دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 234589

تاریخ انتشار : شهريور 1396

آقا عاشورا سال پیش اصلاعاشورا نبود که یه نگاهی به کارای من در آن سه روز میندازیم رفتن بالای خاور سنگ پرتکردن باتیرکمون به بچه های دهات هر کدومم می خواستن بیان بالا با بروبچ یا با جارو میزدیم اگه خیلی سیریش بود با آفتابه آب میریختیم روشون اگه دیگه خیلی زیاد سیریش بود کبریت آتیشی پرت میکردیم.میرفتیم مسجد تو برنامه (زاپیا شریت)اسمم رو محمد میزاشتم مخ دخترا رو میزدم بازی فیلم میگرفتم . لباس گشاد پوشیدم با یه سوییشرت با مدادHB برای خودم سیبیل کشیدم یه کلاهم گزاشتم سرم رفتم تو دسته زنجیر زدم تو مسجد مردونه شام دادم بعدم روزه خوندمو چای دادمو اومدم خونه .البته تو دسته سه نفر فهمیدن با دایی کوچیکم پسر دایم پسر عمم زدیمش.توی اون سه روز معروف شدم به ممد۷خط .خدا امسالو رحم کنه ^___^