امروز امتحان عربی داشتیم از معنی لغت ها داشتم برگه هارو تصحیح میکردم جوابای چندتاشون خیلی جالب بود:
لاعب(بازیکن)=عیب ندارد
نافذه(پنجره)=شکست ناپذیر
مفرد هاتان(هذه)=هات
جالس(نشسته)=حسود(اینو فکرکنم با JEALOUS اشتباه گرفته بوده)
حجر(سنگ)=هجرت
یعنی من خودم رو میز از خنده غش کرده بودم همه مونده بودن که من به چی میخندم(^▽^)
نمرشم دادم ۴ از ۲۰:|
خاطرات خنده دار
یادش بخیر پارسال ک میرفتیم مدرسه ( پارسال دیپلم گرفتم:|)
یه روز یکی از بچه ها داشت سیب میخورد بعد رفت انداختش تو سطل اشغال مام گفتیم سارا چرا سیب رو انداختی گف من وقتی سیب رو از راه دهنم میخورم دهنم درد میگیره کله کلاس ترکید. دیگ از اون به بعد سارا ایسگاه بود تا اخره سال خخخخ
دیدین یه سری پدر مادرا همچین رو تربیت بچه حساسیت نشون میدن که انگار بچه یه نابغه اس؟؟
مثلا هر چی به بچه میدن مامانش سریع میگه عه پسرم نگفتیا مرسی
یه سری یه مهمون اومده بود خودنمون بچه داشتن من بردم ی کاکائو بهش دادم
مامانش گفت:پسرم ببین عمو بهت کاکائو داده بگو مرسی عمو
بچه هم نه گذاشت نه برداشت گفت:عمو گوه خورده نمیخورم
یه بارم عید بود...
خونه ماهم عیدا بیش از 30/40 نفر مهمون داریم
منم رفته بودم حموم اخراش بود که برق قطع شد
دیگه لباسامو پوشیدم دره حمومو بازم کردم دیدم تو تاریکی دارن شام میخورن
کسی هم صحبت نمیکرد
خواستم از رو سفره رد بشم که گیر کردم نزدیک بود بخورم زمین
بعد با اعتماد به نفس کامل و کمی عصبانیت گفتم:
برق نیس که نیس از بین 40 نفر ادم عقل هیچ کدومتون نمیرسه تلویزیونو روشن کنید که نورش بیوفته جلوپامونو ببینیم
هیچی دیگه بعد از چند ثانیه صدای خنده موج مکزیکی زد بعد اونم شده بودم نخبه فامیل
امروز تو ماشین نشسته بودیم
خواهرمم دماغشو عمل کرده
یه پسر یه نگاهی به دماغ من کرد
بعد یه نگاهی ب دماغ خواهرم کرد خندید
بعد خواهرم گفت اون پسره ب دماغ تو خندید هاااا
منم گفتم نه ب این خندید ک ببین دماغ تو چی بوده ک رفتی عمل کردی خخخخخخخخ
حاضر جوابی رو میبینی
یادش بخیر توی بوفه برای خرید یه ساندویچ 300تا کالری میسوزوندیم،آخرش100بدست میاوردیم ، 1000تاهم برای فرار از گشنه ها: |
اموز سر کلاس داشتم نظریه بیگ بنگ استیو هاوکینگ رو نقد میکردم که یکی از بچه ها با عصبانیت گفت استاد(تف به ریا معلوم شد استادم)عکس این یارو رو نشون بده وقتی دیدش گفت این یارو خودش وسط بیگ بنگ بوده و با انفجار افتاده رو زمین...کلاس منفجر شد.
H.83
آقا یارو اومده بود خاستگاریه یکی از فامیل منو پسر عمم بودیم حالا هی این خاستگاره نگاه میکرد به فامیله ما نیششو باز میکرد فامیل ما هم محلش نمیزاشت خاستگارم اومد زرنگی کنه که فامیل مارو یه جا تنهایی گیر بکشه باهاش حرف بزنه رو کرد به مامان دختره گفت/ ببخشید دست شویی کجاست
مامانه/ البته دخترم شمارو راهنمایی میکنه
حالا دختره هی داشت به منو علی اشاره میکرد یعنی منو نجات بدین منم یهو پاشدم گفتم پریسا جان خستس علی جان شما آقا عمادو راهنمایی کنید
علی/ البته بفر مایید از این طرف آقا عماد
چرت یارو پاره شد حالا رفتن دیگه نیومدن مامانم گفت برو دنبالش منم پاشدم رفتم دم در دستشویی درو زدم گفت / کیه
منم هول کردم گفتم/ منم درو بزن
هیچی تا آخر خاستگاری هرچی دختره اشاره کرد من محل نزاشتم
والا اعصاب نداریم
سوار هواپیما شدم مهماندارش خوشگل بود, خودمو زدم به بیهوشی مهمانداره گفت الان خوب میشی
گفتم نمیخوای تنفس مصنوعیو امتحان کنی؟
پرتم کردن پایین.
سر کلاس شیمی بودیم...دوستم رفت پای تخته و شروع به نوشتن معادله کرد...آقا این خل اشتباهی جی ژول رو نذاشت...از آخر کلاس یه بنده خدایی گفت په جیشش کو...یهو کلاس منفجر شد...دوستمم تو افق محو شد...
امروز رفتم داروخونه یه چندتا دارو بگیرم، بعد مسئول داروخونه هی مارو معطل میکرد و از بقیه رو میداد، آقا وقتی بالاخره اومد سراغ ما، من هم نامردی نکردم و یکی یکی اسم دارو هارومیگفتم، بنده خدا سه چهاربار رفت بالای قفسه هاو میومد و من دوباره اسم داروی بعدی رو میگفتم،خلاصه اشکشو درآوردم تا اون باشه دیگه منو معطل نکنه...خبیث هم خودتونید.
ناموسا این رفیقای من یه توهم های فضایی میزنن در حد الکلاسیکو!
حالا یه نمونشو براتون میگم مطلع باشین
معلم قرآنمون گفته سوره زخرف برای اموات میخونن و این چیزا دوست من برگشته بهم میگه:
میدونی چیه؟من الان برای ننه ارمیا قاسمی میشینم سوره زخرف میخونم بعد ننش میره تو خوابش بهش میگه بیاد منو پیدا کنه باهام ازدواج کنه!
من0__0
من هی دلم نمیاد دلشو بشکونم بهش نمیگم زن داره ولی بالاخره یه روز که میفهمه!
Signature:Dr.MHY.YQB82
انصافا ما كه خيلی حال ميكرديم وقتی معلم ميگفت "كلاستون بدترين كلاسيه كه دارم" انگار مزد زحماتمونو ميگرفتيم :)))
امروز ساعت شیش صبح رفتم کتابخونه درس بخونم، مسئول کتابخونه خوف کرده بود،گفت : حاجی دکترحسابی هم این موقع صبح نمیاد کتابخونه، تو دیگه چه موجودی هستی؟...
دیروز با دوستم رفته بودیم مغازه اون یکی دوستم
این دوستم که باهاش رفته بودم به اون یکی دوستم گفت دادا موتورتو بده یه سر برم خونه گوشیمو بردارم بیام
موتورو گرفت رفت ۳۰ ثانیه ای اومد!!!
موتورو کوبیده بود به یه پراید ۸۰ خسارت داده بود برگشته بود!!!
اسمش سیامکه ولی الان بهش میگیم ۳۰۸۰
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589351










