دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 234199

تاریخ انتشار : شهريور 1396

یادمه یه روز اول سر پست خوابم اومد پاس پخش اومد گفت حالا که فرستادم بازداشت میفهمی.
منم‌ در حالی غمگین بودم به دوستم گفتم زنگ بزن به خانوادم بگو پسرشون بازداشته اگه میتونن براش سند جور کنن
دوستم (هم خاست سر به سرم بذاره) ببین هیچی رو گردن نگیر. توکلت به خدا
هیچی دیگه تا یه سال هی بهم می گفت دادا از حبست چقد مونده .