دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 234621

تاریخ انتشار : شهريور 1396

نمونه خاطرات سربازی پسرا با واقعیت ماجرا

یادش بخیر من جلو خود فرمانده هم سیگار کشیدم نمیتونست چیزی بهم بگه (دور تا دور پادگانو واسه یه جا موش می گرده در حالی ۵۶ سرباز هم دارن با استرس نگهبانی شو میدن)

من هر وقت میخاستم میرفتم مرخصی می گرفتم فرمانده هم معمولا چیزی بهم نمی گفت. همیشه مرخصیم اوکی بود. (دستمالو خیس می کنه و رو شیشه اتاق فرمانده با مظلوم نمایی می کشه)

معمولا تک تیرانداز و کار با همه اسلحه ها رو هم بلد بوده (کلاش رو باز می کنه می خاد بنده متوجه میشه چند قطعش اضاف اومده)

معمولا فرمانده نسبت به سایر سربازها بیشتر ازش حساب می بره (فرمانده میگه از هفته آینده دیگه نمیخاد نظافت سرویسو انجام بدی)

معمولا زیاد اهل درگیری و نزاع بوده و چن بار هم براش بازداشت رد کردن (با بعض برگه ۴۸ ساعت اضاف خودرو نگاه می کنه و به افق خیره میشه)

معمولا کارهای سخت و طاقت فرسا پادگانو بهش می دادن که تحمل انجام ان را هر کسی نداشت (کیسه سطح زباله رو بلند کرده و در سطح اشغال می اندازد.)

اهل جیم زدن و زرنگ بازی بود و همه از دستش عاصی بودن (پشت دست شویی قایم شده تا فرمانده نبینش بهش بگه بیا فیلتر سیگارو جمع کن)

سابقه درگیری با چن خلافکار معروف و گردن کلفتو در کارنامه خود داشته (سگ پادگانو داره با چوپ اذیت می کنه و احساس غرور می کنه)