

تو مترو بودم یه دختره اومد نزدیکم گفت:ببخشید خانم اسم عطرتون چیه؟
منم میخواستم بگم (عطر نیست اسپری هست به نام she) گفتم اسپرس شی.
دختره هم فکر کرد اسم عطرم "اسپرس شی" هست.سریع اسمشو یادداشت کرد و خوشحال تو همون ایستگاه پیاده شد.
من :O
دختره :)
حضاری که یواشکی اسم عطرمو واسه خودشون یادداشت کردن و فکر کردن نفهمیدم :)
همچنان من :O

  89187

اقا امروز سر کلاس زبان بودم معلم خواست معنیه(اشکِ چشم)و به بچه ها یاد بده
برگشت گفت:ببینید چه استادِ خوبی دارین واسه یاد دادن یه لغت اشکش دراومد
منم نامردی نکردم برگشتم گفتم:ینی شمام استادی؟؟؟
اقا کلاس شده بود استادیوم
فک کنم این ترمو بیوفتم
عیبی نداره ولی قهوه ای رنگ ساله
ازش معذرت میخوام دمش گرم معلم توپیه اگه خوند لایک نکنه!!!

  89163

اتفاقی رفتم تو یکی از وبلاگای بلاگفا تا صفحه باز شد نوشت اسمتو بنویس منم نوشتم خاک تو سرت!!!!!!
دیدم یه پنجره باز شد، نوشته: خاک تو سرت خوش اومدی به اینجا! :|

  89161

کلا من از وقتی عضو 4جوک شدم به همه پیشنهاد میکنم بیان باحاله
حالا کل فک وفامیل همش جلوی من خودشون رو میپان که سوتی ندن من پست بزارم
حالا کلی حواسم رو جمع میکنم سوتی میگیرم تا میخوام بیام پست بزارم یادم میره یا اینکه میزارم تایید نمیشه
یعنی یه وعضیه که نگو میخوام برم افق دوستان لطفا با لایک ادرس بدین بلد نیستم
بخدا اگه لایک کنی انگشتت هیچیش نمیشه به غرعان

  89157

شوهرم رفته نونوایی 100 تومن پول داده به فروشنده بهش میگه 5 تا نون بده با یه نایلون فروشنده همینجوری نیگاش میکنه میگه کی از غار بیرون اومدی؟
شوهرم قاطی کرده میگه چی میگی ؟فروشنده میگه 10 سال پیش با 100 تومن هم نون میدادن هم نایلون
شوهرم تازه فهمیده چه سوتی داده
خودش رفت تو اتیش تنور تا تو افق محو بشه ملت هم که چون نونوایی بود نونها رو گاز می زدن

  89135

عاقا چند روز پیشا اومدیم تیریپ صداقت(سداقت،صداغت،ثداغت،سداغت) برداشتیم،(مورد مذکور ته حلقت!)
برگشتم به مامامی جونم میگم مامانی یه نفر تو نت برگشته شماره داده و خلاصه در خواست دوستی و این حرفا....(آره مامانم روشن فکره)
خداییش چهره مامانم باز شد و خوشحال که همچین بچه درستکار و راستگویی داره.خلاصه قضیه ختم به خیر شد و تمام شد رفت پی کارش...(البته مامان جونم نمیدونست که اتفاق خاصی نیفتاد)
خلاصه عرضم به حضورتون دیشب تو 4 جوک داشتم چرخ میزدم،مامانم اومده تو اتاق میگه تو نتی؟!
میگم آررررره!
میگه ایندفه با کی؟!؟بچه نماز روزت باطله...
من:/
انجمن راستگویان ایرانo_O
اینترنت:|
مامانم:-)
خدایا به دادم برس...
خدایی عاشقشم!!!!لایک: تا تو باشی دیگه جو گیر نشی!!

  89134

بچه ها یک سوتی دادم یک سوتی دادم که نگوووووووووو
یعنی بد ضایع شدم
یحث ماه رمضون بود
منم داشتم با گوشیم انگری بردز بازی می کردم اصلا حواسم به بازیم بود همه داشتن حرف می زدن یهو گفتم:آخ آخ آخ خیلی بد می شه اگه ماه رمضون بیفته تو نیمه شعبان
یهو دیدم همه ترکیدن از خنده هیچی دیگه اب شدم
حالا بیا و ثابت کن که حواسم نبوده که فکر نکن نمیدونستم آخه یه ساعت داشتم گوش می کردم که ماه قمری چیه و ماه شمسی چیه...
یعنی من نمیدونم.........به خدا اینارو میدونم حواسم بوووووووووود

  89130

جان حافظ اگه بخام دروغ بگم!!
عاغا من توی دوران خوندن واسه کنکور..زد به سرم که برم فال حافظ بگیرم ببینم زیر1000 میشم و یه پول درست وحسابی هم گیرم میاد یانه؟به خدا اگه بخام دروغ بگم..این اومد:
(ای صاحب فال همین موقعیتی که داری..شکرگذار باش..همین هم برای تو زیادی است..شاید همین هم نبودی...شکر گذار باش...شاید همین را از دست بدهی...شاید دراینده...)!!
هیچی دیگه منم فوری کتاب حافظ رو بستم..تا مارو به کشتن نداده!!
ببین حافظ یه بار بهت رو انداختیم!!

لایک:اعتقاد به فال حافظ داری...!
لایک:اعتقا بهش نداری...!

  89121

من از اسم آرش خیلی خوشم میاد. دوران دبیرستان همیشه می گفتم تنها شرطی که برای ازدواج دارم اینه که اسم طرف آرش باشه. یه دوستی هم داشتم که تنها شرطش این بود که طرف 206 مشکی داشته باشه. از قضا پسرعموی اون یکی دوستم اسمش آرش بود و 206 مشکی هم داشت.......
هیچی دیگه بعد یه سال که سرش با دوستم کشمکش داشتیم آرش رفت دختر خاله شو گرفت...... :|
واقعا که بی لیاقتن بعضیا :)

  89117

آقا مادربزرگ ما چند روز پیش فوت کردند(خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه) بابام رفته بود به مسئول بیمارستانی که مادربزرگم فوت کرده بود گفته بود میشه یه فرم بیمه بدید زنه هم گفته بود باید خود مریض بیاد.بابام ما هم که عصاب نداشت گفته پاشو بریم سردخونه مریضو بیاریم.هیچی دیگه بدبخت زنه نمیدونست کجا بره محو شه
لایک=فاتحه برای شادی روحه ازه گذشته

  89084

این خاطره ماله 6 ساله پیشه ؛ اون موقه که من دوم دبیرستان بودم ....
برف شدیدی باریده بود ، با هم کلاسیام دم در دبیرستان ایستاده بودیم که معلم ریاضی از کنارمون رد شد ....
نمیدونم چی شد که یه گوله برفی درست کردم و نشونه کله تاسش رو گرفتم ....
پیش خودم گفتم من که هدفم اینقدر خوب نیست که بهش بخوره و با این باور به سمتش پرتاب کردم ....
اما از شانس بد من آنچنان به هدف خورد که تا ۵ سال دنبال نمره ریاضیم بودم ....