دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  234762

رفته بودم شمال.حالا لب دریا دیدم صحنه عاشقانس یه نگاه اینوروانور کردم دیدم نه شوهرنه نامزدنه دوسپسر هیچی ندارم نشستم روی شنا یه قلب بزرگ کشیدم یه ضبدرم روش زانو هامم بقل کردم زل زدم به دریا.حالا دختره اومدبیشتر از من جو گرفتسش گفت/همشون نامردن داستان تو چیه؟.من/ دوسش داشتم بعد شیش ماه گذاشت رفت بعد یه ماه اومد با شیش تا بچه.یه نگاه به دختر کردم بدبخت قیافش عین سکته ای ها شده بود./ تا دو ماه بچه هاشو جموجور کردم که یه روز غذاشو دیر دادم دیدم یه بچهاشوخورده.یه نگاه دیگه کردم دیگه واقعاسکته زد/ بعدم بابام فهمیدو انداختش بیرون حالا یه اشکم اومد از چشم پایین.دختره/ بمیرم برات چه سختی هایی کشیدی مردتیکه خیلی بیشعور بوده./ مرد که نبود ماده بود/ وا عاشق یه زن شدی/ اصلا آدم نبود گربه بود.تا خود ویلا دنبالم بود.والا مردم اصاب ندارن ^_____~

  234742

تو خدمت ساعت ده تا دوازده شب پست بودم,پستم که تموم شد رفتم نفر بعدی رو بیدار کردم که بیاد سر پستش
بلند شد گفت داداش انگار یه ساعت از مملکت عقبی
الان ساعت یازده برو سر پستت ...

  234727

ما تو یه خونه (ویلایی ) تو یه منطقه باکلاس شهر تهرون کار می کردیم که یه دختره از این داف مافا اومد گفت ببخشید من غذاتونو اوردم بیایید کمک. منم فرض مث بز کوهی پریدم غذاها از دستش ربوهیدم. (واژه رو حال کردی)
به به دیدم کباب کوبیده ست داشتیم لقمه می زدیم دیدم دختره شاکی اومده میگه آقاااااااا کی گفته این غذا شماست.
من: پس غذا کیه. نکنه غذا شماست. حالا شما هم بیا دورهم یه لقمه بزیم
دختره نه غذا شما تو ماشینه این غذا جیجوهه.
من حالا تو ماشین چیه.
دختره ماکارونی.
این داستان واقعی بود.
من و دوستم
سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان
سگه در حال خوردن چلو کباب

  234681

تو ماشین نشسته بودم راننده یه مسافر کنار خیابون دید . سری رفت سوارش کنه نزدیک بود زیرش بگیره!!!

حالا طرف اومده سوار شده

طرف: اقا نزدیک بود بزنی بکشیم
راننده: نترررررس
طرف: دنیا تهش مردنه دیگه از چی بترسم
راننده: خخخخ اینجوری نگو ان شا الله که صد سال سیاه زنده باشی!!!

یعنی منفجر شدم

  234623

آقا کلاس شیشم که بودم ۳۴ نفر بودیم بعد یه سال بشونSدادم بیان پارک گفتم هرکیم میخوان بیارن رفیق فابمو پیدا کردم داشتیم حرف میزدیم که یهو گفت/هستی اون الهام سیبیل نیست.من/آره پاشو بریم.یارو پشتش به من بود زاارت زدم پس کلش بگشت دیدیم این که الی نیست هیچی با مریم پا به فرار گزاشتیم اونم دنبالمون.من/مریم نقشهB6.یهو خودمونو زدیم به عقب موندگی برگشتیم کلمو کج کردم رفتم طرفش/ گاگاگه گه.میکردم یه زره تعجب کردو رفت با مریم زدیم قدش رفتیم پیش بچه ها آقا چشتون روز بد نبینه دیدیم دختره هم اونجاست هیچی تا وستای دور همی شکل عقب موندا بودیم دیدیم نمیشه ماجرارو براش گفتیم نامردی کردو یکی زد پس کلم بعدم باهاش جور شدیم
خلاصه پیام من به شما اول صورت شخص مورد نظرو ببینین بعد شوخی خرکی کنید. اینم پیام این هفته برین بخوابین بچه های گلم^__^

  234621

نمونه خاطرات سربازی پسرا با واقعیت ماجرا

یادش بخیر من جلو خود فرمانده هم سیگار کشیدم نمیتونست چیزی بهم بگه (دور تا دور پادگانو واسه یه جا موش می گرده در حالی ۵۶ سرباز هم دارن با استرس نگهبانی شو میدن)

من هر وقت میخاستم میرفتم مرخصی می گرفتم فرمانده هم معمولا چیزی بهم نمی گفت. همیشه مرخصیم اوکی بود. (دستمالو خیس می کنه و رو شیشه اتاق فرمانده با مظلوم نمایی می کشه)

معمولا تک تیرانداز و کار با همه اسلحه ها رو هم بلد بوده (کلاش رو باز می کنه می خاد بنده متوجه میشه چند قطعش اضاف اومده)

معمولا فرمانده نسبت به سایر سربازها بیشتر ازش حساب می بره (فرمانده میگه از هفته آینده دیگه نمیخاد نظافت سرویسو انجام بدی)

معمولا زیاد اهل درگیری و نزاع بوده و چن بار هم براش بازداشت رد کردن (با بعض برگه ۴۸ ساعت اضاف خودرو نگاه می کنه و به افق خیره میشه)

معمولا کارهای سخت و طاقت فرسا پادگانو بهش می دادن که تحمل انجام ان را هر کسی نداشت (کیسه سطح زباله رو بلند کرده و در سطح اشغال می اندازد.)

اهل جیم زدن و زرنگ بازی بود و همه از دستش عاصی بودن (پشت دست شویی قایم شده تا فرمانده نبینش بهش بگه بیا فیلتر سیگارو جمع کن)

سابقه درگیری با چن خلافکار معروف و گردن کلفتو در کارنامه خود داشته (سگ پادگانو داره با چوپ اذیت می کنه و احساس غرور می کنه)

  234595

A.H.Y
دیشب داشتم با بابام فیلم هندی میدیدم یارو با یه تیر ۵ نفرو کشت!!

به بابام گفتم بزن اونور اینا همش خالیبندیه..!

برگشت گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار میکشه تو بو میگیری

هیچی نشستیم فیلمو دیدیم چه فیلمی بود

  234593

یه بارم گشت ارشاد من و با بابام گرفت|:
هیچی هم نداشتیم ثابت کنیم.‌...
هیچی دیگه آخرش زنگ زدیم مامان اومد جمعمون کرد:/
مثل من نشید صلوات!

  234589

آقا عاشورا سال پیش اصلاعاشورا نبود که یه نگاهی به کارای من در آن سه روز میندازیم رفتن بالای خاور سنگ پرتکردن باتیرکمون به بچه های دهات هر کدومم می خواستن بیان بالا با بروبچ یا با جارو میزدیم اگه خیلی سیریش بود با آفتابه آب میریختیم روشون اگه دیگه خیلی زیاد سیریش بود کبریت آتیشی پرت میکردیم.میرفتیم مسجد تو برنامه (زاپیا شریت)اسمم رو محمد میزاشتم مخ دخترا رو میزدم بازی فیلم میگرفتم . لباس گشاد پوشیدم با یه سوییشرت با مدادHB برای خودم سیبیل کشیدم یه کلاهم گزاشتم سرم رفتم تو دسته زنجیر زدم تو مسجد مردونه شام دادم بعدم روزه خوندمو چای دادمو اومدم خونه .البته تو دسته سه نفر فهمیدن با دایی کوچیکم پسر دایم پسر عمم زدیمش.توی اون سه روز معروف شدم به ممد۷خط .خدا امسالو رحم کنه ^___^

  234561

A.H.Y
یادمه یه نفر از پدربزرگم فندک خواست اونم برگشت گفت اونی که گوه میخوره ، ملاقه گوه خوریشم با خودش میبره.





خدابیامرز یکم رک بود سر همین نزاع های خیابونی هم مُرد

  234538

با بابام نشستیم والیبال میبینیم...
آخرای ست...امتیازا برابر...یهو ایران یه جاخالی خورد...
من:الان؟الان باید عقب بیوفتین؟توپ کنار پات خورد جم بخور دیگه...
عصبانی شدم صدامم یه ذره رفت بالا
بابام_بیخودی اعصاب خودتو خورد نکن بابا ببرن یا ببازن چی به ما میرسه...
20ثانیه بعد بابام با داد...
_آخه سرویسا این افلیجه رونمیتونین دریافت کنین...پاسورشون قد خر والیبال حالیشه اونوخ واستون جاخالی میندازه...
تلوزیون خاموش کرد پاشد رفت...
من_بابا چرا اعصاب خودتو میریزی بهم...بیخیال...
بابام_ حیف منه که میگم فحش ندم...به جهنم بذار ببازن...روشن کن این لامصبا ببینیم چند چند میبازن...
آخرش ایران برد...
بابام باذوق_ای ماشالا بهشون...من از همون اول میدونسم ایران میبره ...
اصنم براش مهم نی ایران میبره یا میبازه...

(^_<)F:M:Z(>_^)

  234535

دودل بودم این خاطره رو بزارم ولی جهنم الضرر شمام بهم بخندین روحتون شاد شه
جمعه هفته پیش از جاجی خورون یکی از دوستای بابام که تو هتل اوین بود(اینو نمیگفتم دق میکردم)برگشتیم منم خیر سرم برای اولین بار کت شلوار پوشیده بودم جلو آینه به بابام گفتم یقه مو ایستاده بزارم قشنگه یا خوابیده برگشته میگه ایستاده بیا ازت عکس بگیرم میگم نه گوشی شماها به اینترنت وصل میشه هک میشین عکسام پخش میشه!میگه نه میخوام بریزم تو فلش کوچولو کوچولو چاپ کنم بزنم جاهایی که مثل پریز برق خطر هست که بچه کوچیک دست نزنه!!!!!!

ملت منو میبینن میگن خانوم فلانی(ننم)چه دختر خانومی داری ایشالا عروسیش اونوقت فک فامیل آدم اینجوری میگن

من دیگه حرفی ندارم!!!


Signature:Dr.MHY.YQB82

  234519

یبار هتفون گزاشته بودم رو گوشم آهنگ .خدایا مرسی توهی. هم داشتم گوش میدادم بعد مو هامم بالشم برام کفتری زده بود حالا جولو آینه هم بودم داشتم می خوندم رسید به اونجاس که میگه OK OK حالا حالت من در اون لحظه دیشب شلوار کردی بابا مو پوشیدم جورابمم سفید کشیده بودم روش سر شرط بندی با ننه یه دونه زیر پوش آبی دستام به صورت لایک هر بار می گفتمOK کلمو یه تکون عشوه ای میدادم پایین تنمم یه قر کوچیک بعد چند دیقه دیگه دستمو گزاشتم روسرمو چشامو بستم قر میدادمو دور خودم می چرخیدمو می خوندم بعد چند دقیقه دیدم انگار زمین لرزه داره میاد یه نگاه این ور اون ور انداختم دیدم کل فامیل بابام دارن هلکوپتری میزنن ننه هم هی دمپای پرت می کرد میگفت / خدا لقتت کنه پوکیدم.نگو فامیلامون می خواستن برن پارک اومدن مارم ببرن. هیچی الان لقبم تنبون کردیه شهرتم هستی کمدی^__^

  234490

رو مبل خوابیده بودم تو 4جوک بودم یهو دیدم یه دمپایی پرت شد طرفم یه نگاه به دمپایی کردم نگاه به مامان بزرگ مامانم( بله ما کلا زیاد عمر می کنیم بزن به تخته) من/ ننه چرا میزنی.ننه/ خاااااک تو سرت یه دوست پسر نداری برات یه حلقه بگیره نگاه کن این گرفته.بعدم اشاره کرد به tvیع پسره بود داشت حلقه میداد به دختره خلاصه تا آخر فیلم من دمپای می خوردم که دیدم صدا یه انفجار اومد نگام رفت سمت tv تو انگشتر دختره بمب بود یه دفعه بوووم پکید دختره کل ساختمون رفتن تو هوا که یهو یه دمپایی دیگه خوردم / دیگه چرا میزنی ننه.ننه/ تو غلت می کنی دوست پسر داشته باشی فهمیدی./ ننه حالا که ندارم ولم کن حالا دمپایی های که خوردم به کنار بابام اومده بدو بدو رفته می گه / اکبر هستی دوست پسر داره
من دیگه ضربه مغزی شدم×_×

  234477

چند وقت پیش می خواستیم بریم استخر با دختر عمم سوار تاکسی شدیم تو تاکسی داشتمOOGyهمون گربه آبیه(چون همیشه تو خونه صداشو در میووردمو می خندیدم ) یهو صداشو درووردم .دختر عمم روبه من: چی گفتی عزیزم.منم دوباره صدارو دروردم دخترعمم: آهااان آقا همین کوچه نگه دارید.هیچی اونروز استخر نرفتیم ولی تا یک ماه قیافمون این شکلی بود(: ^_^