A.H.Y
به یه اصفهانی گفتم داداش کارت چیه ؟
گفت :دادام دام دارس آمنم تو دام داری دادام دام دارم
نزدیک بود ری استارت بشم
ترجمه:
برادرم دامداری داره و منم تو دامداریش دام دارم...
لهجه ک نیس...
رمز گاوصندوقه
خاطرات خنده دار
مامانم زنگ زده بود هتل رزرو کنه
طرف برگشت گفت هر وقت اومدید همون روز به ما زنگ بزنید
بعد مامانم گفت بله میشه شماره ی روزبه رو بدید...
منD:
هتلدار !?
روزبه :/
عاقا مراسم دفن بابام بود...من نرفته بودم...تو اتاق بودم و یکی از دوستامم کنارم بود ک مثلا تنها نباشم...
یهو صدای لا اله الله اومد و...
این دوستم خنده خنده خنده ترکید...منم خندم گرفت...گفت ببخشید
منم حرف نزدم چون خودمم پیش اومده مرگ خندهم میگرفت...ی نفرو داشتن دفن میکردن یاد شکلات میفتادم خندم میگرفت!
الان ک یادم میاد
میگم بابام اون لحظه چه حسی بهش دست داده؟!
مامانم دلتنگی میکنه...
میگم مامان؟
الان داره اون دنیا با حوریا عشق و حال میکنه:|
نمیدونم چرا انقد این زنا احساسی ان:)
عمه دوست من متولد مهر48 بوده.برای این طفل معصوم شناسنامه نگرفتن تا مرداد 50 که بابای دوستم دنیا اومده.حالا حماسه پدربزرگ دوستم خیلی قشنگه که رفته برای هردوی این بچه ها شناسنامه بگیره تاریخ تولد دخترشو گرفته 3 مرداد 50.تاریخ تولد پسرشو گرفته 5 مرداد 50.ینی مادربزرگ دوستم در عرض سه روز دوتا زایمان کرده!!!!!!!!!!
ینی کمر علم پزشکی اونروز جوری شکست که تا حالا صاف نشده!!!!!!
ما یه فرمانده داشتیم مخالف صد در صدی سیگار کشیدن سربازها.
خلاصه داشتیم کنار برجک سیگارهارو جاساز شده رو بر می داشتم که سر پشت بکشم. که دیدم یکی از پشت سر میگه دارررررری چکاررررررر می کنی سربازززززز
منم از صدا متوجه شدم همون فرمانده مونه... (خدا به دادم برسه)
-اومد دهانم بو کرد گفت: دهانت بو میده چرا مسواک نزدی
+من بعد پستم معمولا میزنم
-یا بعد سیگار کشیدن
گوش کن فیلتر سیگار زیاد محموطه پادگانه اگه از دس هر سربازی سیگار بگیرم یه هفته بازداشت براش رد می کنم با هیچی هم شوخی ندارم.
بعد پستم دیدم یه گوشه ایستاده سیگارهای جاساز شده رو دراورده انداخته تو سطح اشغال. فردا جلو چشم همه سربازها کشفیات جدید رو اتش زد و تهدید کرد به زودی عملیات گسترده تری برای انهدام و نابودسازی دخانیات در سطح پادگان شروع میشه.
یعنی اون روز تا شب خبر کشفیات جدید این قدر تو پادگان دهان به دهان شد که نگو...
سرهنگ منطقه +-+
مافیا مخوف کلمبیا ٪-٪
فرمانده مون بعد کشفیات بزرگ *-*
سربازای مال باخته ٬-٬
A.H.Y
تو مدرسه نمایش شنگول و منگول اجرا کردیم من شنگول بودم
اونجا که گرگ حمله کرد گفت: الان میخورمت...
یادم رفت چی بگم... گفتم: بیا بخورش
خلاصه مجبورم کردن ترک تحصیل کنم
من خیلی سوتی دادم حالا بدترینشون: شب خاستگاریم بود آیفون زنگ خورد خودشون بودن!! منم کلی حول شدمو رفتم بازکنم آیفونو برداشتمو گفتم الو!!!!!!!!!!!!
پسره سرخ شد ازخنده
حالا مگه چیع هی میخندی؟
A.H.Y
داشتم فیلم ناجور میدیدم یهو از تو آینه دیدم بابام داره میاد،
تا اومدم جم و جور کنم یهو زد پس کلم گفت
"اجسام از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیک ترند"
عاقا,خانوم
ما یه کمد داریم که توش همه چی پیدا میشه همه چیییییی
بعد ما هر چی گم میکنیم اول اونو نگاه میکنیم که ۹۹% هم از اونجا پیدا میشه حالا چن روز پیش پسر خالم
گم شده بود از اونجا پیدا کردیم :-)
یه بار با نامزدم رفته بودیم خونه پدر بزرگش یه مراسم برامون گرفته بودن خودمونی (فامیل های نزدیک) یهو روم به دیوار گوزم اومد دیدم همه مشغول صحبت کردن هستن رفتم تو حیاط (حیاطشون نسبتا بزرگه) رفتم یه گوشی که کارمو انجام بدم دیدم پدربزرگ نامزدم داره قدم میزنه (شنیده بودم گوشاش فوق العاده سنگینه به حدی کهصدا آرپیچی رو به زور میشنوه) خلاصه گفتم همین جا عالیه.
زارررررررررررررررت
دوباره زارررررررررررت
سبک شدم و رفتم تو جمع و با مهمونا خوش و بش کردم.
خلاصه شبش به نامزدم گفتم چرا یه سمعک برای اقا جوووون نمیخری
اونم گفت سه روز پیش یه سمعک گران قیمت براش خریدیم که حتی صدای پای مورچه روی دیوارو میتونه بشنونه.
من +-+
پدربزرگ نامزدم ^-^
ما یه دوس سیگاری داشتیم تو خدمت خدای سوتی دادن بود.
یه بار به جای دانستنی های سرباز تو جیبش سیگار گذاشته بود که ببره تو پست بکشه که فرمانده پادگان می بینش میگه سربازززززززز بیااااااا اینجاااا
اونم میره جلو احترام میذاره میگه بله قربان
فرمانده سرباززز هفته آینده بازدید داریم دانستنی های سرباز بلدی؟؟؟!!!!
دوستم بله قربان بلدم.
فرمانده دانستنی های سرباز باید همیشه باهات باشه اونم تو جیب چپت.
دوستم که هول شده بود گفت درسته قربان.
فرمانده حالا دانستنی تو بده بپرسم اگه بلد نباشی همین الان ۴۸ ساعت برو بازداشت
(دوستم که یادش رفته بود به جای کتاب دانستنی سرباز سیگار گذاشته تو جیبش) بقیه ماجرا خودتون حدس بزنید
من +-+
خودش °-°
فرمانده مون •-•
یادمه یه روز اول سر پست خوابم اومد پاس پخش اومد گفت حالا که فرستادم بازداشت میفهمی.
منم در حالی غمگین بودم به دوستم گفتم زنگ بزن به خانوادم بگو پسرشون بازداشته اگه میتونن براش سند جور کنن
دوستم (هم خاست سر به سرم بذاره) ببین هیچی رو گردن نگیر. توکلت به خدا
هیچی دیگه تا یه سال هی بهم می گفت دادا از حبست چقد مونده .
یادش بخیر جواهری در قصر که پخش میشد من ۲۰ قسمت طول کشید که یانگوم رُ از بقیه تشخیص بدم که یهو لباسش عوض شد گم کردمش دیگه ندیدم.
کُلا من توی ۳ تا صحنه از فیلم عروسی داییم هستم؛ وقتی دارم در ماست موسیر اول رو باز میکنم، در ماست موسیر دوم رو لیس میزنم ، دارم ماست سومی رو میگیرم :||| :(
*******abas_m223********
ســوار اتــوبــوس شـدم بـغـلیـم آب مــیــوه تــعــارف کرد
فــکــر کـردم مـیـخــواد بــیــهــوشــم کــنــه گــفــتــم نــمـیـخــورم گــفــت داداش بـبـیــن خــودمــم مــیــخـورم
جــفـتــمـون خــوردیـم ,جــفـتــمــون بـیـهـوش شـدیـم!!! :)
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531554538










